07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

داشتن معنی و مفهوم در زندگی (نه صرفا اهداف (goals)) از مغز محافظت می کند. اکثر افراد شیفته تعیین اهداف هستند. همه در آغاز سال تحصیلی یا یک سال جدید لیستی از هدف های خود را پیش رو داریم. متاسفانه گاهی یک هدف از این لیست طولانی نیز محقق نمی شود. سالانه میلیون ها نفر، از کتاب های مختلف در زمینه خودیاری، کارگاه ها و دوره های متفاوت استفاده می کنند. همه آنها نیز ادعا می کنند به شما کمک می کنند و با تعیین و تحقق اهدافتان می توانند زندگی شما را بهبود بخشند. زمانی که میدانیم کاهش وزن به سلامت ما کمک می کند پس جای تعجب نیست که عضویت در سالن های ورزشی افزایش می یابد.

اما آیا واقعا مردم به دنبال تحقق اهدافشان هستند؟ طبق یک نظرسنجی انجام شده در سال اخیر، 45 درصد از آمریکایی ها در سال نو، اهداف خود را مشخص می کنند اما فقط 8 درصدشان، آن را عملا انجام می دهند. مشکلی که در تعیین اهداف مشخص وجود دارد این است که مغز فکر می کند شما قبلاً به آنها رسیده اید! این نکته کلیدی و حیاتی را مدنظر داشته باشیم که هرچه بیشتر درباره اهداف خود صحبت کنیم و دیگران هرچه بیشتر اهداف ما را جشن بگیرند انگیزه ما برای دستیابی به آنها کاهش می یابد.

گردآوری اهداف مانند جمع شدن مهره های گردنبند است، اما تا زمانی که مهره ها روی یک رشته محکم نشوند، همه جا پخش می گردند. مهره ها می توانند زیبا باشند، اما فقط هنگامی که با نخ محکم می شوند برای ما کاربرد دارند.

چیزی که به شما کمک می کند تا اهداف (goals) خود را گردآوری کنید، عزم و اراده (purpose) شماست. به جای لیستی از تصمیمات متفاوت در یک زمان خاص مثلا شروع سال نو، شرحی از تکالیف و ماموریت های خود را در ادامه مسیر زندگی (LMS) بنویسید.

در واقع تمرکزتان باید بر روی جایی باشد که می خواهید بروید یا مقصدتان و نه در جایی که گیر افتادید و فقط فکرتان را به خود مشغول کرده است. اگر هم مهارت ندارید نگران نباشید، زیرا احساس و اراده قوی، شما را به مقصدتان سوق می دهد. هیچ گاه تردید نداشته باشید، چرا که با اراده قوی به سخت ترین مقاصد خود می رسید زیرا هدفی فراتر از اراده شما در زندگی وجود ندارد.

مطالعات جدید گروه علوم اعصاب دانشگاه هاروارد با همکاری گروه روانپزشکی با بررسی تصویربرداری عصبی نشان می دهد، افرادی که معنی و مفهوم قوی تری در زندگی دارند، کارایی مغزشان بیشتر است. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد که ارتباطات عصبی بین بخش های مربوط به انگیزه و تصمیم گیری در این افراد قوی تر است.

یک سیستم مغزی به نام شبکه حالت پیش فرض (DMN) در مغز وجود دارد که در مقالات قبلی به آن اشاره کردیم. این شبکه شامل مناطقی است که برای پشتیبانی از پردازش داخلی خود به طور عملکردی ارتباطات گسترده ای برقرار می کند. این سیستم زمانی فعال می شود که درگیر کار خاصی نباشیم. یعنی به طور معمول هنگامی فعال می شود که به فکر خودمان یا دیگران باشیم، و در افکار خود به مفهوم تصمیماتمان بیندیشیم.

این شبکه پیش فرض مغزی در افرادی که زندگی پر معنایی دارند به نحو موثری با مناطق پردازش احساسی در سیستم لیمبیک مرتبط است. این ارتباط محکم با ناحیه لیمبیک در افرادی که دارای معنای قوی در زندگی هستند، به آنها امکان می دهد تا در درون وضعیت عاطفی خود، خصوصاً هنگام تجربه احساسات منفی، تأمل کنند.

جای تعجب نیست که مطالعات نشان داده است این افراد معمولا در زندگی سطح پایین تری از احساسات منفی را گزارش می کنند و در زندگی استرس زای روزمره، کمترین واکنش های منفی را نشان می دهند.

