07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

دلایل پنهانی که چرا نمی توانیم نگران نباشیم!

همه ما می دانیم نگران بودن چه احساسی دارد؛ افکار ترسناک به ذهن ما هجوم می آورند و دور  کردن آنها به نظر ناممکن می رسد: اگر شغلم را از دست بدهم چه؟ اگر رابطه ام متزلل شود؟ اگر نتوانم هزینه دانشگاه را بپردازم؟ … یکی از چیزهایی که نپرسیدن این سوال ها را سخت می کند این است که ما هرگز به طور قطع نمی دانم چه چیزی در آینده در انتظار ماست.

بیشتر افراد، … در این افکار … و اغلب بدترین نتیجه ممکن را تصور می کنند. پژوهش ها نشان می دهند، متداول ترین نگرانی های ما، شامل روابط ما با دیگران، عملکردمان در کار یا مدرسه و دانشگاه، مسائل مالی، سلامتی و دیگر مسئولیت هاست.

با وجود اینکه اغلب افراد تنها گاه به گاه دچار این نگرانی ها می شوند، نگرانی بیش از اندازه و غیرقابل کنترل نشانه اصلی اختلال اضطراب منتشر (generalized anxiety disorder (GAD)) است. این اختلال ناتوان کننده بیش از 5 درصد جمعیت را درگیر می کند که کسر قابل توجهی از آنها خانم ها هستند.افرادی با GAD، به قدری احساس نگرانی را تجربه می کنند که به احساس کلافگی، … ماهیچه، مشکل در تمرکز و خواب منجر می شود.

پژوهش ها نشان می دهند نگرانی زیاد و مزمن، می تواند پیامد های گسترده ای مانند مشکل در روابط، کاهش عملکرد در محیط کار، از دست دادن شغل و حتی در بلند مدت مشکلات پزشکی. آیا این موارد آشنا نیستند؟! اینها دقبقا همان پیزهایی هستند که ما بیش از همه چیز در موردشان نگران می شویم!

به طور خلاصه، احساس بدی که از نگرانی حاصل می شود، ناخواسته ممکن است منجر به نتایجی شود که اتفاقا سخت تلاش می کنیم از آنها جلوگیری کنیم. اما با وجود همه اینها ، ترک بسیاری از نگرانی ها بسیار چالش برانگیز است.

در طول سالها، بسیاری از محققان سعی کرده اند به این سوال مبهم و گیج کننده پاسخ دهند. آنچه آنها یافته اند ممکن است شما را متعجب کند: به نظر می رسد که افراد معمولاً نگرش مثبتی نسبت به نگرانی دارند.

به عنوان مثال ، بسیاری از ما معتقدیم که نگرانی در مورد یک مسئله شبیه حل مسئله است. نکته اینجاست که، اگرچه ممکن است احساس کنیم با نگران بودن در واقع عمل مثبت و سازنده ای نسبت به مسئله خود انجام داده ایم، اما نگرانی به ندرت مشکلات ما را برطرف می کند. درست است که نگران بودن توجه ما را به مسائل بیشتر معطوف می کند، اما ما تمایل داریم تمام اتفاقات اشتباهی که ممکن است پیش بیایند را بارها در ذهن مرور کنیم و زمان کمتری را برای شناسایی راه حل ها صرف می کنیم.

در حقیقت، وقتی از افکار نگران کننده دور باشیم به تفکر استراتژیک و عینی تری می پردازیم – مانند تجزیه مسئله به قسمت های کوچکتر یا تمرکز بر اهداف- و بنابراین بیشترو بهتر به سمت حل مسئله قدم بر می داریم.(به عنوان مثال ، به جای اینکه فقط نگران تغییرات اقلیمی  باشید ، می توانید از وقت وانرژی که برای این افکار صرف می کنید برای استفاده از دوچرخه تا محل کار ، آموزش دیگران و غیره استفاده کنید). بخاطر داشته باشید ، حل واقعی مسئله معمولاً باعث می شود درمورد یک مسئله احساس بهتری داشته باشید – نه بدتر.

