07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

حتما پیش آمده است که در گذشته به کودک درونتان اشاره کرده باشید:
کودک درون خودم را امتحان کردم!
ممکن است این جمله را زمانی گفته باشید که در پارک روی تاب بازی می کنید یا با لباس درون استخر می پرید.

بسیاری افراد،ریشه ی اولین استفاده ها از مفهوم کودک درون را به کارل یونگ نسبت می دهند. او کودک درون را به عنوان یک آرکیتایپ( الگو) و نمونه در کار خود تعریف کرد.
او کودک درون را با تجربیات گذشته و خاطراتی در مورد بی گناهی و معصومیت، بازیگوشی ، خلاقیت و امید به آینده همراه دانست.
متخصصان دیگر، کودک درون را نه تنها به عنوان کودکیِ شما می دانند، بلکه به تجربه ی زیسته ی شما در تمام مراحل زندگی ارتباط می دهند.
کودک درون همچنین یک منبع قدرت است زیرا تجربیات کودکی می توانند تاثیر زیادی بر رشد شما به عنوان یک بزرگسال داشته باشند.

اما این موضوع یک شمشیر دو لبه است.
زمانی که تجربیات منفی کودکی، شما را تحت تاثیر قرار بدهند، کودک درون شما ممکن است این زخم ها را تا زمانی که به ریشه ی آن دسترسی پیدا نکنید با خود حمل کند.
هر کدام از ما یک کودک درون داریم، یا به بیان دیگر یک روش بودن. تماس با کودک درون می تواند به بهبود سلامت کمک کند.
‏یک کودک درون سالم، بازیگوش ، خوشحال و کودکانه به نظرمی رسد. در حالی که یک کودک درون آسیب دیده با چالش هایی در بزرگسالی روبرو خواهد بود. به خصوص زمانی که اتفاقات خاصی، خاطراتی در گذشته را تحریک کنند.
‏با این ۶ استراتژی می توانید کودک درون خود را بهتر بشناسید:

 

 

۱.ذهن بازی داشته باشید.

مشکلی نیست اگر در مورد ایده ی کودک درون مطمئن نیستید.
لازم نیست به این کودک به عنوان شخصیتی جدا نگاه کنید. در عوض به او مانند بازتابی از تجربیات گذشته ی خود بنگرید.
برای بیشتر مردم تجربیات گذشته شامل مخلوطی از اتفاقات خوب و بد در کنار هم است.
این اتفاقات، اهداف و تصمیم های شما را در آینده رقم می زنند.
پژوهش ها نشان می دهند که این اتفاقات به تنهایی نیستند که نقش مهمی در رشد ما دارند. بلکه شناخت ما از خود گذشته مان نیز نقش اساسی ای در بهبود سلامت در زندگی آینده دارد.
هر کسی می تواند با کودک درون خود ارتباط برقرار کند و از این کار سود ببرد. اما مقاومت در برابر این مفهوم می تواند سد راه باشد.
اگر اندکی بدبینی نسبت به این ایده دارید کاملا طبیعی است. به کودک درون به چشم بازبینی رابطه ی خود با گذشته تان نگاه کنید و نه چیزی بیشتر. این دیدگاه به شما کمک می کند با نگاه کنجکاوانه ای مسیر را ادامه دهید.

 

 

۲.برای راهنمایی گرفتن به کودکان نگاه کنید.

کودکان درس های زیادی از زندگی می توانند به شما یاد بدهند. درس هایی در مورد لذت های کوچک و یافتن شادی و زندگی در لحظه‌ ی حال.
اگر برای شما دشوار است که خاطرات لذت بخش کودکی خود را به یاد آورید، شرکت در بازی هایی خلاقانه با کودکان می تواند ان خاطرات را به شما یادآوری کند و شما را با شادی روز های قدیمی پیوندی دوباره دهد.
هر نوع بازی ای می تواند مفید باشد. بازی هایی مانند قایم موشک می تواند به شما احساس رهایی و بی قید و بندی بدهد. می توانید از طریق بازی ها به رویاهای کودکانه ی خود دسترسی پیدا کنید.
اگر لحظات دشواری را در زندگی تجربه کرده اید، ممکن است سناريو های خاصی را در ذهن خود پیاده کرده باشید تا بتوانید راحت تر با مسئله کنار بیایید.
بازی کردن با کودکانتان تنها به حس بازیگوشی شما اضافه نمی کند بلکه تاثیر مثبتی بر سلامت آن ها و رشد شخصیتی شان نیز دارد.

