07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

لذت فقط یک احساس یا یک فکر نیست بلکه روشی برای تجربه جهان حسی است. این احساس، در طی یک چرخه سه مرحله ای کار می کند: خواستن، دوست داشتن و یادگیری. لذت برای رفاه مهم است. اما یک زندگی خوب بیش از حس رفاه است.

قرن ها پیش بزرگترین فلاسفه جهان به رازهای زندگی خوب اندیشیده بودند.

از دیدگاه دکتر مورتن کرینگلباخ، متخصص علوم اعصاب از آکسفورد، لذت به معنای رفتن مستقیم به اعماق مغز است. به مدت دو دهه، کرینگلباخ، تصاویر اسکن مغز افراد داوطلب شرکت در مطالعه اش را بررسی کرد. این تصاویر در شرایطی که افراد یکی از اتفاقات لذتبخش زندگی اشان را تجربه کردند تهیه شد.

تاکنون، او نوروآناتومی اکثر حس های لذتبخش اعم از خوردن غذای مورد علاقه، برخی داروها، موسیقی، نگاه به نوزادان زیبا و حتی ارتباط جنسی را مطالعه کرده است.

به نظر می رسد که با مطالعه لذت در مغز، چیزهای زیادی می توانیم در مورد وضعیت انسان یاد بگیریم. به عنوان مثال، دانشمندان علوم اعصاب می توانند طرحواره یا مدل های مغزی فعالیت عصبی مناطق مختلف مغز را در بخش های مختلف ایجاد کنند، زیرا میلیاردها سلول عصبی و سلولهای گلیایی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.

این نظریات، به نوبه خود، می توانند در درمان شرایطی که بر عملکرد مدار لذت تأثیر می گذارد، از جمله اختلالات اعصاب و روان و اعتیاد، استفاده شوند. در نهایت، گره گشایی از مکانیزم های مغزی درگیر تجربه لذت، خوشبختی و حالت های مختلف، کمک کننده هستند. آن تجارب به افراد کمک می کند تا بیشتر بتوانند از زندگی لذت ببرند.

لذت فقط یک احساس نیست

لذت راهی برای تجربه دنیای حسی است. وقتی چیزی را می بینید، می شنوید، می بویید یا می چشید که به نظرتان لذت بخش است، اطلاعات از قشرهای حسی مغز شما عبور می کند. اما احساس لذت در این جا رمز گذاری نمی شود.

دکتر کرینگلباخ می گوید: لذت شامل چرخه های خواستن، پسندیدن و یادگیری است. زندگی خوب متکی به سیستم مغزی است که می تواند این چرخه تغییرات را به شکلی منظم طی کند. توصیه من این است که به غیر از داشتن انواع لذت ها، لذت های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.

وقتی در حال تجربه احساس “لذت” هستید در مغز چه اتفاقی می افتد؟

بیایید بررسی کنیم که وقتی قهوه صبحانه خود را دریافت می کنید چه اتفاقی می افتد. چرخه لذت حتی قبل از خوردن اولین جرعه شروع می شود. این فرایند با انتظار از واقعه و درواقع صبر کردن برای آماده شدن قهوه، آغاز می گردد. تاکنون هیچ اطلاعاتی (به عنوان مثال، بینایی، بویایی، چشایی) از طریق اعضای حسی شما وارد نشده است. با این حال می دانید که قهوه آنجاست و براساس تجربیات قبلی خود خواسته ای دارید.

در مرحله خواستن، بخش بزرگی از مغز شما در تلاش برای یافتن راه هایی برای رسیدن به هدف است. به نظر می رسد مغز شما، به شما می گوید که چیز مهمی در محیط وجود دارد که نیاز به مراقبت دارد. هرچه زمان می گذرد، انگیزه شما برای انجام آن بیشتر می شود، تا اینکه بالاخره بلند شوید تا برای خود قهوه درست کنید.

به محض شروع تجربه های حسی از دیدن، بوییدن و چشیدن، نقاط حساس لذت در مغز شما فعال شده و لذت تشدید می شود. اکنون در مرحله پسندیدن هستید.

همانطور که قهوه خود را می نوشید، انتظارات شما دائما به روز می شود. مرحله یادگیری، نیازهای شما را برآورده می کند. وقتی مشکلی پیش می آید و انتظارات شما برآورده نمی شود، به عنوان مثال وقتی قهوه بدمزه می شود، این عامل، سد راه لذت است.

مغز شما با به روزرسانی افکار و پیش بینی های آینده، از طریق تجربه شما یاد خواهد گرفت. سپس چرخه متوقف می شود و شما به سراغ چیزهای دیگر می روید.

وقتی چرخه لذت از کار بیفتد: اعتیاد و آنهدونیا

افراد معتاد به جای گذر از مدار یادگیری دوست داشتن که در آن، چیزها به طور طبیعی کاهش می یابد و فرد می تواند روز خود را ادامه دهد، در یک حلقه تکرار، گیر می کنند. به عنوان مثال، آنها ممکن است انگیزه شدید (خواستن) را بدون پاداش (پسندیدن) تجربه کنند. آنها به خواسته خود ادامه می دهند، زیرا به نظر نمی رسد که برایشان کافی باشد و آنها را به مرحله لذت و سیر شدن برساند.

آنهدونیا،  وضعیتی که فرد دیگر نمی تواند احساس لذت کند و علامت اصلی اختلالات اعصاب و روان است. به عنوان مثال، ممکن است یک فرد افسرده، هنوز انگیزه دریافت قهوه را داشته باشد، اما وقتی آن را می نوشد، احتمالا از آن لذت نبرد. این می تواند اوضاع را حتی بدتر کند. زیرا آنها ممکن است احساس کنند که باید شادی را تجربه کنند، اما چنین نیست و نمی توانند از نظر مغزی این حس را تجربه کنند.

