07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

https://danabrain.ir/shiraz-tms-rtms/افسردگی همیشه با یک نسخه ثابت درمان نمی‌شود. بعضی افراد با روان‌درمانی بهتر می‌شوند، بعضی با دارو، بعضی با ترکیب این دو، و گروهی هم با وجود مصرف دارو یا جلسات درمانی، همچنان علائم ماندگار دارند. در سال‌های اخیر، TMS یا تحریک مغناطیسی مغز به‌عنوان یکی از روش‌های علمی و غیرتهاجمی در درمان افسردگی، به‌ویژه افسردگی مقاوم به درمان، جایگاه جدی‌تری پیدا کرده است. در منابع جدید روانپزشکی، TMS به‌عنوان روشی معرفی می‌شود که با پالس‌های الکترومغناطیسی، فعالیت نواحی مشخصی از قشر مغز را تعدیل می‌کند و بیشترین شواهد بالینی آن در درمان افسردگی مقاوم به درمان بررسی شده است.

در کلینیک سلامت مغز دانا، نگاه ما به TMS فقط «روشن کردن یک دستگاه» نیست؛ TMS زمانی ارزشمندتر می‌شود که با ارزیابی بالینی، بررسی سابقه درمان، سنجش شدت علائم و در صورت نیاز، ابزارهایی مثل نقشه مغزی/QEEG در کنار هم دیده شود. هدف این است که درمان تا حد ممکن بر اساس ویژگی‌های فردی هر مراجع طراحی شود، نه فقط بر اساس یک پروتکل عمومی.

TMS چیست و rTMS چه تفاوتی با آن دارد؟

TMS مخفف Transcranial Magnetic Stimulation است؛ یعنی تحریک مغناطیسی از روی جمجمه. در این روش، یک کویل مغناطیسی روی سر قرار می‌گیرد و پالس‌های مغناطیسی کنترل‌شده به نواحی خاصی از مغز ارسال می‌شود. این پالس‌ها می‌توانند فعالیت مدارهای عصبی را تغییر دهند؛ بدون جراحی، بدون بیهوشی و بدون ایجاد تشنج درمانی مانند ECT.

rTMS یعنی repetitive TMS یا تحریک مغناطیسی تکرارشونده. در درمان‌های بالینی، معمولاً از rTMS استفاده می‌شود، چون اثر درمانی معمولاً با تکرار جلسات و تکرار پالس‌ها در یک بازه درمانی شکل می‌گیرد. مرور بالینی American Journal of Psychiatry در سال ۲۰۲۵ توضیح می‌دهد که اثر ضدافسردگی rTMS از حدود سه دهه قبل مطالعه شده و امروز پژوهش‌ها روی پارامترهایی مثل محل تحریک، الگوی پالس، طراحی کویل، برنامه جلسات و روش‌های هدف‌یابی دقیق‌تر تمرکز دارند.

مهمترین ناحیه RTMS در شیراز

به زبان ساده، TMS مثل یک مداخله هدفمند روی شبکه‌های مغزی است. در افسردگی، یکی از اهداف رایج، ناحیه قشر پیش‌پیشانی پشتی‌جانبی چپ یا left DLPFC است؛ ناحیه‌ای که در تنظیم خلق، انگیزه، توجه و کنترل شناختی نقش دارد.

چرا TMS از نظر علمی جدی است؟

اهمیت TMS فقط به تبلیغات کلینیکی محدود نیست. در سال ۲۰۲۵، یک consensus update جامع درباره TMS در درمان افسردگی منتشر شد که در آن بیش از ۲۳۹۶ چکیده و مقاله بررسی شده بود. این گروه کاری نتیجه گرفت که TMS همچنان شواهد گسترده‌ای از نظر ایمنی و اثربخشی در درمان افسردگی نشان می‌دهد و در کنار آن، روی موضوعاتی مثل آموزش درمانگران، نقش تیم درمان، مستندسازی، انتخاب بیمار و مدیریت عوارض نیز تأکید کرد. برای اطلاعات بیشتر منبع جامع ایمنی و عوارض دستگاه rTMS را ببینید.

از نظر وضعیت تأییدهای بین‌المللی نیز، FDA در سال ۲۰۰۸ مجوز بازاریابی TMS را برای درمان افسردگی اساسی صادر کرد و بعدها کاربردهایی مثل درد همراه برخی میگرن‌ها و OCD نیز به موارد مجاز اضافه شدند. البته این به معنای این نیست که TMS برای همه اختلالات یا برای همه افراد مناسب است؛ بلکه یعنی برای برخی تشخیص‌ها، شواهد و مسیرهای قانونی معتبرتری نسبت به بسیاری از مداخلات نوظهور وجود دارد.

