برای بسیاری از افرادی که درمان TMS را بررسی میکنند، سؤال فقط این نیست که «چقدر مؤثر است؟». برنامه زمانی درمان هم مهم است. مراجعه تقریباً روزانه به کلینیک برای چند هفته، بهخصوص برای فردی که شاغل است، از شهر دیگری میآید یا بهدلیل افسردگی انرژی و انگیزه کمتری دارد، همیشه آسان نیست.
همین مسئله پژوهشگران را به یک پرسش جدی رسانده است: آیا میتوان جلسات تحریک مغناطیسی مغز را در زمانی کوتاهتر و فشردهتر انجام داد، بدون اینکه اثربخشی یا تحملپذیری درمان کاهش پیدا کند؟
یک کارآزمایی تصادفی که در ۱۱ مه ۲۰۲۶ در مجله Molecular Psychiatry منتشر شد، دو پروتکل TMS عمقی و فشرده را در افراد مبتلا به افسردگی اساسی مقایسه کرد: تحریک ۱۸ هرتز rTMS و تحریک متناوب تتا برست یا iTBS. در هر دو گروه، درمان روزانه دو بار و به مدت ۱۰ روز انجام شد؛ یعنی بیماران در مجموع ۲۰ جلسه تحریک دریافت کردند. نتایج امیدوارکننده بود، اما تفسیر درست آن به چند نکته مهم بستگی دارد.[۱]
پاسخ کوتاه: TMS فشرده میتواند مدت تقویمی درمان را برای برخی بیماران کاهش دهد؛ اما این مطالعه ثابت نمیکند که افسردگی همه افراد در ۱۰ روز درمان میشود. نتایج به یک پروتکل مشخص، کویل عمقی H1، درمان دارویی همراه و گروه محدودی از بیماران مربوط است.
TMS فشرده یا شتابیافته چیست؟
در دورههای رایج TMS، معمولاً یک جلسه در روز و چند روز در هفته انجام میشود. به همین دلیل، تکمیل دوره درمان ممکن است چند هفته طول بکشد. در TMS فشرده یا شتابیافته که در مقالات انگلیسی با عنوان accelerated TMS شناخته میشود، بیش از یک جلسه در یک روز انجام میگیرد تا همان تعداد یا دوز بیشتری از جلسات در بازه کوتاهتری ارائه شود.
بنابراین «فشرده» بودن لزوماً به معنای قویتر بودن هر پالس نیست. موضوع اصلی، نحوه توزیع جلسات در طول زمان است. برای نمونه، در مطالعه جدید، هر بیمار در گروههای فعال روزانه دو جلسه و طی ۱۰ روز، در مجموع ۲۰ جلسه دریافت کرد.[۱]
اما همه برنامههای فشرده شبیه هم نیستند. تعداد جلسات روزانه، فاصله میان دو جلسه، تعداد پالسها، شدت تحریک، محل هدف، نوع کویل و درمانهای همراه میتواند از یک پروتکل به پروتکل دیگر متفاوت باشد. به همین دلیل، نتیجه یک مطالعه را نمیتوان بدون بررسی این جزئیات به تمام شکلهای TMS فشرده تعمیم داد. مرورهای علمی نیز تأکید کردهاند که هنوز یک برنامه واحد و استاندارد برای همه انواع TMS شتابیافته وجود ندارد.[۲]
تفاوت TMS، rTMS، iTBS و dTMS چیست؟
این اصطلاحات گاهی بهجای یکدیگر استفاده میشوند، درحالیکه هر کدام بخش متفاوتی از درمان را توصیف میکنند.
