07136476172 - 09172030360 [email protected]

افسردگی ممکن است برای مبتلایانش مانند یک بدبختی تسکین ناپذیر به نظر برسد، اما نویسنده یک کتاب جدید و بحث‌ برانگیز اصرار دارد که این وضعیت برای نوع بشر بسیار مفید است و در نهایت می‌تواند به دستاوردهای بزرگی منجر شود.

در یک ارزیابی جدید از این اختلال، یک روانپزشک و مشاور برجسته استدلال می کند که افسردگی به دور از اینکه یک بیماری مدرن باشد، هزاران سال است که با ما بوده و باقی مانده است. زیرا می تواند به افراد انعطاف پذیری بیشتری برای مقابله با چالش های زندگی بدهد.

اما ابتدا بیایید نگاهی به علائم افسردگی بیندازیم:

بیش از 1000 ترکیب مختلف از علائم وجود دارد که می تواند منجر به تشخیص اختلال افسردگی شود. اگر علائمی را تشخیص می‌دهید که شما یا شخصی که ممکن است بشناسید افسرده باشد، گرفتن کمک حرفه ای ضروری است. برای اطلاعات بیشتر واحد افسردگی انستیتو سلامت مغز دانا را ببینید.

حالت افسردگی

در افسردگی شدید، فرد بیشتر روز احساس افسردگی می کند. از سوی دیگر، کودکان یا نوجوانان ممکن است بیشتر تحریک پذیر به نظر برسند تا غمگین.

فردی که دارای خلق افسرده است ممکن است احساس غمگینی یا «پوچ بودن» را گزارش کند یا ممکن است مرتباً گریه کند. داشتن خلق و خوی افسرده یکی از دو علامت اصلی است که برای تشخیص افسردگی استفاده می شود.

کاهش بهره وری عملکرد

دومین علامت اصلی اختلال افسردگی، کاهش علاقه یا لذت بردن از چیزهایی است که زمانی از آنها لذت می بردید. که به عنوان آنهدونیا نیز شناخته می شود.

آنهدونیا با بی تفاوتی متفاوت است. در حالی که بی تفاوتی به فقدان علاقه و انگیزه اشاره دارد، آنهدونیا فقدان احساس، به ویژه، لذت است. غیر معمول نیست که یک فرد بی تفاوتی و بی لذتی را به طور همزمان تجربه کند.

علائم آنهدونیا را می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد:

آنهدونیای فیزیکی:

افراد مبتلا به بی لذتی فیزیکی کمتر قادر به تجربه لذت های حسی هستند. به عنوان مثال، غذاهایی که زمانی از آنها لذت می بردید، اکنون طعم خاصی ندارند. ممکن است رابطه جنسی لذت بخش نباشد یا علاقه خود را نسبت به آن از دست بدهید.

بی لذتی اجتماعی:

افراد مبتلا به بی لذتی اجتماعی از موقعیت های اجتماعی لذت نمیبرند. به عنوان مثال، کسی که قبلاً دوست داشته با دوستان خود برای صرف صبحانه ملاقات کند، اکنون نسبت به شرکت در این گردهمایی ها یا پاسخ دادن به تماس های تلفنی بی تفاوت است.

تغییرات در اشتها

یکی دیگر از علائم رایج افسردگی، تغییر در میزان غذا خوردن است. برای برخی افراد، این به معنای از دست دادن اشتها است. ممکن است مجبور شوید خود را مجبور به خوردن کنید زیرا غذا خوردن جذابیت خود را کاملا از دست داده است. یا شاید به سادگی انرژی لازم برای تهیه وعده های غذایی را ندارید.

احساس غم و اندوه یا بی ارزشی نیز می تواند منجر به پرخوری شود. در این موارد، غذا معمولاً به عنوان یک مکانیسم دفاعی استفاده می شود. ممکن است متوجه شوید که غذا خلق و خوی شما را بالا می برد، اما وقتی لذت موقت از خوردن از بین رفت، برای سرکوب احساسات خود به غذای بیشتری دست می یابید.

یک مطالعه هزاران مرد و زن را به مدت 11 سال مورد بررسی قرار داد. کسانی که در آن زمان احساس افسردگی و/یا اضطراب را گزارش کردند، تغییرات بیشتری در وزن خود داشتند و شانس بیشتری برای تشخیص چاقی داشتند.

گرسنگی یک نیاز بیولوژیکی برای خوردن است در حالی که اشتها صرفاً میل به خوردن است. از دست دادن اشتها زمانی است که با وجود گرسنگی و نیاز مداوم بدن به مواد مغذی، تمایلی به خوردن نداشته باشید.

اختلالات خواب

اختلال خواب در 90 درصد افراد مبتلا به افسردگی وجود دارد. که می تواند به شکل مشکل در خواب (بی خوابی) یا خواب بیش از حد (هیپرخوابی) باشد.

بی خوابی شایع ترین است و تخمین زده می شود که تقریباً در 80٪ از افراد مبتلا به افسردگی رخ می دهد. به ندرت، در حدود 15 تا 25 درصد موارد، افراد مبتلا به افسردگی بیش از حد می خوابند.

