07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

ناکاملی ها، بخشی از انسان بودن هستند!
آیا استاندارد های بسیار سختی برای خود دارید؟
آیا زمانی که یک اشتباه کوچک می کنید خود را بسیار سرزنش می کنید؟
آیا سخت است که تنها برای لذت بردن از کاری آن را انجام دهید؟
آیا از موقعیت های جدید به این دلیل اجتناب میکنید که فکر می کنید ممکن است موجب آبروریزی شوید؟
آیا فکر می کنید ارزش شما وابسته به دستاورد هایتان و آنچه دیگران در مورد شما فکر می کنند است؟
تمایل شما به کامل بودن، احتمالا بیش از آنکه مفید باشد، موجب آسیب به شماست.

هر انسانی خطا می کند و اشتباهاتی دارد

در کودکی، بسیاری از ما یاد میگیریم که باید کامل باشیم. به این معنا که حتما باید جور خاصی رفتار کنیم و انتظارات دیگران را برآورده کنیم. حتی اگر این کار سلامت را ما را در خطر قرار دهد.
این استاندارد های بالا، غیر قابل دسترس هستند و هیچ کس نمی تواند کامل باشد.
ما گاهی باعث رنج همسرمان می شویم،در حساب های مالی خود اشتباه می کنیم، پدر و مادر یا رئیسمان را ناامید می کنیم. سر بچه هایمان داد میزنیم. نمی رسیم آشپزی کنیم و برای بار دوم در هفته پیتزا سفارش می دهیم. بسیار می نوشیم، تلویزیون نگاه می کنیم و با گوشی های خود ور می رویم. چیز ها را فراموش می کنیم. دیر به قرار ها می رسیم و تصمیمات اشتباهی می گیریم.

این اشتباهات و ناکاملی ها طبیعی هستند. اما ما معمولا به شدت خودمان را به خاطر آن ها، و در واقع به خاطر انسان بودن، سرزنش می کنیم.

در دام مقایسه نیافتید.

مشکل اصلی این نیست که ما ناکامل هستیم.مشکل این است که فکر می کنیم دیگران نیستند. فکر میکنیم دیگران زندگی های کامل و صد درصد خوبی دارند. زمانی که خود را با دیگران مقایسه میکنیم احساس می کنیم کافی نیستیم.
از خود می پرسیم: من چه مشکلی دارم؟به نطر می رسد همه حالشان خوب است پس چرا من دارم دست و پا می زنم؟
ما در شبکه های اجتماعی می گردیم و دیگران را می بینیم که حالشان خوب است.آن ها بچه های نازی دارند، ماشین های گران قیمت سوار می شوند، دوستان خوب و شغل راضی کننده ای دارند و بدن هایشان بی نقص است.
قطعا همه ی این ها از بیرون به نظر عالی می آید!
اما نکته اینجاست که این، همه ی قصه نیست!آن ها نمی گویند که پشت این ازدواج به ظاهر موفق، یک همسر کنترل گر است.یا پشت این بدن های زیبا، یک اختلال خوردن وجود دارد. یا آن کودکان زیبا و شیرین هنوز شب ها به خوبی نمی خوابند.
به طور منطقی ما می دانیم که انسان ها کامل نیستند اما تنها دانستن این موضوع باعث نشده است دست از تلاش برای کامل بودن بداریم.

ما نمیبینیم که دیگران کامل نیستند. یا اگر ببینیم، استاندارد هایمان برای آن ها به اندازه ی خواستمان از خودمان بالا نیست.
ممکن است فکر کنید اشکالی ندارد دیگران اشتباه کنند، اما من باید کامل باشم.

خود را از نیاز به کامل بودن برهانید!

فیلم ها، مجله ها و شبکه های اجتماعی به ما تصویر های غیر واقعی ای از زندگی ارائه می دهند. و تجربیات کودکی ما هم معمولا ریشه های کمالگرایی را در ما جوانه می زنند. و به ما این پیام را منتقل می کنند که آنگونه که هستیم، خوب و کافی نیست.
ما به این باور می رسیم که نیاز داریم ارزش خود را ثابت کنیم.سخت تر کار کنیم، باهوش تر باشیم، شوخ طبع تر باشیم. بهتر و لاغرتر باشیم. و باید بتوانیم همه ی این ها را در آرامش کامل و راحتی انجام دهیم!
به عبارت دیگر ما تلاش می کنیم شخص دیگری به جز خودمان باشیم.
اما این منصفانه نیست که چنان استاندارد های بالایی برای خود در نظر بگیریم. در تمام این مدت ما احساس بدی را تجربه می کنیم. ما نمی توانیم کامل باشیم. و این موضوع اشکالی ندارد!
کمالگرایی باعث می شود نتوانیم خود واقعی مان باشیم زیرا سخت در تلاش برای کامل بودن و اثبات خود به دیگران هستیم. در مقابل ، ناکامل بودن ما را واقعی می کند. انسان ها معمولا به واسطه ی ترس ها و ناکاملی های خود با هم می توانند ارتباط برقرار کنند.
افرادی که به واقع شما را دوست دارند، از شما توقع نخواهند داشت که کامل باشید.
پذیرش ناکاملی ها و اجازه به دیگران که بخش های کمتر کامل شما را ببینند به شما کمک می کند ارتباط عمیق تری داشته باشید. و درنهایت بتوانید به تمامی عشق بورزید و عشق دریافت کنید.

 

منبع:

psychologytoday.com

مطالب مرتبط:

استراتژی هایی از طرحواره درمانی برای یافتن آرامش در بحران کرونا

احساس پوچی : چرا این احساس به ما دست می دهد و در قبال آن چه کنیم؟

نشخوار فکری و راهکار هایی برای مقابله