| اصطلاح | چه چیزی را توصیف میکند؟ | توضیح ساده |
|---|---|---|
| TMS | خانواده کلی روش | تحریک غیرتهاجمی مغز با پالسهای مغناطیسی |
| rTMS | تکرار پالسها با یک فرکانس مشخص | پالسها بهصورت قطارهای تکراری ارائه میشوند |
| iTBS | الگوی زمانی خاص پالسها | پالسهای سهتایی و سریع در دورههای کوتاه و متناوب ارائه میشوند |
| dTMS | نوع کویل و گستره میدان تحریک | معمولاً از کویلهای H برای ایجاد میدان گستردهتر در نواحی عمقیتر استفاده میشود |
| TMS فشرده | برنامه زمانی جلسات | بیش از یک جلسه در روز انجام میشود |
iTBS درواقع یکی از شکلهای rTMS است؛ نه درمانی کاملاً جدا از آن. همچنین iTBS میتواند با انواع مختلفی از کویلها اجرا شود. در مطالعه سال ۲۰۲۶، iTBS با یک سامانه dTMS و کویل عمقی H1 انجام شد. بنابراین عبارت دقیق برای آن بازوی درمانی، «iTBS فشرده با dTMS» است.
این تمایز از نظر عملی مهم است. دو مرکز ممکن است هر دو از iTBS استفاده کنند، اما نوع دستگاه، شکل کویل، محل تحریک، شدت، تعداد پالسها و فاصله جلساتشان یکسان نباشد؛ در نتیجه نباید انتظار داشت نتایج آنها الزاماً مشابه باشد.
مطالعه جدید چگونه انجام شد؟
پژوهشگران در ابتدا ۸۹ بیمار واجد شرایط مبتلا به اختلال افسردگی اساسی را بهصورت تصادفی در سه گروه قرار دادند:
- ۳۱ نفر در گروه iTBS فشرده با dTMS؛
- ۳۱ نفر در گروه rTMS هجده هرتز فشرده با dTMS؛
- ۲۷ نفر در گروه درمان دارویی.
در پایان، ۷۳ نفر ارزیابی پس از درمان را کامل کردند: ۲۸ نفر در گروه iTBS، تعداد ۲۶ نفر در گروه rTMS و ۱۹ نفر در گروه دارودرمانی. به عبارت دیگر، اعداد اصلی مقاله بر پایه افرادی محاسبه شدهاند که درمان و ارزیابی پایانی را کامل کردند، نه تمام ۸۹ نفری که در ابتدا تصادفیسازی شده بودند.[۱]
هر دو گروه تحریک مغزی، روزانه دو جلسه به مدت ۱۰ روز دریافت کردند. تحریک ناحیه پیشپیشانی جانبی چپ، از جمله قشر پیشپیشانی پشتیجانبی یا DLPFC را هدف قرار میداد؛ ناحیهای که در تنظیم خلق، کنترل شناختی و ارتباط با شبکههای هیجانی مغز نقش دارد.
علائم افسردگی با مقیاس همیلتون افسردگی یا HAMD سنجیده شد. همچنین پیش و پس از درمان EEG حالت استراحت ثبت شد تا پژوهشگران بررسی کنند آیا دو پروتکل، علاوه بر کاهش علائم، ارتباط میان شبکههای مغزی را نیز به شکل متفاوتی تغییر میدهند یا خیر.
آیا گروههای TMS دارو هم دریافت میکردند؟
بله. جداول تکمیلی مقاله، دوز معادل داروهای ضدافسردگی و برخی داروهای دیگر را در هر سه گروه گزارش کردهاند.[۳] بنابراین مقایسه دقیق این پژوهش چنین است:
TMS فشرده همراه با درمان دارویی، در مقایسه با درمان دارویی تنها.
پس این مطالعه، TMS بدون دارو را مستقیماً با دارودرمانی مقایسه نکرده است و از نتایج آن نباید چنین برداشت کرد که بیمار برای دریافت TMS باید دارویش را قطع کند.
