07136476172 - 09172030360 [email protected]

حواس پرتی یا distraction فرآیندی است که طی آن توجه شخص و یا یک گروه از موضوعی به موضوع دیگر منعطف می شود. حواس پرتی دلایل متفاوتی دارد مانند نداشتن توانایی تمرکز کردن مثل بعضی از بیماری ها، نداشتن علاقه به موضوع و یا محرک های حواس پرت کننده. داشتن توجه و تمرکز برای ما اهمیت بسیاری در انجام کاهای روزانه دارد. مانند رانندگی، تمرکز در کلاس، تمرکز در محیط کار، در پزشکی و …

مطالعات نشان می دهند که حواس انسان ها چه توسط عوامل داخلی مانند افکار متناقض در ذهن و چه توسط فاکتورهای حواس پرت کننده محیطی، هر 3-5 دقیقه یکبار از آنچه که ما سعی در تمرکز بر روی آن داریم پرت می شود.

همچنین هنگامی که ما عمیقا در حال تمرکز بر روی انجام کاری هستیم، در صورت پرت شدن حواس 23 دقیقه طول می کشد تا بتوانیم به موضوع اصلی برگردیم و تمرکز خود را برگردانیم. این یافته نشان دهنده آن است که حواس پرتی گاهی پیامدهای نامطلوبی برای کارآمدی عملکرد ما در محیط کار و سایر محیط  ها دارد. 

پرت شدن حواس امری طبیعی است و در مغز انسان در طول زمان برای زنده مانی و هشدار در برابر خطرها به وجودآمده است. ملموس ترین مثال حواس پرتی هنگام شعبده بازی است. شعبده باز ها در واقع از این ویژگی مغز انسان با خبر بوده و از آن برای منعطف کردن توجه مردم هنگام شعبده بازی بهره جسته اند. در واقع هنگامی که می خواهند حقه خود را انجام دهند ذهن ها را تشویق به تمرکز برروی موضوعات دیگر کرده و به انجام کار خود می پردازند.

دانشمندان علوم اعصاب در دانشگاه MIT، موفق به کشف مداری در مغز شدند که در سرکوب اطلاعات حسی که باعث حواس پرتی ما می شوند، کمک می کنند.

تصور کنید که در حال تمرکز بر روی صدای دوستتان در یک مهمانی هستید، یا مکالمات بغل دستیتان را درحال خواندن یک کتاب، نادیده میگیرید. هر کدام  از این موقعیت ها نیازمند سرکوب کردن سیگنال های حواس پرت کننده هستند که کمک می کند بتوانیم بر روی اطلاعات ورودی انتخاب شده خودمان تمرکز کنیم.

دانشمندان MIT، مداری را را در مغز کشف کرده که به ما در تمرکز بر روی داده های منتخبمان کمک میکنند.

مداری که آن ها یافته اند، به وسیله قشر prefrontal کنترل می شود. این مدار صداهای پس زمینه و سایر ورودی های حسی را که مطلوب ما نیست، فیلتر می کند. هنگامی که این مدار در پردازش اطلاعات درگیر می شود، قشر prefrontal به صورت انتخابی ورودی های حسی را که وارد تالاموس می شوند، سرکوب می کند. Michael Halassa، یکی از اعضای موسسه McGovern در دانشگاه MIT می گوید: “این پروسه ای است که همه سیگنال هایی که وارد مغز می شوند را به صورت هدفمند پاکسازی می کند.”

محققان در حال حاضر در حال تمرکز بر روی این موضوع هستند که آیا تخریب این مدار در حساسیت بیش از حد  hypersensitivity به صداها و یا تحریکات دیگر عصبی در افراد مبتلا به طیف اوتیسم تاثیری دارد یا خیر؟

SHIFTING ATTENTION

 مغز دائما توسط اطلاعات حسی بمباران می شود. ما قادریم که به اکثر این اطلاعات به صورت ناخودآگاه توجه نکنیم.