TMS در درمان افسردگی؛ مهم‌ترین کاربرد بالینی

قوی‌ترین جایگاه بالینی TMS در حال حاضر مربوط به افسردگی مقاوم به درمان است؛ یعنی شرایطی که فرد با وجود دریافت درمان‌های رایج، پاسخ کافی نگرفته یا به دلیل عوارض، امکان ادامه بعضی داروها را ندارد. در مرور بالینی سال ۲۰۲۵، TMS به‌عنوان درمانی مطرح شده که بیشترین بررسی آن در افسردگی مقاوم انجام شده و پروتکل‌های مختلف آن از نظر هدف تحریک، الگوی پالس، کویل، شدت و برنامه جلسات مطالعه شده‌اند.

نکته مهم این است که TMS «درمان فوری» یا «درمان تضمینی» نیست. معمولاً نیاز به یک دوره درمانی منظم دارد و پاسخ افراد می‌تواند متفاوت باشد. در یکی از مقالات Molecular Psychiatry، نویسندگان اشاره می‌کنند که در بیماران مقاوم به درمان، در برخی مطالعات حدود ۵۰٪ پاسخ درمانی و حدود ۳۰٪ بهبودی کامل گزارش شده است؛ اما این اعداد میانگین پژوهشی‌اند و نباید به‌عنوان وعده قطعی برای هر فرد بیان شوند.

میزان بهبودی افسردگی با RTMS

در عمل بالینی، مهم‌تر از عدد کلی، این سؤال است: آیا فرد برای TMS کاندید مناسبی است؟ پاسخ به این سؤال به تشخیص، شدت علائم، سابقه دارویی، وجود اضطراب یا وسواس همراه، سابقه تشنج، داروهای فعلی، خواب، مصرف مواد، وضعیت پزشکی و ارزیابی روانپزشک بستگی دارد.

TMS چگونه می‌تواند روی افسردگی اثر بگذارد؟

یکی از اشتباهات رایج این است که TMS را فقط به‌صورت ساده «تحریک مغز» توضیح دهیم. مطالعات جدید نشان می‌دهند اثر TMS احتمالاً از مسیرهای شبکه‌ای و شناختی پیچیده‌تری عبور می‌کند.

در مقاله‌ای که سال ۲۰۲۶ در Molecular Psychiatry منتشر شد، ۴۹ بیمار مبتلا به افسردگی اساسی، ۲۰ جلسه iTBS روی DLPFC چپ دریافت کردند. پژوهشگران بررسی کردند آیا تغییرات زودهنگام در پردازش هیجانی می‌تواند پاسخ بالینی بعدی را پیش‌بینی کند یا نه. نتیجه مهم این بود که افزایش سوگیری مثبت در پردازش هیجانی، هم در رفتار و هم در فعالیت مغزی، پس از هفته اول درمان با پاسخ بهتر در پایان چهار هفته ارتباط داشت. به بیان ساده‌تر، در برخی بیماران، TMS ممکن است کمک کند مغز اطلاعات هیجانی را کمتر به سمت منفی و بیشتر به سمت مثبت پردازش کند.

این یافته برای توضیح علمی TMS بسیار ارزشمند است، چون نشان می‌دهد اثر TMS فقط در سطح «کم و زیاد شدن فعالیت مغز» نیست؛ بلکه ممکن است با تغییر نحوه پردازش هیجان، تفسیر چهره‌ها، شبکه‌های پیش‌پیشانی و نواحی مانند rACC ارتباط داشته باشد. همین نگاه شبکه‌ای است که درمان‌های جدید مغز را از رویکردهای ساده و قدیمی جدا می‌کند.

چرا پروتکل TMS نباید برای همه یکسان باشد؟

در سال‌های ابتدایی، یک مدل ساده درباره rTMS رایج بود: فرکانس بالا معمولاً تحریک‌کننده است و فرکانس پایین معمولاً مهارکننده. اما مقاله جدید Reassessing the neurophysiological effects of rTMS در Neuroscience & Biobehavioral Reviews نشان می‌دهد که این مدل بیش از حد ساده است. این مرور سیستماتیک و متاآنالیز می‌گوید فرضیات اولیه عمدتاً از مطالعات قشر حرکتی آمده‌اند و اینکه این فرضیات در همه پروتکل‌ها، شاخص‌های اندازه‌گیری و نواحی قشری صادق باشند، قطعی نیست.