نتایج درمان چه بود؟
پس از ۱۰ روز، میانگین نمره HAMD در هر سه گروه کاهش یافت، اما میزان کاهش در دو گروه تحریک مغزی بیشتر بود.
| گروه | افراد تکمیلکننده | میانگین HAMD پیش از درمان | میانگین HAMD پس از درمان | نرخ پاسخ | نرخ بهبودی |
| iTBS فشرده با dTMS | ۲۸ نفر | ۲۲٫۵ | ۸٫۲ | ۸۵٫۷٪؛ حدود ۲۴ نفر | ۵۰٪؛ ۱۴ نفر |
| rTMS هجده هرتز با dTMS | ۲۶ نفر | ۲۱٫۳ | ۸٫۰ | ۷۶٫۹٪؛ حدود ۲۰ نفر | ۴۲٫۳٪؛ حدود ۱۱ نفر |
| دارودرمانی تنها | ۱۹ نفر | ۲۴٫۷ | ۱۴٫۰ | ۴۲٫۱٪؛ حدود ۸ نفر | ۱۰٫۵٪؛ حدود ۲ نفر |
«پاسخ درمانی» معمولاً به معنای کاهش قابلتوجه، اغلب دستکم ۵۰ درصدی، در نمره علائم است. «بهبودی» یا remission معیار سختگیرانهتری است و یعنی شدت علائم به محدوده بسیار پایینتری رسیده است. بنابراین پاسخ درمانی الزاماً به معنای از بین رفتن کامل علائم نیست.
آیا iTBS از rTMS مؤثرتر بود؟
نرخ پاسخ و بهبودی در گروه iTBS از نظر عددی بالاتر بود، اما پیام اصلی مقاله، برتری قطعی iTBS نبود. نویسندگان نتیجه گرفتند که iTBS فشرده از نظر اثربخشی و تحملپذیری، عملکردی قابلمقایسه با پروتکل ۱۸ هرتز داشت.
این جمعبندی با کارآزمایی بزرگتر THREE-D نیز همجهت است. آن مطالعه روی بیش از ۴۰۰ بیمار نشان داد iTBS روزانه از نظر کاهش علائم افسردگی، از rTMS ده هرتز ضعیفتر نیست؛ هرچند برنامه، کویل و مدت درمان آن با پژوهش سال ۲۰۲۶ متفاوت بود.[۴]
بنابراین پاسخ علمی به سؤال «iTBS بهتر است یا rTMS؟» این است: در بسیاری از بیماران میتوانند اثربخشی نزدیک به هم داشته باشند، اما iTBS معمولاً زمان کوتاهتری برای هر جلسه نیاز دارد. انتخاب نهایی باید بر اساس تشخیص، سابقه درمان، نوع دستگاه، کویل، هدف مغزی و نظر تیم درمان انجام شود.
تغییرات EEG چه چیزی نشان داد؟
یکی از بخشهای متفاوت این مطالعه، ثبت EEG پیش و پس از درمان بود. از میان ۷۳ فرد تکمیلکننده، دادههای ۶۰ نفر کیفیت کافی برای تحلیل نهایی EEG داشت.
پژوهشگران مشاهده کردند که پس از درمان:
- در گروه rTMS هجده هرتز، تغییرات بیشتر در ارتباطات باند آلفا و مسیرهای پیشانی–پسسری، پیشانی–گیجگاهی و پیشانی–مرکزی دیده شد؛
- در گروه iTBS، تغییرات بیشتر در باند تتا و مسیرهای پیشانی–جداری، پیشانی–پسسری و پیشانی–گیجگاهی مشاهده شد.
به زبان ساده، هر دو روش با کاهش علائم همراه بودند، اما احتمالاً از مسیرهای شبکهای کاملاً یکسانی عبور نکردند. این موضوع میتواند در آینده به انتخاب دقیقتر پروتکل برای هر بیمار کمک کند.
بااینحال، این یافته هنوز به معنای آن نیست که با یک EEG معمولی میتوان از قبل با قطعیت تعیین کرد کدام فرد به iTBS یا rTMS بهتر پاسخ میدهد. دادههای EEG این پژوهش، گروهی و اکتشافیاند و برای تبدیل شدن به یک ابزار تصمیمگیری فردی به مطالعات بزرگتر و تکرارپذیر نیاز دارند.
