07136476172 - 09172030360 [email protected]

بیشتر ما نیاز نداریم آمار و ارقام به ما یادآوری کنند که بیش از یک سال گذشته، تاثیرات سختی بر سلامت روانمان گذاشته است.

بیشتر افراد در ماه های گذشته در برابر تهدید های بیماری کرونا احساس ترس یا خشم داشته اند. در مقابل، حتی پروتکل ها و پیشگیری ها نیز با ایجاد احساس ترس و اضطراب برای افراد همراه بوده است.

در یک پژوهش که به تازگی انجام شده است، پنجاه و نه درصد از شرکت کنندگان، گزارش کرده بودند که سلامت روان آن ها تحت تاثیر کرونا قرار گرفته است.

از زمان شروع همه گیری کرونا؛ گزارش می شود که تحویز داروهای ضد اضطراب 34.1 درصد و تجویز دارو های ضد افسردگی، 18.6 درصد افزایش پیدا کرده است.

همچنین از ابتدای همه گیری تا کنون تجویز داروهای بی خوابی 14 درصد افزایش داشته است.

تعداد کمی از ما از نظر احساسی تحت تاثیر این بیماری نبوده ایم؛ اما مانند هر بحران دیگری، به دنبال این بحران نیز فرصت هایی وجود دارد. پژوهشگران در این دوره روی موچ ایجاد شده ی اضطراب و افسردگی تمرکز کرده اند. این موج، در سرتاسر دنیا بدون توجه به فرهنگ ها و جوامع مختلف، گسترده شده است. پژوهش ها در این زمینه ادامه دارد.

 

ارتباط محور مغزی-روده ای و بیماری افسردگی

به نظر می رسد محل قرارگیری روده در بدن، آن را از خطرات بیماری کرونا دور نگه می دارد.

اما زمانی که به طور کل نگر به سلامت روان نگه می کنیم، نباید به صورت سیاه و سفید به مسئله بنگریم زیرا این مسئله دارای یک طیف گسترده است.

هر قدمی که ما را به سلامت بیشتر نزدیک کند اهمیت دارد.

در گذشته دانشمندان عقیده داشتند که مغز تمام فعالیت های بدن را مدیریت می کند.

اما پژوهش های بسیاری نشان داده است که گروه های میکروبی و قارچی موجود در روده، مغز و احساسات را تحت تاثیر قرار می دهد.

 

ارتباط بین میکروب های روده و مغز، یک ارتباط دوطرفه است و مسیر های عصبی، هورمونی و التهابی بین این دو وجود دارد.

در پژوهش های جدید تر، ارتباط بین میکروب های روده و افسردگی، بررسی شده است؛  برای مثال تاثیر ترکیب این میکروب ها بر روی بهبود یا تشدید افسردگی.

 

تغییرات در ترکیب میکروبی روده، در زمان افسردگی، تاثیر زیادی روی محور مغزی روده ای می گذارد.

از جمله ی این تاثیرات عبارتند از:

  • بیش فعالی محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال
  • اختلال در مسیرهای عصبی و میزان انتقال های عصبی
  • تولید بیش از حد سایتوکاین های پبش التهابی در سیستم عصبی
  • اختلال در سد روده ای

 

تلاش برای رشد دادن میکرو ارگانیسم های مفید  و ایجاد تعادل دوباره در باکتری های روده، می تواند یکی از راه های بهبود افسردگی از طریق محور روده ای-مغزی باشد.

 

محور روده ای-مغزی

 

 

رژیم غذایی و افسردگی

در ماه های اخیر به دلیل بیماری کرونا نوع دیگری از خوردن عصبی شکل گرفته است. به این صورت که افراد با خوردن غذا، به خصوص غذاهای پرچربی و پرقند؛ سعی می کنند احساس کنترل بر شرایط را به دست آورند.

این بخشی از واکنش جنگ و  گریز مغز ما به شرایط است. در این صورت مغز، با ذخیره ی چربی بدن ما را برای شرایط سخت آماده می کند.

 

در گذشته های دور، این روش برای دوری از خطر های موجود در طبیعت مناسب بود. اما در روزگار مدرن بدن ما به روش برعکسی برای مواجهه با استرس و افسردگی نیاز دارد.

 

برای مثال علائم افسردگی معمولا با پرخوری و دریافت بیشتر قند ها و کربوهیدرات های اصلاح شده همراه است. درصورتی که عادت های سالم غذایی که در آنها میزان شکر مصرفی محدود است،خطر افسردگی را کاهش می دهد.

برای مثال پژوهش های زیادی نشان می دهد که افرادی که از افسردگی رنج می برند، با رژیم مدیترانه ای بهبود پیدا کرده اند.

در این نوع رژیم مصرف گوشت قرمز محدود می شود و مصرف سبزیجات، میوه ها، مغزها و غلات، تخم مرع و لبنیات افزایش داده می شود.

محور روده ای-مغزی

به طور کلی، و در ادامه ی مسئله ی ارتباط محور روده ای-مغزی با سلامت روانی، رژیمی با ویژگی های زیر به عنوان یک رژیم مناسب شناخته می شود:

  • داری تعادل تغذیه ای
  • بر اساس غذای کامل
  • کم کربوهیدرات
  • غنی در فیبر و چربی های غیراشباع
  • میزان کم چربی اشباع یا حیوانی
  • غنی از پروتئین به ویژه پروتئین های موجود در غذاهای گیاهی

 

 

 

جمع بندی

یک بار دیگر تاکید می کنیم که “اینکه چه غذایی مصرف می کنید.:” روی سلامت روان و تندرستی شما تاثیر زیادی دارد.

پژوهش های زیادی انجام شده است تا رژیم های غذایی ای که به بهبود سلامت روان کمک می کنند را پیدا کند.

پیروی از این دانش ها در زمان همه گیری بیماری کرونا علاوه بر بهبود سلامت جسمی ما، به ما کمک می کند با تاب آوری بیشتر و به دور از افسردگی و اضطراب این دوران را طی کنیم.

 

ورزش و رژیم غذایی سالم در کودکی مساوی با اضطراب کمتر در بزرگسالی!

پارکینسون و رژیم غذایی

نقش رژیم غذایی در MS