برای یک کلینیک حرفه‌ای، پیام این مقاله بسیار مهم است: TMS نباید صرفاً با یک نسخه ثابت برای همه اجرا شود. محل تحریک، شدت، فرکانس، نوع کویل، مدت جلسات، الگوی تحریک مثل rTMS کلاسیک یا theta burst، علائم غالب فرد و حتی وضعیت مغز در زمان تحریک می‌توانند روی نتیجه اثر بگذارند.

به همین دلیل، در کلینیک سلامت مغز دانا شیراز، ارزیابی قبل از درمان اهمیت دارد. اگر فرد دچار افسردگی همراه با اضطراب، بی‌خوابی، وسواس، کندی شناختی یا مشکلات توجه باشد، طراحی مسیر درمان باید با نگاه دقیق‌تری انجام شود. TMS زمانی علمی‌تر و ایمن‌تر است که بخشی از یک برنامه درمانی باشد، نه یک اقدام جداافتاده.

نقش نقشه مغزی و EEG در آینده TMS شخصی‌سازی‌شده

یکی از جهت‌گیری‌های مهم پژوهش‌های جدید، حرکت از TMS ثابت به سمت TMS وابسته به وضعیت مغز است. در Nature Protocols 2026، مقاله‌ای درباره ترکیب TMS با EEG توضیح می‌دهد که پاسخ‌پذیری مغز به تحریک خارجی و پلاستیسیته ناشی از تحریک، به وضعیت نوسانی مغز وابسته است. در این رویکرد، EEG به‌صورت real-time فعالیت مغز را دنبال می‌کند و پالس TMS با دقت میلی‌ثانیه‌ای با وضعیت نوسانی هدف هماهنگ می‌شود. شواهد اولیه نشان می‌دهد این روش ممکن است در القای پلاستیسیته بلندمدت مؤثرتر از TMS معمولیِ جدا از وضعیت لحظه‌ای مغز باشد.

البته باید دقیق گفت: این به معنای آن نیست که QEEG امروز به‌تنهایی می‌تواند پروتکل درمانی قطعی را تعیین کند. اما از نظر علمی، جهت حرکت دنیا روشن است: درمان‌های مغزی به سمت شخصی‌سازی، هدف‌یابی دقیق‌تر، بررسی شبکه‌ها و استفاده از داده‌های مغزی در کنار ارزیابی بالینی می‌روند. همین موضوع، جایگاه مراکزی را که فقط دستگاه‌محور نیستند و ارزیابی مغز و علائم را همزمان می‌بینند، علمی‌تر می‌کند.

آیا TMS فقط برای افسردگی است؟

خیر؛ اما باید بین «شواهد قوی»، «شواهد در حال رشد» و «کاربردهای پژوهشی» تفاوت گذاشت. مهم‌ترین و تثبیت‌شده‌ترین کاربرد TMS در روانپزشکی، درمان افسردگی مقاوم به درمان است. در OCD نیز شواهد و تأییدهای مشخصی وجود دارد. FDA در سال ۲۰۱۸ بازاریابی سیستم Deep TMS را برای درمان OCD مجاز دانست.

در سال ۲۰۲۵، JAMA Psychiatry یک مرور سیستماتیک و متاآنالیز درباره نقش فعال‌سازی علائم قبل از TMS در OCD و وابستگی نیکوتین منتشر کرد. این مطالعه ۷۱ کارآزمایی را بررسی کرد و در متاآنالیز ۶۳ مطالعه با ۲۹۹۸ شرکت‌کننده وارد شد. نتیجه کلی این بود که TMS فعال نسبت به sham در OCD اثر بهتری نشان داد و در وابستگی نیکوتین نیز وقتی همراه با provocation بود، پاسخ بالینی بهتری نسبت به sham دیده شد؛ اما اثر اضافه‌ی provocation به‌تنهایی هنوز نیاز به مطالعات مستقیم‌تر دارد.

این یافته برای درمان وسواس بسیار مهم است. چون در برخی پروتکل‌های OCD، قبل از تحریک، علائم وسواسی به‌صورت کنترل‌شده فعال می‌شوند تا مدارهای مربوطه در وضعیت پاسخ‌پذیرتری قرار بگیرند. البته این کار باید فقط در محیط درمانی، با پروتکل مشخص و توسط تیم آموزش‌دیده انجام شود.