در سال 2015، Halassa و همکارانش کشف کردند که چگونه توجه و تمرکز به صورت آگاهانه بین انواع مختلف ورودی های حسی شیفت می شود. به این منظور آن ها موش هایی را برای تغییر تمرکزشان بین محرک های بینایی و شنوایی، تعلیم دادند. این محققان مشاهده کردند که در طول این task ها، موش ها یکی از اطلاعات ورودی را سرکوب کرده و تمرکزشان را بر روی اطلاعاتی می گذارند که به ازای آن جایزه به دست می آورند.

این پروسه در قشر prefrontal انجام شد که محلی برای پردازش رفتارهای شناختی پیچیده مانند برنامه ریزی planning و تصمیم گیری decision making است. محققان همچنین پی بردند وقتی که موش ها به اطلاعات شنوایی توجه داشتند، قسمتی از تالاموس که مخصوص پردازش اطلاعات بینایی است مهار شده.  نقشه برداری های بیشتر از مغز نشان می دهند که ناحیه استریاتوم ورودی هایی را به ناحیه ای به نام گلوبوس پالیدوس می فرستد که بخشی از basal ganglia است. Basal ganglia فعالیت هایی از بخش تالاموس که مختص به پردازش اطلاعات بینایی است را سرکوب می کند.

با استفاده از یک آزمایش مشابه، محققان هم چنین به وجود مداری موازی پی بردند که اطلاعات بخش شنوایی را هنگامی که حیوانات توجهشان به سمت اطلاعات بینایی است، سرکوب می کند. مداری که تشکیل شده از قسمت هایی از استریاتوم و تالاموس که مربوط به پردازش اطلاعات شنوایی است.

Halassa می گوید شواهد پیش تر از این نشان می داد که basal ganglia  در کنترل حرکات نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. اما امروزه می دانیم که در کنترل توجه نیز اهمیت دارد.

نکته ای که در اینجا ما به آن پی می بریم این است که اتصالات ببین PFC و پردازش های حسی، در این سطح از طریق basal ganglia یا اجسام قاعده ای به وجود می آید. بر این اساس basal ganglia کنترل اطلاعات حسی را تحت تاثیر قرار می دهد.

حساسیت به صدا noise sensitivity

محققان یافتند که این مدار نه تنها در تغییر توجه و تمرکز بین اطلاعات حسی بینایی و شنوایی اهمیت دارد، بلکه در حذف کردن صداهای پس زمینه هنگامی که ما بر روی یک صدای بخصوص تمرکز داریم، نقش دارد.

در آزمایشات تیم MIT، هنگامی که به حیوانات مورد آزمایش هشدار داده می شود که task آن ها قرار است صدای بیشتری داشته باشد، عملکردشان در استفاده از این مدار برای توجه و تمرکز بر روی اطلاعات مورد نظرشان، بهبود یافت.

در آزمایشگاه Halassa، آزمایشهایی در حال انجام است که از طریق مهندسی ژنتیک شرایط و علائم مشابهی در موش ها مشابه افراد مبتلا به اوتیسم به وجود آورده می شود. زیرا یکی از ویژگی های بیماری طیف اوتیسم، حساسیت بیش از حد به صدا می باشد که به دلیل تخریب این مدار به وجود می آید. آن ها امیدوارند با بهبود عملکرد این مدار حساسیت به صدا را در این بیماران کاهش دهند. حساسیت بیش از حد به صداها یکی از مشکلاتی است که این بیماران بیشتر اوقات با آن دست و پنجه نرم می کنند.

چگونه ذهن خود را تعلیم دهیم بهتر تمرکز کند و از حواس پرتی ها دوری کند؟

با آمدن دنیای تکنولوژی دیجیتالی، حواس پرتی بیش از همیشه بر ما انسان ها چیره شده تا حدی که امروزه کمتر کسی دیده می شود که در میان یک ملاقات مهم و یا سمینار در حال پیام دادن و یا چک کردن شبکه های اجتماعی نباشد. آیا ما خود را مقصر می دانیم؟ در اینجا مهارت ها و تمریناتی آمده که با انجام آن ها می توانیم مهارت تمرکز  و کیفیت کارها و زندگی خود را بهبود ببخشیم:

  • مثبت بیندیشیم:

واژه frenzy به معنای دیوانگی و خارج شدن از کنترل است. در این حالت احساساتی مانند عصبانیت، اضطراب و غم و اندوه به سراغ ما می آید. این احساسات توسط یک ساختار بادامی شکل به نام آمیگدال به وجود می آیند. این ساختار در ماده خاکستری مغز ما قرار گرفته است. آمیگدال به احساسات منفی به شدت پاسخ می دهد. زیرا آن ها را به عنوان سیگنال خطر و تهدید می شناسد.