اگر خودتان فرزندی ندارید می توانید با فرزندان دوست یا خانواده این تجربه را داشته باشید.
تماشای برنامه های تلویزیونی مورد علاقه تان در کودکی یا خواندن کتاب های مورد علاقه تان می تواند احساس مثبتی در شما ایجاد کند.

 

 

۳.خاطرات کودکی خود را تصویرسازی کنید.

تصاویر و عکس ها از جمله چیز هایی هستند که می توانند ارتباط شما با گذشته را یادآوری کنند.
دفترخاطرات دوران کودکی خود را بخوانید یا به البوم عکس های دوران مهدکودک خود رجوع کنید.
اگر اطرافیان، والدین یا خواهر و برادر شما خاطراتی برای به اشتراک گداشتن از کودکی شما دارند با آن ها هم صحبت شوید.
اگر کودک درون خود را در حال رنج دیدید، بدانید که می توانید به او کمک کنید شفا پیدا کند.
کودک درون شما می تواند به قوی شدن شما کمک کند : خوشبینی و شادی ساده ی او در زندگی می تواند به افزایش اعتماد به نفس و سلامت شما کمک کند.

 

 

۴.زمان خود را به انجام کارهایی بگذرانید که در گذشته از آن ها لذت می بردید.

به کارهایی فکر کنید که در کودکی شما را خوشحال می کرده اند. به عنوان یک کودک حتما کارهای زیادی بوده است که شما را خوشحال می کرده. شما مجبور به انجام آن ها نبوده اید اما آن ها را صرفا انجام می داده اید تا شما را خوشحال کنند.
فعالیت های خلاقانه ای مانند نقاشی و رنگ کردن می توانند گزینه های خوبی باشند. زمانی که به ذهن خود اجازه ی استراحت می دهید، احساساتی که معمولا به آن ها اجازه ی به سطح آمدن نمی دهید، در قالب هنر از سرانگشتان شما بیرون می آیند.
بعضی از این احساسات می توانند به بخش های کمتر دیده شده ی شما و کودک درونتان برگردند.

 

 

۵.با کودک درون خود صحبت کنید.

یکی از بهترین راه ها برای ارتباط با کودک درونتان، نوشتن به او است.در این صورت اگر برایتان دشوار است نیاز نیست با او با صدای بلند صحبت کنید.
نوشتن یک نامه به خود کودکی تان یا صرفا نوشتن در مورد دوران کودکی و خاطرات آن می تواند به شما کمک کندتجربیات گذشته ی خود را بهتر بشناسید. می توانید با روش ها و تکنیک های مختلفی بنویسید. حتی می توانید نوشته را به صورت پرسش و پاسخ جلو ببرید.
ممکن است کودک درون شما، آسیب پذیر و نیازمند مراقبت باشد. یا ممکن است شاد و رها و ازاد باشد. پاسخ شما به سوالات می تواند آسیب پذیری و استرس کودک درون را درمان کند.
به این تمرین به عنوان راهی برای قوی کردن ارتباط خود با کودک درونتان نگاه کنید.

 

 

۶.با یک فرد متخصص صحبت کنید.

اگر ارتباط با کودک درون برای شما با احساسات منفی و دشواری همراه بوده است می توانید کمک بگیرید. این احساسات شامل احساس غم، سوگواری، نا امیدی و… است.
یک فرد متخصص و روانشناس می تواند به شما مهارت های مقابله ای را بیاموزد که بتوانید با احساسات دشوار کنار بیایید و مشکلات گذشته ی خود را برای همیشه برطرف کنید.

منبع:

healthline.com