TMS برای اعتیاد و مصرف مواد؛ امید علمی یا درمان قطعی؟

در حوزه اختلالات مصرف مواد، TMS هنوز بیشتر در مرحله شواهد در حال رشد و پژوهش‌های دقیق‌تر است. مقاله Molecular Psychiatry در سال ۲۰۲۵ درباره TMS هدایت‌شده با تصویربرداری عصبی در اختلالات مصرف مواد توضیح می‌دهد که این اختلالات با شبکه‌های پیش‌پیشانی، مدارهای استریاتال و مسیرهای دوپامینی ارتباط دارند و TMS می‌تواند از مسیر تعدیل این مدارها بر رفتارهای مرتبط با craving اثر بگذارد. با این حال، این حوزه هنوز نیاز به استانداردسازی بیشتر، انتخاب هدف دقیق‌تر و طراحی پروتکل‌های شخصی‌سازی‌شده دارد.

پس اگر در مقاله ها به این بخش اشاره می‌شود، باید محتاطانه بررسی کنید: TMS در برخی حوزه‌ها مثل افسردگی پشتوانه بالینی قوی‌تری دارد؛ در برخی حوزه‌ها مثل مصرف مواد، پژوهش‌ها امیدوارکننده‌اند اما نباید به شکل وعده درمان قطعی مطرح شوند.

جلسه TMS چگونه انجام می‌شود؟

در یک روند حرفه‌ای، درمان TMS معمولاً با ارزیابی روانپزشکی شروع می‌شود. ابتدا مشخص می‌شود فرد چه تشخیصی دارد، چه درمان‌هایی گرفته، پاسخ او به داروها چگونه بوده، آیا سابقه تشنج یا بیماری عصبی دارد، چه داروهایی مصرف می‌کند و آیا منع یا احتیاط خاصی برای TMS وجود دارد یا نه.

پس از ارزیابی، محل هدف‌گذاری مشخص می‌شود. سپس شدت تحریک بر اساس آستانه حرکتی یا روش‌های هدف‌یابی دیگر تنظیم می‌شود. جلسات معمولاً بدون بیهوشی انجام می‌شوند و فرد بعد از جلسه می‌تواند به فعالیت روزمره برگردد.  در اجرای TMS، ارزیابی بیمار، تنظیم درمان، مدیریت عوارض و انتخاب پروتکل از ملاحظات کلیدی بالینی هستند.

تعداد جلسات بسته به تشخیص و پروتکل متفاوت است. برای افسردگی، بسیاری از پروتکل‌ها به چند هفته درمان منظم نیاز دارند. در بعضی روش‌های جدیدتر مثل theta burst، مدت هر جلسه می‌تواند کوتاه‌تر باشد، و در پروتکل‌های accelerated تعداد جلسات در روز افزایش می‌یابد؛ اما این مدل‌ها باید بر اساس شواهد، ایمنی و شرایط فرد انتخاب شوند، نه صرفاً به دلیل جذاب بودن سرعت درمان.

عوارض TMS چیست؟

TMS معمولاً یک روش غیرتهاجمی و قابل تحمل است، اما بدون عارضه نیست. برخی افراد ممکن است سردرد خفیف، احساس ناراحتی در پوست سر، انقباض عضلات صورت هنگام تحریک یا خستگی بعد از جلسه را تجربه کنند. عارضه جدی مثل تشنج بسیار نادر است، اما به همین دلیل بررسی سابقه پزشکی، داروها، سابقه تشنج، ایمپلنت‌های فلزی یا دستگاه‌های کاشته‌شده اهمیت دارد.

Consensus update سال ۲۰۲۵ تأکید می‌کند که TMS شواهد گسترده‌ای از نظر ایمنی و اثربخشی در درمان افسردگی دارد، اما همزمان درباره آموزش، تیم درمان، مستندسازی و ویژگی‌های بالینی استفاده از TMS نیز بحث می‌کند. یعنی ایمنی TMS فقط به دستگاه مربوط نیست؛ به انتخاب درست بیمار، اجرای درست پروتکل و پایش منظم هم مربوط است.

چه کسانی ممکن است کاندید TMS باشند؟

TMS ممکن است برای افرادی مطرح شود که افسردگی آن‌ها با درمان‌های رایج پاسخ کافی نگرفته، داروها برایشان عوارض قابل توجه داشته، یا روانپزشک تشخیص دهد که تحریک مغزی غیرتهاجمی می‌تواند بخشی از برنامه درمانی آن‌ها باشد. در OCD نیز بسته به نوع علائم، شدت بیماری و پروتکل قابل اجرا، ممکن است TMS به‌عنوان گزینه درمانی بررسی شود.

