07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

در سال های اخیر تعداد بیشماری مطالعات در زمینه هنر و اتفاقاتی که در حین بروز خلاقیت در مغز می افتد، صورت گرفته است. اکثر این مطالعات بر پایه دیدگاه های روان شناسی و علوم اعصاب به منظور چگونگی درک و خلق هنر است. تقریبا همه آن ها به یک یافته مشترک دست پیدا کرده اند. همه رفتارهای انسان، حتی پیچیده ترین آن ها مانند خلاقیت، بر پایه عملکرد مغز شکل می گیرند.

هنر در همه اشکال آن (دیداری، شنوایی، موسیقی، ادبیات، تئاتر و …) یکی از ویژگی های مهم جوامع بشری محسوب می شود. زیرا سیستم ارتباطی هماهنگی را به وجود می آورد و سمبلی از اشتراکات فرهنگی، تاریخی، احساسات و زیبایی شناسی می باشد.

در این بخش ما به مقاله ای مروری از دکتر محمد نامی و همکارش با عنوان “where neuroscience and art embrace” درباره نقش علوم اعصاب و چگونگی کارکرد مغز، در فهم و خلق هنر می پردازیم. در واقع پایه های عصبی یک تجربه زیبایی شناختی (aesthetic experience) مورد بررسی قرار می گیرد.

 یک تجربه زیبایی شناسی تجربه ای است که به ما اجازه درک (perceive) و احساس (feel and sense) یک اثر هنری را میدهد. در اینجاست که بیوسیستم های حسی (sensory)، احساسی (emotional) و شناختی (cognitive) ما فعال خواهند شد. در این مقاله، به عصب-زیبایی شناختی (neuroesthatics) در زمینه هنرهای تجسمی(visual ) پرداخته می شود.

تجربه زیبایی شناسی و ویژگی های عصبی آن

یک نکته قابل توجه در مورد مکانیسم خلق آثار هنری توسط هنرمندان، این است که برای تمرکز عمیق بر روی اتفاقات روتین روزانه از قسمت های بالایی قشر مغز (higher cortical area) استفاده می کنند. درحالیکه، برای خلق یک اثر هنری، سیستم احساسی خود یعنی نواحی پایینی قشر مغز (lower cortical area) را به کار می گیرند.

تجربه زیبایی شناختی یک اثر هنری تجسمی با آنالیز بینایی محرک در ناحیه بینایی شروع شده و سپس در قشر بینایی، دستخوش پردازش بیشتری قرار می گیرد. پردازش پیچیده تجربه زیبایی شناسی تحت تاثیر مکانیسم های بیولوژیکی می باشد که به نوبه خود توسط متغیرهایی مثل علائق افراد، دانش پیشین آن ها درباره محرک، متعادل (modulate) می شود.

احساساتی که همراه با تجربه زیبایی شناسی و فرایند های شناختی هستند، احساس پاداش (reward) را در فرد به وجود می آورند. که به نوبه خود باعث تمایز بیشتری بین افراد در تجربه زیبایی شناختی می شود.

پاداش و زیبایی شناختی چگونه به یکدیگر مربوط می شوند؟

مطالعات زیبایی شناسی اساسا توسط ارزیابی زیبایی شناسی اثر هنری صورت می گیرد. به این ترتیب که نظر شرکت کنندگان درباره زیبا بودن یا زشت بودن اثر هنری پرسیده می شود. در مطالعه ای که توسط Kawabata and Zeki انجام گرفت، از fMRI جهت عکس برداری از فعالیت های مغز در حین تماشای ویژگی های مختلف یک نقاشی استفاده شد. سپس شرکت کنندگان نظر خود را در مورد زیبا، زشت و یا خنثی بودن اعلام می کردند.

نتایج عکس برداری، فعالیت مغز را در ناحیه medial orbitofrontal cortex (OFC) مغز نشان داد. هرگاه شرکت کننده نظر خود را تحت عنوان زشت اعلام میکرد، فعالیت مغز کمتر از بیس لاین دیده می شد. درحالیکه در هنگام زیبا دیده شدن اثر توسط فرد، فعالیت مغز در بیشترین میزان خود قرار داشت.

اگرچه این مطالعه به تفکیک این موضوع نپرداخته که چه میزان از تجربه زیبایی شناختی فرد به تجربه ادراکی (perceptual experience) او و چه میزان به پاسخ احساسی (emotional response ) شخص نسبت به اثری هنری، مربوط می شود.

 نتایج عکس برداری fMRI هم چنین نشان می دهد که در نقاشی مناظر para-hippocampus، lateral occipital cortex، و در پورتره fusiform gyrus فعال می شود. البته سایر عوامل مانند فاکتورهای فرهنگی، حالت خلقی، حافظه، احساسات و… درک اینچنین یافته ها را پیچیده تر می سازد.

