07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

مالتیپل اسکلروزیس (MS) نوعی بیماری التهابی از بین برنده میلین سیستم عصبی مرکزی (CNS) است. این بیماری منجر به ناتوانی غیرقابل برگشت می شود. در حال حاضر تخمین زده می شود که بیماری ام اس، 1 میلیون نفر در ایالات متحده و بیش از 2 میلیون نفر را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است. شایعترین نوع بیماری ام اس، نوع بهبودیابنده- عود کننده است (Relapsing-Remitting (RR)) (85 – 90 درصد)، و بیشتر درمانهای موجود، این زیر گروه بیماری را هدف قرار می دهند.

بیماری در برخی از این بیماران به نوع پیشرونده ثانویه تبدیل می شود. درصد کمی از بیماران (10درصد) به MS پیشرونده اولیه (PPMS) مبتلا هستند. این بیماران از همان ابتدا با فشار روانی زیادی مواجه می شوند. گزینه های درمانی بیماری پیشرونده در حال حاضر محدود است.

 

درمانهای اصلاح کننده بیماری

اولین درمان اصلاح کننده بیماری (Disease Modifying Therapy (DM)) یک داروی قابل تزریق بود که در سال 1993 توسط سازمان غذا و داروی آمریکا تایید شد. پس از آن، تعداد زیادی DMT تزریقی، خوراکی و انفوزیونی با خطرات بالقوه و فواید زیاد مورد تایید قرار گرفت.

داروهای قابل تزریق

اینترفرون بتا-1b: این دارو، اولین دارویی بود که تاییده FDA را برای نوع RRMS دریافت کرد. هم اکنون 5 نوع فرمالاسیون اینترفرون قابل تزریق وجود دارد. درمان های تزریقی، اصلی ترین درمان ام اس از زمان تایید اولین دارو هستند. مطالعات نشان داده است که DMT های تزریقی سبب ایمنی طولانی مدت بیماران می شود، هم اکنون داروهای موجود بیشترین تحمل و اثربخشی را ایجاد می کنند.

داروهای خوراکی

داروی Fingolimod، اولین داروی خوراکی در خط درمانی ام اس بود که تاییدیه FDA را دریافت کرد. کشف این دارو یک دست آورد مهم محسوب می شود چرا که از جمله داروهای اثربخش است.

داروهای خوراکی نسبت به داروهای تزریقی موثرترند به جز داروی تریفلونومید که از نظر کارایی مشابه داروهای تزریقی است و در این بین کلاردیبین، بیشترین اثربخی را دارد. تحمل پذیری خوبی دارند و عوارض جانبی اشان متفاوت است.

داروهای انفوزیونی

اولین داروی این گروه Natalizumab بود که در سال 2004 مورد تایید FDA قرار گرفت. یکی از آنتی بادی های مونوکلونال است. این روش درمانی، چشم انداز درمان ام اس را تغییر داد. دلیل آن هم روش تجویز و دفعات تجویز دارو بود، علاوه براین، به طور موثری مانع از عود بیماری می شد و پیشرفت خوبی در تصاویر MRI بیماران مشاهده شد.

یکی از روش های درمانی دیگر که در سال های اخیر توجهات زیادی را به خود جلب کرده، درمان به کمک سلول های بنیادی است.  این روش در سایر بیماری های نورولوژیک نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در حال حاضر، اثرگذاری سلول های بنیادی از نوع خونساز و اتولوگ در ام اس عود کننده و مقاوم به درمان درحال بررسی است.

علاوه بر مشکلات حرکتی و بینایی، یک شکایت اصلی در بیماری ام اس، خستگی است.

خستگی یک علامت بسیار شایع و ناتوان کننده در بیماری ام اس است. اما در حال حاضر گزینه های درمانی موجود دارای اثر محدودی هستند. توسعه درمان های هدفمند ابتکاری و کارآمد برای خستگی در بیماری مالتیپل اسکلروزیس با دانش محدود در ارتباط با مکانیسم های ایجاد کننده خستگی دشوار است. پاتوفیزیولوژی خستگی در مولتیپل اسکلروزیس هنوز تا حد زیادی ناشناخته است، هرچند مکانیزم های اساسی مختلفی تاکنون ارائه شده است.

یکی از فرضیه ها این است که پاتولوژی بیماری  ام اس، ممکن است باعث کاهش رهایش مونوآمینرژیک ها در سیستم عصبی مرکزی شود و انگیزه، خلق و خو و توجه بیمار را تحت تاثیر قرار دهد.