ماشین لذت مغز

قشر orbitofrontal، بخشی از مغز در پشت کره چشم ما، یک بازیکن اصلی در ماشین لذت است. مناطق دیگر، از جمله هسته اکومبنس و پالیدوم شکمی نیز مهم هستند. اگر بعضی از این مناطق را از مغز موش صحرایی حذف کنیم، وقتی آب شیرین به آنها داده می شود دیگر با دهان، واکنش لذت نشان نخواهند داد.

تقریباً مانند یک سیستم تصمیم گیری، همه این مناطق برای احساس لذت باید با یکدیگر درگیر شوند. خوشبختانه، سیستم از قطعات زیادی ساخته شده است. بنابراین وقتی یک منطقه از کار بیفتد، قطعات دیگر می توانند با هم کار کنند و مشکل را تا حدی جبران کنند.

همزمان با شروع چرخه لذت، سلول های عصبی این مناطق شروع به “گفتگو” با یکدیگر می کنند. سیگنالهای الکتریکی قبل از اینکه دوباره سیگنالهای الکتریکی شوند و حرکت کنند، در محل اتصال سیناپسی به سیگنالهای شیمیایی تبدیل می شوند. این یک منظره پویا است، با هزاران مسیر که سیگنال ها از آن عبور می کنند. آنچه این حرکت ثابت را تسهیل می کند، انتقال دهنده های عصبی در محل اتصال سیناپسی هستند.

آنها عبور سیگنالها از مناطق مختلف را آسان یا دشوار می کنند. به عنوان مثال، در هنگام ارگاسم، به دلیل انتشار انتقال دهنده عصبی، به طور ناگهانی ممکن است حرکت سیگنال ها بین قشر orbitofrontal و سایر مناطق که به طور معمول ممکن است مستقیماً به هم مرتبط نباشند، بسیار تسهیل شده و سریع شود.

لذت و درد ارتباط تنگاتنگی دارند

یکی از جالب ترین اکتشافات علوم اعصاب، ارتباط نزدیک درد و لذت است. مثال درد اندام خیالی را در نظر بگیرید. این نوع درد در حدود 80 درصد از افرادی که مشکل قطع عضو داشته اند گزارش شده است. با گذشت زمان، در بین 25-10 درصد بیماران، این درد می تواند منجر به درد مزمن شود، که درمان آن بسیار دشوار است.

وقتی جراحان مغز و اعصاب، تحریک عمقی مغز را در این بیماران با 20 هرتز انجام می دهند (منطقه هدف 20 پالس جریان الکتریکی در هر ثانیه دریافت می کند)، بیماران تسکین تقریباً فوری را گزارش می دهند. اما وقتی همان مناطق را با 50 یا 100 هرتز تحریک می کنیم، درد بدتر می شود. این همان شبکه ای است که موجب تسکین (لذت) و درد آزار دهنده در آنها می شود.

این یک افسانه است که لذت جویان از افراد دیگر شادتر هستند. کسانی که خود را در یک لذت بی پایان برای لذت بردن می یابند، غالبا ناراضی هستند. معنا و هدف اصلی که مردم در زندگی خود احساس می کنند، برای شکوفایی زندگی، اساسی است. معنا و مفهوم لذت، ممکن است از روابط ما، از تلاش و حتی عبور از سختی ها ناشی شود. ارتباط بین درد و لذت در مغز ما ممکن است به موازات پیوند تلخ بین رنج و شکوفایی در زندگی ما باشد.

دوپامین

دوپامین بخشی از رقص لذت است. این همان چیزی است که به من انگیزه می دهد تا بلند شوم و قهوه ای را که مدام به آن فکر می کنم بخورم. این احساس خوب نه تنها به خود دوپامین و مواد افیونی بلکه به چگونگی ارتباط بین مناطق مختلف مغز مرتبط است. انتقال دهند عصبی دوپامین و سایر انتقال دهنده های عصبی، سیم کشی مناطق و نحوه تعامل آنها را با یکدیگر تغییر می دهند.

لذت و شکوفایی

از نظر دکتر کرینگلباخ، درک مفهوم لذت مثل نگاه کردن به یک باغ زیباست. تصور کنید که هر روز صبح، هنگام ورود به باغ، خود را در گنجینه ای از لذت ها می یابید. گلهای با شکوه را می بویید، پاهای برهنه شما روی چمن های پوشیده از شبنم راه می روند، توت های شیرین را می چشید و آواز پرندگان را می شنوید.

اما یک لذت دیگر وجود دارد و آن شادی، ملایم تر و ملموس تر است و در پس زمینه شور و نشاطی است که از طریق حواس شما به شما می رسد. این احساس لذت، درک این مسئله است که در وهله اول باغی دارید. اینکه شما، باغتان، زنبورهای عسل، پرندگانی که در بلوط های باغتان لانه می کنند، انسانهایی که میوه هایی که درختان شما می دهد را می خورند، بخشی از یک سیستم پیچیده به هم پیوسته هستید.

درست همانطور که شگفت انگیز بودن احساس ما از تعامل سلولهای عصبی بی شماری در مغز ما متولد می شود. یک زندگی خوب، شاید لذت های ساده پنهان اطراف ما و شادی هایی که ما در باغ های قلب خود پرورش می دهیم باشد.

منبع: https://www.psychologytoday.com/us/blog/between-cultures/202107/the-neuroscience-pleasure

 

چرا بعضی افراد از حس ترس، لذت می برند؟

 

چرا من همیشه عصبانی هستم؟! ارتباط عصبانیت با اختلال اضطراب پس از سانحه