تصویر برداری از مغز توسط MRI نشان داده است که آمیگدال علاوه بر اینکه به احساسات منفی مربوط می شود، بلکه مغز را در توانایی آن برای تمرکز و حل مسائل و سایر اعمال شناختی ضعیف و مهار می کند. از سوی دیگر احساسات مثبت، نتایج مثبتی نیز در بر دارد. آن ها عملکرد مدیریتی و کنترلی مغز ما را بهبود می بخشند و خلاقیت و افکار استراتژیک ما را افزایش می دهند. بنابراین، اگر در محیط کار همکار شما، باعث ناراحتی و عصبانیت شما شد، یک نفس عمیق کشیده و به کار خودتان ادامه بدهید. حتی می توانید حالت خلقی خود را با گفتن یک جک بهبود ببخشید.

  • بدانید کجا و چگونه بهترین تمرکز را داشته باشید:

مطالعات نشان می دهند که انسان قادر است نهایت تمرکز خود را به طور متوسط یک تا دو ساعت در روز  داشته باشد. نتایج بیشتر نشان داده که عده زیادی از مردم در نیمه دوم صبح و آخر شب تمرکز بیشتری دارند. بعلاوه بیشتر انسان ها در خارج از دفتر کار تمرکز بیشتری می توانند داشته باشند. بنابراین میتوانیم از این مدت زمان ارزشمند برای بیشترین بازدهی در انجام مهم ترین کارهایمان استفاده کنیم.

  • از تکنیک هایی مانند ABC و Spider استفاده کنیم:

حواس پرتی ها در واقع یک زنگ خطر هستند که توجه ما را به یک موضوع خطرناک و یا تهدید کننده جلب می کنند. این اخطارها ممکن است به صورت صداها، احساسات و یا افکار خود سر باشند. خوشبختانه ما می توانیم به مغزمان یاد دهیم که به صورت اتوماتیک این افکار و عوامل حواس پرتی را تشخیص داده و آن ها را از میان ببرد. در این مواقع می توانیم از پدال ترمز یعنی تکنیک ABC استفاده کنیم. A: Awarenessس آگاهی به شما اجازه می دهد که آنچه را که در حال انجام هستید متوقف کرده و عامل حواس پرتی را تشخیص دهید. B: breath تنفس عمیق و  : C  Chooseانتخاب و تصمیم در مورد آنچه که باعث حواس پرتی شده، می توانیم آن را نادیده بگیریم و یا با آن دست و پنجه نرم کنیم.

روش SPIDER نیز یک روش موثر دیگر است که از  عنکبوت الهام گرفته شده برای تشخیص زنگ خطرهای غلط است. اگر سعی کنید که یک چنگال را در نزدیکی یک شبکه عنکبوتی به ویبره درآورید، مشاهده خواهید کرد که عنکبوت واکنش نشان داده و به دنبال عامل ویبره شبکه می گردد. بعد از چند بار تکرار آن، عنکبوت تشخیص می دهد که هیچ حشره ای در شبکه او به دام نیفتاده و واکنشی نشان نمی دهد. بنابراین شما هم می توانید این استراتژی را به کار ببرید.  

همانطور که در بالا گفته شد حواس پرتی یکی از استراتژی های مغز ما برای تشخیص خطرها است. به گونه ای که تمرکز بر روی یک موضوع خاص بسیار مشکل خواهد شد. با وجود تکنولوژی های جدید و یا در بیماری ها این امر بسیار می تواند بسیار مشکلتر باشد. اما با بالا بردن سطح آگاهی خود در مورد منشا حواس پرتی در مغز و ساز و کار آن می توانیم به مغز خود یاد دهیم که چگونه عوامل حواس پرت کننده را تشخیص داده و بهتر تمرکز کند.