فقدان معنا و مفهوم باعث افزایش تنهایی می شود. جالب اینجاست که احساس تنهایی بیشتر با ارتباطات یا اصطلاحا سیم کشی ناکارآمد مغز ارتباط مستقیم دارد.

شبکه پیش فرض برای توجه و پردازش محرک های خارجی با شبکه ها ی دیگر مرتبط می شود. به عبارت دیگر، شبکه های مغزی بیش از حد یکپارچه شده و کمتر به صورت تخصصی فقط بر روی عملکرد خاصی متمرکز می شوند. در مجموع، داشتن مفهوم قوی در زندگی با الگوی سیم کشی ناکارآمد مخالف است.

معنا و هدف، دو عاملی هستند که حس انسجام را در زندگی فرد فراهم می کنند. علاوه بر سیم کشی کارآمد مغز، افرادی که دارای معنی و هدف والایی در زندگی هستند از مزایای بسیاری برخوردار می شوند.

تجزیه و تحلیل نتایج این مطالعه همچنین نشان داد، این افراد به میزان کمتری دچار افسردگی و اضطراب می شوند و معمولا افراد شادی اند که به مواردی مانند خودکشی به هیچ وجه نمی اندیشند.

دکتر پاتریشیا بویل و همکارانش در مرکز بیماری آلزایمر، بیش از 900 فرد مسن را که به مدت هفت سال در معرض زوال عقل بودند، دنبال کردند. آنها پس از کنترل اطلاعات جمعیتی، اندازه شبکه اجتماعی و بسیاری از عوامل دیگر، دریافتند که داشتن هدف والا در زندگی، خطر ابتلا به بیماری آلزایمر را به نصف کاهش می دهد!

علاوه بر این، در میان شرکت کنندگان بدون آلزایمر، درک مفهوم عمیق در زندگی با کاهش سرعت مشکلات شناختی ناشی از افزایش سن مرتبط بود. آنچه در مطالعات بویل تکان دهنده است، مواردی بود که در معاینات مغزی پس از مرگ افراد مشخص شد. در افرادی که قبل از مرگ مبتلا به آلزایمر تشخیص داده شده بودند، کسانی که هدف والایی داشتند، حتی با وجود اینکه مغزشان حاوی تجمع پروتئین مربوط به AD بود عملکرد شناختی بهتری نشان دادند.

مطالعه دیگر نشان داد که درک معنی و هدف در زندگی، با کاهش 27 درصدی خطر حمله قلبی طی دو سال بعد، حتی پس از کنترل عوامل دیگر همراه است.

هدف

هدف خود را با واژه های روشن مشخص کنید. ممکن است لازم باشد تا زمانی که به درک و شناخت اصلی خود نرسیدید، از خود یک سری سوالاتی بپرسید. فلسفه نبافید! با خودتان صادق باشید.

ارزش ها

ارزش های زندگی اتان را مشخص کنید. وقت بگذارید و توضیح دهید که چرا هر ارزش برای شما مهم است و چگونه به یک زندگی معنادار کمک می کند.

روابط

مشخص کنید کدام روابط با هدف شما همسو هستند. روابط اجتماعی، معنای زندگی را القا می کند. شما باید در روابط مخالف هدفتان تجدید نظر کنید. ممکن است مجبور شوید روابط جدیدی را تطبیق دهید که با اهداف و ارزشهای شما همسو باشد. وجود روابط نزدیک و سالم برای یافتن معنا در زندگی بسیار مهم است. عکس العمل متقابل نیز صادق است، داشتن زندگی معنادار منجر به روابط سالم اجتماعی می شود.

فقط وجود نداشته باشید، بلکه قصد زندگی داشته باشید و روی آن قصد سرمایه گذاری کنید. وقت خود را در طبیعت بگذرانید، فعالیت های انتزاعی مانند طراحی و خواندن در مورد مفهوم زندگی را ادامه دهید. بیشتر از قبل تحقیق کنید تا به سوالات اصلی خودتان بتوانید به طرز قانع کننده ای جواب دهید. هنگامی که معنی و هدف زندگی اتان را پیدا کردید، کلید قفل هر دری را که به آن برخوردید خواهید داشت.

 

 

منبع: Meaning and purpose in life, 21 January

زمانی که زندگی بی معنا می شود: 7 راهکار برای بازیابی معنای زندگی

چرا زندگی، بی معنا و بی هدف می شود؟ از تمام شدن یک فصل زندگی گرفته تا داستان افسردگی و اضطراب

5 گام برای هدفگذاری هوشمندانه تر در سال جدید