این مطالعه چه چیزی را ثابت میکند و چه چیزی را نه؟
| میتوان با احتیاط گفت | هنوز نمیتوان نتیجه گرفت |
| دو پروتکل dTMS فشرده طی ۱۰ روز با کاهش قابلتوجه علائم همراه بودند | افسردگی همه افراد در ۱۰ روز درمان میشود |
| iTBS و تحریک ۱۸ هرتز نتایج بالینی نزدیک به هم داشتند | iTBS در همه شرایط از rTMS بهتر است |
| انجام دو جلسه در روز در این نمونه امکانپذیر بود | هر تعداد جلسه TMS را میتوان بدون توجه به فاصله زمانی در یک روز انجام داد |
| الگوی تغییر ارتباطات EEG میان دو پروتکل متفاوت بود | EEG فعلی میتواند برای هر بیمار بهترین پروتکل را با قطعیت انتخاب کند |
| TMS همراه دارو از دارودرمانی تنها نتایج بهتری نشان داد | TMS باید جایگزین دارو یا رواندرمانی شود |
این مرزبندی شاید از خود درصدها مهمتر باشد. اعداد بالا امیدوارکنندهاند، اما بهمعنای تضمین نتیجه برای یک بیمار مشخص نیستند.
محدودیتهای مهم پژوهش
برای تفسیر حرفهای نتایج باید چند محدودیت را در نظر گرفت:
۱. گروه تحریک ساختگی وجود نداشت
گروه مقایسه، دارودرمانی دریافت کرد و گروه sham یا تحریک ساختگی وجود نداشت. بنابراین اثر انتظار بیمار، میزان تماس با تیم درمان و تجربه حضور در جلسات ممکن است بخشی از تفاوت میان گروهها را توضیح داده باشد. بدون گروه sham نمیتوان تمام بهبود را با قطعیت به اثر اختصاصی تحریک مغزی نسبت داد.
۲. نتایج بر اساس تکمیلکنندگان درمان گزارش شد
از ۸۹ فرد تصادفیسازیشده، ۷۳ نفر ارزیابی پایانی را تکمیل کردند. تحلیل بر اساس تکمیلکنندگان ممکن است نتیجه را خوشبینانهتر از تحلیلی نشان دهد که تمام افراد اولیه را، صرفنظر از تکمیل درمان، در نظر میگیرد.
۳. نمونه کوچک و تکمرکزی بود
هر بازوی نهایی فقط ۱۹ تا ۲۸ نفر داشت. برای اطمینان از تکرارپذیری نتایج، به کارآزماییهای چندمرکزی با نمونه بزرگتر نیاز است.
۴. گروهها در شروع کاملاً یکسان نبودند
میانگین HAMD گروه دارودرمانی در شروع بالاتر بود. این تفاوت اولیه میتواند مقایسه مستقیم نمرات پایانی را پیچیدهتر کند.
۵. دوام اثر هنوز روشن نیست
نتایج اصلی منتشرشده مربوط به پایان دوره کوتاه درمان است. این پژوهش بهتنهایی نشان نمیدهد چه تعداد از بیماران پس از چند ماه همچنان در وضعیت بهبودی باقی میمانند یا چه کسانی به جلسات ادامهدهنده و یادآور نیاز خواهند داشت.
۶. پروتکل و کویل کاملاً مشخص بودند
مطالعه با dTMS و کویل H1 انجام شد. نمیتوان همان درصدهای پاسخ و بهبودی را مستقیماً به iTBS با کویل Figure‑8، کویل Double Cone یا هر دستگاه دیگری نسبت داد.
آیا نتیجه این مطالعه درباره iTBS کلینیک دانا نیز صدق میکند؟
الگوی iTBS را میتوان با دستگاهها و کویلهای مختلف اجرا کرد، اما نتیجه درمان فقط به نام «iTBS» وابسته نیست. محل تحریک، شدت میدان، آستانه حرکتی فرد، تعداد پالسها، فاصله میان جلسات، تعداد کل جلسات، درمانهای همراه و شکل کویل هم اهمیت دارند.