اما TMS برای همه مناسب نیست. فردی که دچار اختلالات خاص عصبی، سابقه تشنج کنترل‌نشده، برخی ایمپلنت‌های فلزی یا دستگاه‌های الکترونیکی کاشته‌شده باشد، نیاز به بررسی دقیق‌تری دارد. همچنین در افسردگی شدید، اختلال دوقطبی، مصرف مواد، بی‌خوابی شدید یا اضطراب بالا، تصمیم‌گیری باید حتماً توسط روانپزشک انجام شود.

TMS در شیراز؛ چرا انتخاب مرکز مهم است؟

وقتی فردی عبارت TMS در شیراز یا rTMS در شیراز را جست‌وجو می‌کند، فقط دنبال یک دستگاه نیست؛ دنبال مرکزی است که بتواند تشخیص درست، پروتکل مناسب، ایمنی، پیگیری و ارزیابی نتیجه را کنار هم ارائه کند.

در یک مرکز حرفه‌ای TMS، چند موضوع مهم است:

  1. ارزیابی روانپزشکی قبل از شروع درمان
  2. بررسی داروها، سابقه پزشکی و منع‌های احتمالی
  3. انتخاب هدف و پروتکل متناسب با تشخیص و علائم
  4. پایش شدت علائم با مقیاس‌های معتبر
  5. مستندسازی جلسات و پاسخ درمانی
  6. توجه به خواب، اضطراب، وسواس، شناخت و سبک زندگی
  7. استفاده محتاطانه و علمی از ابزارهایی مانند نقشه مغزی در کنار ارزیابی بالینی

در کلینیک سلامت مغز دانا، TMS به‌عنوان بخشی از یک مسیر درمانی دیده می‌شود؛ مسیری که می‌تواند شامل ارزیابی روانپزشکی، نقشه مغزی/QEEG، روان‌درمانی، تنظیم دارو، نورومدولیشن و پیگیری منظم باشد. هدف این نیست که برای همه افراد یک نسخه واحد نوشته شود؛ هدف این است که درمان تا حد ممکن دقیق، ایمن و قابل پیگیری باشد.

جمع‌بندی

TMS یا rTMS یکی از مهم‌ترین روش‌های غیرتهاجمی تحریک مغز در روانپزشکی مدرن است. قوی‌ترین شواهد بالینی آن در درمان افسردگی مقاوم به درمان دیده می‌شود و در حوزه‌هایی مثل OCD نیز جایگاه علمی مشخصی پیدا کرده است. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که آینده TMS به سمت شخصی‌سازی، هدف‌یابی دقیق‌تر، توجه به وضعیت لحظه‌ای مغز، ترکیب با EEG و تحلیل شبکه‌های مغزی حرکت می‌کند.

اگر به دنبال TMS در شیراز هستید، مهم‌ترین معیار فقط داشتن دستگاه نیست؛ مهم این است که درمان در یک مسیر علمی، با ارزیابی تخصصی، پروتکل ایمن، پیگیری منظم و نگاه شخصی‌سازی‌شده انجام شود. در کلینیک سلامت مغز دانا، هدف ما ارائه درمان‌های مغز‌محور بر اساس شواهد علمی و متناسب با شرایط هر مراجع است.

پرسش‌های پرتکرار درباره TMS در شیراز

آیا TMS درد دارد؟

اکثر افراد TMS را بدون درد تحمل می‌کنند. ممکن است هنگام تحریک، ضربه‌های خفیف روی پوست سر یا انقباضات عضلات صورت احساس شود. بعضی افراد هم بعد از جلسه سردرد خفیف دارند که معمولاً گذراست.

آیا TMS همان شوک‌درمانی است؟

خیر. TMS با ECT متفاوت است. در TMS بیهوشی انجام نمی‌شود، تشنج درمانی ایجاد نمی‌شود و فرد معمولاً بعد از جلسه می‌تواند به فعالیت روزمره برگردد.

چند جلسه TMS لازم است؟

تعداد جلسات به تشخیص، پروتکل و پاسخ فرد بستگی دارد. در افسردگی معمولاً درمان به چند هفته جلسات منظم نیاز دارد. بعضی پروتکل‌های جدیدتر کوتاه‌تر یا فشرده‌تر هستند، اما انتخاب آن‌ها باید با نظر روانپزشک انجام شود.

