07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

نیاز به داشتن دستاورد در دی ان ای های ما ریشه دارد.تنها کافی است چند دقیقه با هر فردی همزبان شوید تا شروع به گفتن از اهدافش کند.این اهداف ممکن است پیشرفت علمی، به دست آوردن یک مدرک، پیدا کردن شریک زندگی یا شروع یک کسب و کار باشد. من به عنوان روانشناس، این مزیت را داشته ام که جزو افرادی بوده ام، که دیگران با آن ها در مورد اهداف و آرزو های خود صحبت می کنند.
متاسفانه من رویاها و اهداف زیادی را دیده ام که به نتیجه نرسیده اند، نه به خاطر تلاش های شکست خورده بلکه به خاطر شکست خوردن در تلاش کردن.
یک اضطراب درونی وجود دارد که ما را میخکوب می کند و اجازه نمی دهد به سمت اهداف خود حرکت کنیم. ترس از شکست ما را در جای خود میخکوب می کند در حالی که قطار زندگی در حرکت است.
در ادامه ۵ خطای شناختی در این مورد و راه مقابله با آن ها آمده است:

 

 

۱.شکست یک امر شخصی است.

ما شکست را به خود می گیریم و فراموش می کنیم که شکست یک تجربه ی انسانی است. همه ی افراد شکست را تجربه می کنند.
ما خودمان را با افراد موفق مقایسه می کنیم و فراموش می کنیم که آن ها نیز در مسیر موفقیت هایشان شکست های زیادی داشته اند.
برای مثال مایکل جوردن بسکتبالیست افسانه ای می گوید: من بیش از ۹۰۰۰ شوت را از دست دادم، ۳۰۰ بازی را باختم و ۲۶ بار، من مطمئن بودم بازی را می برم اما باختم. من بار ها و بار ها در زندگی شکست خوردم و علت پیروزی ام نیز همین است.
اگر اسطوره ها، همیشه شکست خورده اند، چرا ما باید استثنا باشیم؟
کلید اصلی این است که این شکست ها را یک تجربه ی شخصی ندانیم بلکه تجربه ی ارزشمندی بدانیم که همه ی انسان ها زمانی تجربه می کنند.

 

 

۲.تاوان شکست بزرگ است.

ما ترس از شکست را با این فکر شدید تر می کنیم. در نتیجه برای آن ترفیع شغلی درخواست نمی دهیم یا به دانشگاه دلخواه خود نمی رویم یا از کسی که دوستش داریم، برای یک قهوه دعوت نمی کنیم.
ما بدون بررسی شواهد، عجولانه تصمیم به کار های بالا می گیریم.برای مثال، اگر اقدام کنیم اما ترفیع شغلی نگیریم، اگر قبول نشویم یا فرد مورد علاقه مان ردمان کند چه چیز هایی را از دست می دهیم؟
به یادداشته باشید، اقدام نکردن در جهت اهدافمان، به معنای کنار زدن فرصت هاست. با ترس از شکست و اقدام نکردن، نتیجه مشخص است. چرا به خودتان یک فرصت دوباره نمی دهید؟

 

 

۳.شکست هیچ فایده ای با خود به همراه ندارد.

ما معمولا جنبه های منفی شکست را در نظر میگیریم اما جنبه های مثبت آن را فیلتر می کنیم. ما از رسیدن به اهداف خود دست می کشیم زیرا از نا امیدی و شرمی که شکست می تواند موجب شود، به شدت می ترسیم.
اما فراموش می کنیم شکست یک تجربه ی ارزشمند در زندگی است زیرا فرصتی برای یادگیری و رشد در اختیار ما می گذارد. حتی به نظر می رسد ما از شکست هایمان بیشتر از موفقیت هایمان رشد می کنیم.
من در این زمینه، داستان شخصی خودم را دارم. من برای ۵ برنامه ی آموزشی درخواست دادم اما در اولویت دومم قبول شدم. به عنوان یک فرد دستاوردگرا، از این اتفاق به شدت ناراحت بودم اما امروز که به گذشته نگاه می کنم بابت آن سپاسگزارم.برای مثال من با همسرم در این دوران آشنا شدم وبقیه ی ماجرا.

 

 

۴.اگر شکست بخورم، من بک بازنده ام.

شکست به طور احساسی دردناک است. زمانی که شکست می خوریم،احساس شرم می کنیم و معمولا احساس ارزشمندیمان تحت تاثیر قرار می گیرد.
اما شکست در واقع تاثیری بر ارزشمندی ما ندارد. شکست می تواند یک نشانه باشد که ما توانایی رشد داریم.
ما ممکن است شکست بخوریم نه به این علت که بی عرضه یا ناتوان هستیم بلکه به سادگی به این دلیل که خوش شانس نبوده ایم.
ارزش ما با دستاوردهایمان مشخص نمی شود. هیچ سطحی از موفقیت شما را آدم ارزشمند تری نمی کند.
و به همین ترتیب هیچ سطحی از شکست نیز از ارزش شما کم نمی کند.
ارزش شما بخشی درونی و غیر قابل انکار از انسانیت است‌. شما ارزشمند هستید چون انسانید.

 

 

۵.من با بی حرکت بودن چیزی برای از دست دادن ندارم.

ما از اقدام کردن پرهیز می گنیم به این علت که روی آنچه ممکن است اشتباه پیش برود تمرکز می کنیم. اما فراموش می کنیم اقدام نکردن نیز عواقب خود را دارد. ثابت ماندن می تواند در زمان هایی ، هزینه ی زیادی ایجاد کند.
به ترس از شکست اجازه ندهید بر شما غلبه کند. این کار ممکن است اضطراب بیشتری از ترس از شکست در شما ایجاد کند. اما به خودتان اجازه دهید در جهت خواسته هایتان اقدام کنید. در این صورت حداقل در مسیر شکست، چیز هایی ارزشمند یاد میگیرید.

 

 

منبع:

psychologytoday.com

مطالب مرتبط :

چگونه می توان برای آینده ای “پر ابهام” برنامه ریزی کرد؟

چرا نمی توانیم دست از نگرانی برداریم؟!

تقویت اعتماد به نفس به کمک مغز!

10 استراتژی برای بهبود اعتماد به نفس

6 گام برای شناخت کودک درون

ریشه های عمیق خودسرزنشی و خودانتقادگری