مشکلات خواب می تواند هم دلیل افسردگی و هم یکی از علائم افسردگی باشد. بنابراین، بهبود توانایی خواب برای ایجاد احساس بهتر و کاهش احتمال عود افسردگی در آینده مهم است.

اختلال روانی حرکتی

مهارت های روانی حرکتی مهارت هایی هستند که در آن حرکت و تفکر با هم ترکیب می شوند. این شامل مواردی مانند تعادل و هماهنگی است، مانند هنگام برداشتن یک سکه از روی زمین یا نخ کردن یک سوزن.

خستگی

احساس خستگی مزمن می تواند نشانه ای از اختلال افسردگی مداوم و اختلال افسردگی اساسی باشد. احساس نداشتن انرژی، می‌تواند در عملکرد طبیعی شما اختلال ایجاد کند.

شاید شما آنقدر احساس خوبی ندارید که بتوانید از فرزندان خود مراقبت کنید یا به انجام کارهای خانه تمایل نداشته باشید. خستگی ناشی از افسردگی بالینی گاهی اوقات می تواند بسیار زیاد باشد.

احساس بی ارزشی یا احساس گناه

افسردگی می تواند بر همه چیز تأثیر منفی بگذارد، از جمله نگاه شما نسبت به خودتان. ممکن است خودتان را به شیوه‌های غیرواقعی و دوست نداشتنی تصور کنید، مثلاً احساس کنید که بی‌ارزش هستید.

همچنین ممکن است متوجه شوید که در کنار گذاشتن فکر کردن به اشتباهات گذشته‌تان مشکل دارید و در نتیجه احساس گناه کنید. ممکن است رویدادهای بی‌اهمیت شما را بیش از حد عذاب بدهد ، یا فکر کنید که اشتباهات جزئی دلیلی بر عدم کفایت شماست.

احساس گناه بیش از حد و احساس بی ارزشی از علائم شایع اختلال افسردگی اساسی است. در برخی موارد، احساس گناه ممکن است آنقدر شدید باشد که منجر به ناتوانی در دیدن چیزها به گونه ای که واقعاً هستند شود.

مشکل در تمرکز

هم اختلال افسردگی اساسی و هم اختلال افسردگی مزمن شامل مشکل در تمرکز و تصمیم گیری است. افراد مبتلا به افسردگی ممکن است این را در خود تشخیص دهند یا اطرافیانشان متوجه شوند.

این تأثیر به‌ ویژه در افراد مسن‌تر دیده شده است. آنها ممکن است متوجه شوند که در پردازش سریع افکار مشکل دارند و علائم خود را به زوال شناختی ناشی از پیری نسبت می‌دهند.

افکار مکرر راجع به مرگ

افکار مکرر مرگ که فراتر از ترس از مردن است، با اختلال افسردگی اساسی مرتبط است. یک فرد مبتلا به افسردگی شدید ممکن است به خودکشی فکر کند، اقدام به خودکشی کند یا برنامه خاصی برای خودکشی داشته باشد.

اگر این افکار به سراغ شما یا عزیزانتان می‌آیند حتما به دنبال کمک حرفه ای باشید.

غم و اندوه به عنوان یک مزیت در طی تکامل!

از هر چهار نفر در بین ما، یک نفر در مقطعی از زندگی خود دچار افسردگی می شود و از هر 20 نفر یک نفر در حال حاضر با آن زندگی می کند. پزشکان در مورد علت رایج بودن آن اختلاف نظر دارند.

دکتر پل کیدول، کارشناس اختلالات خلقی در انستیتو روانپزشکی لندن، توضیح میدهد چگونه غم و اندوه به عنوان یک مزیت تکاملی باقی مانده است. و چرا چیزی که باعث درد و ناتوانی بسیار می شود، در برابر تغییرات تکاملی مقاومت کرده و هنوز هم به طور معمول رخ می دهد.

ما آن را به‌عنوان یک نقص می‌بینیم. اغلب بیماران خود را به نوعی بازنده می‌بینند. در حالی که من آن را یک مکانیسم دفاعی می‌دانم. این اختلال به سادگی در گونه انسان تکامل پیدا کرده است تا برای ما برخی مزایای بلندمدت داشته باشد.

کسب بینش جدید و واقع بینانه

اساساً، افسردگی می‌تواند بینش‌های جدید و کاملاً رادیکالی به ما بدهد. می‌تواند راهی برای واکنش مؤثر به چالش‌هایی که در زندگی داریم به ما بدهد. در شکل شدید آن، وحشتناک و تهدید کننده زندگی است، اما برای بسیاری، یک دوره دردناک کوتاه مدت است که می تواند شما را برای مدتی از یک موقعیت استرس زا خارج کند. این می تواند به افراد کمک کند تا راه جدیدی برای مقابله با رویدادها یا موقعیت سخت بیابند. و دیدگاه جدیدی به شما بدهد و همچنین شما را در مورد اهداف خود واقع بینانه تر کند.