در مطالعه ای که اخیرا به چاپ رسیده است، دانشمندان بررسی کردند که آیا بیماران با خستگی زیاد و کم در اتصال عملکردی (Functional Connectivity) مدارهای مونوآمینرژیک در مغز متفاوت هستند یا خیر.

آنها 55 بیمار مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس را مورد مطالعه قرار دادند. سپس بر اساس امتیازات آنها با یک مقیاس مخصوص بیمارن را در گروه های مختلف قرار دادند. سپس اسکن MRI عملکردی بیماران را در حالت استراحت بررسی کردند. نقشه های ارتباطی منفرد مربوط به توزیع ناقل های دوپامین، نورآدرنالین و سروتونین را بوسیله توموگرافی انتشار پوزیترون اندازه گیری کردند.

محققان دریافتند که بیماران با خستگی زیاد، در مقایسه با افرادی که خستگی کمتری دارند، ارتباطات غنی از نورآدرنالین در بخش های از لوب پیشانی اشان کاهش می یابد. ارتباطات عملکردی غنی از انتقال دهنده های نورآدرنالین، نشان دهنده خستگی کمتری بود.

یافته های پژوهش نشان داد که تغییرات در مدارهای عملکردی کاتکول آمینرژیک، زمینه ساز خستگی در بیماری ام اس است. آنها انتقال دهنده نورآدرنالین را به عنوان یک هدف درمانی قلمداد شده جهت پاتوفیزیولوژی مشخص کردند.

شواهد زیادی بیان می کند که انتقال دهنده های عصبی مونوآمینرژیک نا به جا در ایجاد خستگی در بیماری ام اس نقش دارد. مطالعات نشان داده است که در این بیماران مبتلا به ام اس، ماده سفید و خاکستری مغز به طور معمول آسیب می بیند. این آسیب ها ممکن است نشان دهنده الگوهای مختلف خستگی مزمن و تنوع در پاسخ به درمان ها باشد.

رهایش مونوآمینرژیک ها در هسته های مونوآمینرژیک ساقه مغز کاهش می یابد و همچنین پاتولوژی ماده خاکستری مغز، منجر به پاسخ دهی ضعیف نورون ها بالاخص در قشر پیشانی می شود. قطع ارتباط بین هسته های مونوآمینرژیک ساقه مغز و مناطق هدف به دلیل آسیب ماده سفید ماکروسکوپی یا میکروسکوپی ممکن است منجر به کاهش انتشار مونوآمرژیک در هسته ساقه مغز و / یا در ماده سفید شود.

التهاب ممکن است باعث کاهش سنتز مونوآمین ها یا تغییر عملکرد آنها شود. بنابراین منبع انتقال دهنده عصبی به بقیه مغز کاهش یافته و احتمالاً منجر به سازماندهی مجدد عملکرد شبکه های قشر مرکزی می شود.

در بین مونوآمین ها، عدم تعادل دوپامین (DA) به طور کلی یکی از علل اصلی خستگی مزمن در بیماری ام اس در نظر گرفته می شود. براساس این داده ها، دو داروی متداول برای بهبود خستگی در بیماری ام اس، آمانتادین و متیل فنیدیت است که انتقال دوپامینرژیک را تقویت می کنند.

اگرچه این داروها تحمل پذیری خوبی دارند اما اثرشان محدود است. از این رو، شناسایی اهداف درمانی جدید برای بهبود خستگی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس به عنوان یک نیاز بالینی برآورده نشده باقی مانده است. علت اصلی این مشکل هم وجود مکانیسم های ناشناخته ای است که در بیماری ام اس منجر به خستگی می گردد.

در نتیجه، به طور کلی، این مطالعه از کاهش عملکرد سیستم آمینرژیک در ایجاد خستگی در بیماری ام اس حمایت می کند. یافته های این پژوهش شواهدی علمی برای استفاده از داروهای تقویت کننده کاتکول آمینی برای درمان خستگی در بیماری ام اس و کشف مکانیسم مغزی مربوط به این علائم را فراهم می کند.

علاوه بر این، پژوهشگران، انتقال دهنده های نورآدرنالینی را به عنوان یک هدف درمانی مد نظر قرار می دهند. این مشاهدات زمینه آزمایشات آینده را برای بررسی اثر مهارکننده های جذب مجدد نورآدرنالین فراهم می کند.

 

منبع: https://www.nature.com/subjects/multiple-sclerosis

بیماری MS و پارکینسون! تفاوت ها و شباهت ها

 

چرا با وجود خستگی خواب نمی روید؟ خستگی و بی خوابی، علت چیست؟