آیا TMS می‌تواند جای دارو را بگیرد؟

گاهی TMS در کنار دارو استفاده می‌شود و گاهی در افرادی که به دارو پاسخ کافی نگرفته‌اند یا عوارض دارویی داشته‌اند، به‌عنوان گزینه درمانی مطرح می‌شود. قطع یا تغییر دارو بدون نظر روانپزشک توصیه نمی‌شود.

آیا TMS برای وسواس هم کاربرد دارد؟

برای OCD شواهد و تأییدهای بالینی مشخصی وجود دارد، اما پروتکل آن با افسردگی متفاوت است و در برخی روش‌ها ممکن است فعال‌سازی کنترل‌شده علائم قبل از تحریک انجام شود. این کار باید فقط در محیط درمانی و تحت نظر تیم متخصص انجام شود.

آیا نقشه مغزی قبل از TMS ضروری است؟

برای همه افراد الزام قطعی ندارد، اما می‌تواند در برخی موارد به درک بهتر وضعیت عملکردی مغز و طراحی دقیق‌تر مسیر درمان کمک کند. با این حال، QEEG جایگزین تشخیص روانپزشکی نیست و باید در کنار شرح حال، معاینه، مقیاس‌های بالینی و نظر متخصص تفسیر شود.

منابع علمی:

  1. Chen L, Fukuda AM, Jiang S, et al. Treating Depression With Repetitive Transcranial Magnetic Stimulation: A Clinician’s Guide. American Journal of Psychiatry, 2025.
  2. National Network of Depression Centers Neuromodulation Task Group. Consensus review and considerations on TMS to treat depression. Clinical Neurophysiology, 2025.
  3. Sarrazin V, Suen P, Cavendish B, et al. Positive bias in brain and behaviour as a mechanism of TMS depression treatment. Molecular Psychiatry, 2026.
  4. Bello D, Jones M, Gadiyar I, et al. Symptom Provocation and Clinical Response to TMS: A Systematic Review and Meta-Analysis. JAMA Psychiatry, 2025.
  5. Yassi IE, Das DB, Fried PJ, et al. Reassessing the neurophysiological effects of rTMS. Neuroscience & Biobehavioral Reviews, 2026.
  6. Zrenner C, Belardinelli P, Ziemann U. Oscillatory brain state-dependent stimulation with TMS combined with EEG. Nature Protocols, 2026.
  7. Sahay S, Rami Reddy MVSR, Lennox C, et al. Harnessing neuroimaging-guided TMS for precision therapy in substance use disorders. Molecular Psychiatry, 2025.

 

نقشه مغزی در شیراز (QEEG) | هزینه ۱۴۰۵، نمونه گزارش و نوبت‌دهی

درمان تحریک تتا مغز (TBS) چیست؟

دکتر علی محمد کمالی (PhD in Neuroscience)
دکتر علی محمد کمالی (PhD in Neuroscience)

درباره نویسنده

دکتر علی محمد کمالی فارغ التحصیل دکترای تخصصی علوم اعصاب از دانشگاه علوم پزشکی شیراز، بیش از 15 سال است که در زمینه پژوهش، تدریس و فعالیت های اجرایی در حوزه علوم اعصاب فعالیت و تجربه دارد. وی همچنین در ارتقا عملکرد های شناختی با استفاده از نوروتکنولوژی و مطالعات خواب تخصص ویژه ای دارد. او یکی از بنیانگذاران انستیتو سلامت مغز دانا است، (گروهی که سلامت مغز را اولویت جامعه می داند).
دکتر کمالی بیش از 50 مقاله پژوهشی (h-index 15) در مجلات معتبر علمی به چاپ رسانده و در حال حاضر مدیر عامل انستیتو سلامت مغز دانا است. بعلاوه به عنوان پژوهشگر ارشد واحد مغز، شناخت و رفتار دپارتمان علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز مشغول فعالیت می باشد. مشاهده پروفایل علمی دکتر علی محمد کمالی در Google Scholar

دکتر کمالی علاوه بر تخصص در زمینه علوم اعصاب، سال ها است که به عنوان مدیر اجرایی مجله علوم پزشکی پیشرفته و فناوری های کاربردی (JAMSAT) مشغول به فعالیت است. همچنین به عنوان دبیر اجرایی انجمن علوم اعصاب ایران شاخه فارس فعالیت می کند.

⚠️ توجه: این محتوا صرفاً جنبه آموزشی و اطلاع‌رسانی دارد و جایگزین ویزیت تخصصی نیست.