پردازش در ناحیه بینایی-حرکتی (visuomotor) در راستای زیبایی شناسی

در یافته هایی توسط Cela-Conde و همکاران، شباهت ها و تفاوت های مرتبط با جنس، در ارتباطات عصبی زیبایی با استفاده از MEG، مورد مطالعه قرار گرفت. آن ها از دو گروه مختلف تصاویر، یکی تصویر اشیاء طبیعی و دیگری تصاویر نقاشی های هنری استفاده کردند. این تصاویر، به پنج دسته متفاوت شامل abstract، classic، impressionistic، postimpressionistic، تصاویر مناظر، ارتیفکت ها، صحنه های شهری، تصاویر زندگی واقعی تقسیم بندی شدند. نتایج MEG افزایش فعالیت های مغز را برای قضاوت درباره زیبا و یا زشت بودن تصاویر، در نواحی partial foci متفاوت، فعالیت دو طرفه برای زنان و به ویژه نیمکره راست برای مردان، نشان داد.

در مطالعه ای دیگر توسط Jacobsen و همکاران، با استفاده از fMRI، دخالت نواحی parietal و premotor در تجربه های زیبایی شناسی دیده شد. در این مطالعه از شرکت کنندگان خواسته شد که اشکال هندسی abstract را ارزیابی کنند.

نتایج نشان داد که در مقایسه قضاوت درباره تقارن اشکال و قضاوت درباره زیبایی شناسی، در مقابل شرایط کنترل (مشاهده یک فلش توسط شرکت کنندگان)، فعالیت ناحیه ای در قسمت بینایی به نام intraparietal sulcus و the ventral premotor cortex، افزایش یافته بود. به علاوه، الگوهای متقارن زیبا تر از الگوهای نامتقارن دیده می شدند.

با نگاهی به هنرهای تجسمی اصیل اسلامی در ایران مانند فرش ایرانی، درمیابیم که الگوهای متقارن بسیار مشهود هستند. در الگوهای دیگر ایرانی نیز این تقارن بسیار دیده می شود که آن را در هنرهای غربی نمی توان دید.

حس آمیزی (synesthesia ) در هنرهای تجسمی

 

هنرمندانی وجود دارند که توانایی درک بعضی از محرک ها را با یک حواس نامربوط و هم چنین مرتبط ساختن تحریکات حسی، دارند. آن ها می توانند به گونه ای دیگر محرکات حسی را درک کنند. برای مثال قادرند موسیقی را بکشند و به نقاشی ها گوش کنند. دیدن صداها و یا گوش کردن به رنگ ها، یک توانایی فراطبیعی این هنرمندان در خلق شاهکارهای بی همتا می باشد. این گونه هنرمندان می توانند در فهم علوم اعصاب هنر، با کشف پتانسیل ها و ظرفیت های مغز، بسیار کمک کننده باشند.

هنر، خلاقیت بشر است و مانند همه فعالیت های دیگر بشری بستگی به قوانین مغز دارد. اگرچه در اینجا یک استثناء کوچک وجود دارد و آن سینستژیا (synesthesia) می باشد. synesthesia نوعی اختلال محسوب می شود که یک پل ارتباطی بین ادراک و حس است.

با بررسی و توجه به آثار هنری برخی از هنرمندان معاصر، در مورد توانایی های تبدیل و تلفیق حس آن ها خواهیم شنید. منوچهر نیازی، یکی از پیش کسوتان نقاشی زیبایی شناسی، اظهار می کند که قادر است بخشی از موسیقی کلاسیک از آثار فرانز شوبرت را هنگامی که به نقاشی هایش نگاه می کند، ببیند. هم چنین او می گوید که تصویر موسیقی کلاسیک بتهوون و فرانز شوبرت در بعضی از نقاشی هایش هویدا است. این هنرمند به خصوص، میتواند نقاشی موزیکی را که در حال شنیدن است بکشد و جالب اینکه این نقاشی به شکل یک منظره در می آید.

 چشم انداز تحقیقات در زمینه neuroesthtaics

جنبه های زیادی از نورواستانیک وجود دارد که برای ما ناشناخته مانده. اما کدامیک ارزش مطالعه و توجه را دارند؟ سوالاتی از قبیل: آیا ابتدا ادراک آگاهانه “conscious perception” به وجود می آید یا احساس زیبایی شناسی “aesthetic feeling”؟ آیا ventral visual cortex در توجه بیشتر به اشیاء زیبا نقش دارد؟ آیا ارتباطی بین توجه، حافظه احساسی و ادراک زیبایی شناسی وجود دارد؟ ذات قضاوت زیبایی شناسی (aesthetic judgment) چیست؟ سیستم پاداش چگونه به احساس زیبایی شناسی کمک می کند؟

خوشبختانه تکنولوژی های علوم اعصاب روش ارزشمندی برای ادامه دادن اهدافمان در تحقیقات درباره neuroesthatic در آینده، پیش رویمان قرار قرار خواهند داد.