Keedwell می‌گوید شواهد خوبی از مطالعات طولانی‌مدت، به‌ویژه یک نظرسنجی جمعیتی که اخیراً از بزرگسالان هلندی منتشر شده وجود دارد که نشان می‌دهد پس از افسردگی، به نظر می‌رسد بسیاری از بیماران بهتر می‌توانند با چالش‌ها کنار بیایند. برای بیشتر افراد، نشاط، تعامل اجتماعی و سلامت عمومی آنها بعد از طی کردن دوره افسردگی بهبود یافت. در بیمارانم دیده‌ام که افسردگی می تواند شما را در دیدگاه خود واقع بینانه تر کند. همچنین با اطرافیان خود احساس همدلی بیشتری می کنید.

شاید همیشه هم اینطور نباشد…

اما مطالعه هلندی همچنین نشان داد که اقلیتی بودند که پس از اولین حمله افسردگی بدتر شدند، به ویژه آنهایی که قبل از بیماری از نظر اجتماعی در انزوا بودند، یا در مواردی که اعتیاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی وجود داشت.

دکتر کیدول در سی سالگی دچار یک دوره بد افسردگی شد. او میگوید: ماه‌ها ادامه داشت، اما من از آن خلاص شدم و فکر می‌کنم در نتیجه پزشک بهتری شدم. من مطمئناً با بیمارانم همدلی بیشتری داشتم. همچنین باعث شد مشکلاتم را به چشم بیاورم و احتمالاً کمی تواضع بیشتری داشتم.

ارسطو به دلیل بینش هایی که فرد می توانست با دوره افسردگی به ارمغان بیاورد، آن را حالتی سرشار از ارزش اخلاقی و معنوی بی اندازه می دانست.

به گفته کیدول، قوی‌ترین استدلال برای سودمندی افسردگی در توانایی آن نهفته است که ما را مجبور می‌کند تا خودمان را بازنگری کنیم و بپرسیم: «چرا به خودم اجازه داده‌ام برای مدتی طولانی ناامید باشم؟». اگر افسردگی ما را تشویق به ارزیابی مجدد چیزها نمی کرد، بعداً به همان اشتباه باز می گشتیم.

در پایان…

لطفا همیشه به خاطر داشته باشید که میتوانید در حال خود تغییر ایجاد کنید و یک زندگی بدون افسردگی داشته باشید،شاید چند روش را امتحان کرده باشید و جواب نگرفته باشید اما بدانید هنوز راه هایی وجود دارند که منتظر شما هستند تا زندگی خود را نجات دهید و آنطور زندگی کنید که لیاقت دارید و دوست دارید.در این راه حمایت دیگران و درمان های جدید را در نظر بگیرید.

برای بهره وری از مزایای بهبود افسردگی، ابتدا باید از شر آن خلاص شوید! اگر میخواهید از روش های نوین درمان افسردگی بیشتر بدانید، مطلب زیر را از دست ندهید:

روش های نوین در درمان افسردگی

منابع:

  1. Cleveland Clinic. Persistent depressive disorder.
  2. https://www.theguardian.com/society/2008/feb/24/mentalhealth.health
  3. Fried EI, Nesse RM. Depression is not a consistent syndrome: An investigation of unique symptom patterns in the STAR*D studyJ Affect Disord. 2015;172:96-102. doi:10.1016/j.jad.2014.10.010
  4. Treadway MT, Zald DH. Reconsidering anhedonia in depression: lessons from translational neuroscienceNeurosci Biobehav Rev. 2011;35(3):537-555. doi:10.1016/j.neubiorev.2010.06.006
  5. https://www.verywellmind.com/top-depression-symptoms-1066910
  6. Brumpton B, Langhammer A, Romundstad P, Chen Y, Mai X-M. The associations of anxiety and depression symptoms with weight change and incident obesity: The HUNT studyIntl J Obesity. 2012;37:1268-1274(2013). doi:10.1038/ijo.2012.204
  7. Tsuno N, Besset A, Ritchie K. Sleep and depressionJ Clin Psychiatry. 2005;66(10):1254-1269. doi:10.4088/jcp.v66n1008
  8. Dauvilliers Y, Lopez R, Ohayon M, Bayard S. Hypersomnia and depressive symptoms: methodological and clinical aspectsBMC Med. 2013;11:78. doi:10.1186/1741-7015-11-78
  9. Fang H, Tu S, Sheng J, Shao A. Depression in sleep disturbance: A review on a bidirectional relationship, mechanisms and treatmentJ Cell Mol Med. 2019;23(4):2324-2332. doi:10.1111/jcmm.14170
  10. Sobin C, Sackeim HA. Psychomotor symptoms of depressionAm J Psychiatry. 1997;154(1):4-17. doi:10.1176/ajp.154.1.4
  11. van den Kommer T, Comijs H, Aartsen M, Huisman M, Deeg D, Beekman A. Depression and cognition: How do they interrelate in old age? Am J Ger Psy. 2013;21(4):398-410. doi:10.1016/j.jagp.2012.12.015
  12. Centers for Disease Control and Prevention. Suicide: Facts at a glance.