 

دلیل دیگر اینکه چرا بعضی از ما نمی توانیم دیگر نگران نباشیم این است که ما احساس می کنیم با نگران بودن، به لحاظ عاطفی از خود محافظت می کنیم.به نظر عجیب  می آید – چرا ما از چنین تفکرات دردناکی احساس امنیت می کنیم؟ اما تحقیقات از این ایده حمایت می کنند.

چند سال پیش، آزمایشی انجام شد که در آن،از افراد می خواستند قبل از تماشای یک فیلم ناراحت کننده ، نگران یا آرام باشند (مانند یک صحنه فیلم که در آن یک بازیگر کودک بر پدر در حال مرگش گریه می کند) نتایج به این صورت بود که افرادی که از قبل نگران بودند ، در پاسخ به ویدئو تغییرات عاطفی زیادی را تجربه نکردند ، در حالی که افرادی که پیش از شروع فییلم آرام بودند جهش زیادی در احساسات منفی خود داشتند.

 

 

چرا این اتفاق افتاد؟

از آنجا که افرادی که ابتدا نگران بودند از قبل در یک حالت عاطفی منفی بودند و بنابراین فقط این احساس را ادامه دادند؛ علاوه بر این ، افرادی که به طور طبیعی در اکثر مواقع نگران بودند بیان می کردند که در واقع این روش را ترجیح می دهند. اما چرا کسی ترجیح می دهد قبل از یک تجربه منفی احساس بدی داشته باشد؟

شاید به این دلیل است که به ما کمک می کند از نظر احساسی آمادگی بیشتری برای آن نتیجه داشته باشیم. به فرض شما در یک امتحان دشوار شرکت کردید و اکنون نگران نتیجه آن هستید. (اگر در این امتحان رد شوم چه می شود؟ اگر نمره آخر من را پایین آورد؟) با این کار احتمالا دارید خود را از لحاظ عاطفی برای بدترین حالت ممکن آماده می کنید. و اگر واقعا شکست بخورید ، احتمالاً وقتی نمره را دریافت می کنید تأثیر احساسی کمتری را تجربه خواهید کرد – به طور خاص ، در حالت عاطفی خود تغییر کمتری خواهید داشت. این امر جلوگیری از کنتراست عاطفی نامیده می شود، زیرا شما از تقابل شدید احساس خوشبختی و سپس ناگهانی احساس بد بودن اجتناب می کنید.

عالی به نظر می رسد ، درست است؟ اما به خاطر داشته باشید – اینطور نیست که اگر از پیش نگران باشید باعث می شود از نتیجه بد احساس بهتری داشته باشید. فقط به این دلیل که از قبل احساس بدی داشتید ، تغییر احساسات به اندازه چشمگیر نبود. (حتی ممکن است تفکر رضایت بخشی ایجاد شود که “حق با من بود”)

 

 

بنابراین در عوض چه کاری می توانید انجام دهید؟

برای اولین قدم ، می توانید یاد بگیرید که به توانایی خود برای کنار آمدن با رویدادهای منفی، اعتماد کنید. خبر خوب این است که تحقیقات نشان می دهد بیشتر مواردی که ما نگران آنها هستیم هرگز رخ نخواهند داد. اما اگر اتفاق بدی رخ داد ، به یاد داشته باشید که اگر از سلامت عاطفی برخوردار باشید  ، به جای حالت اضطراب و بدبینی ، برای مقابله با مسئله بهتر مجهز خواهید بود. همچنین احتمالاً برای آزمودن راه حل ها ذهن بازتری خواهید داشت. (به عنوان مثال ، پیوستن به یک گروه مطالعه یا ارسال نامه الکترونیکی به استاد خود برای پرسیدن در مورد فرصت های ممکن.) محققان دریافته اند که حفظ یک ذهنیت مثبت تر  در واقع تمایل شما برای اجرای این نوع راه حل ها و استراتژی ها را افزایش می دهد.

منبع:

psychologytoday.com

 

برای مطالعه ی مطالب مرتبط به مقاله های زیر مراجعه کنیدک

غلبه بر استرس و نگرانی با استفاده از مدیتیشن هندسی بر پایه مغز (BBGM) در عصر مواجهه با ویروس کورونا

راهکارهایی ساده تر از داروهای ضد اضطراب برای درمان اضطراب و نگرانی شما وجود دارد!

ذهن آگاهی (مراقبه ذهن) برای استرس های ناگهانی