در کلینیک سلامت مغز دانا، iTBS با دستگاه MagVenture و با توجه به هدف درمانی، از کویل Figure‑8 یا Double Cone مخروطی استفاده میشود. این تجهیزات با کویل H1 مطالعه جدید یکسان نیستند:
- کویل Figure‑8 میدان متمرکزتری ایجاد میکند و برای هدفگیری نواحی سطحی قشر مغز کاربرد گستردهای دارد؛
- کویل Double Cone میدان گستردهتر و نفوذ بیشتری ایجاد میکند، اما این ویژگی بهخودیخود به معنای اثربخشی بیشتر برای همه بیماران نیست؛
- کویل H1 دارای طراحی متفاوتی است و در خانواده سامانههای dTMS قرار میگیرد.
بنابراین در معرفی خدمات کلینیک، صحیح نیست که نرخ پاسخ ۸۵٫۷ درصدی این مقاله به درمانهای دانا نسبت داده شود. ارزش واقعی مقاله برای مراجع دانا این است که نشان میدهد الگوی iTBS و برنامههای فشرده ظرفیت کاهش زمان درمان را دارند، اما اجرای بالینی باید بر اساس دستگاه و پروتکل موجود و پس از ارزیابی تخصصی طراحی شود.
آیا ۱۰ روز TMS برای همه کافی است؟
خیر. «۲۰ جلسه در ۱۰ روز» برنامه همین مطالعه بود، نه نسخه ثابت برای همه بیماران.
تعداد و فاصله جلسات میتواند بر اساس عوامل زیر تغییر کند:
- نوع و شدت افسردگی؛
- تعداد درمانهای قبلی و میزان پاسخ به آنها؛
- وجود علائم اضطرابی یا اختلالات همراه؛
- داروهای مصرفی و تغییرات اخیر آنها؛
- سابقه پاسخ به TMS؛
- نوع کویل، هدف مغزی و الگوی تحریک؛
- تحمل فرد در جلسات اولیه؛
- سرعت و میزان تغییر علائم در ارزیابیهای دورهای.
برخی افراد در طول دوره بهبود تدریجی را تجربه میکنند و ممکن است برای رسیدن به پاسخ کاملتر به جلسات بیشتری نیاز داشته باشند. برخی نیز پس از پایان دوره به پیگیری یا جلسات یادآور نیاز پیدا میکنند. تصمیم برای ادامه، توقف یا تغییر پروتکل باید بر پایه ارزیابی علائم باشد، نه صرفاً رسیدن به یک عدد از پیش تعیینشده.
چه کسانی ممکن است کاندید TMS یا iTBS باشند؟
TMS بیشتر برای بزرگسالان مبتلا به افسردگی اساسی بررسی و استفاده شده است؛ بهخصوص افرادی که از درمانهای قبلی پاسخ کافی نگرفتهاند یا عوارض داروها ادامه درمان را برایشان دشوار کرده است. بااینحال، «کاندید بودن» فقط با شنیدن نام بیماری مشخص نمیشود.
پیش از شروع، معمولاً باید موارد زیر بررسی شود:
- تشخیص دقیق افسردگی و افتراق آن از اختلالاتی که میتوانند ظاهر مشابهی داشته باشند؛
- سابقه دورههای خلقی و احتمال اختلال دوقطبی؛
- سابقه تشنج، ضربه مغزی یا بیماریهای عصبی؛
- داروها و مکملهای مصرفی؛
- وجود ایمپلنت یا قطعات فلزی و الکترونیکی؛
- شدت فعلی علائم و نیاز به مداخلات دیگر؛
- درمانهای همزمان مانند دارودرمانی و رواندرمانی.
TMS میتواند بخشی از یک برنامه درمانی ترکیبی باشد. در بسیاری از موارد، دارو یا رواندرمانی در کنار آن ادامه پیدا میکند و هرگونه تغییر دارو باید فقط با نظر پزشک انجام شود.
عوارض TMS و iTBS چیست؟
TMS یک روش غیرتهاجمی است؛ به جراحی، بیهوشی یا بستری نیاز ندارد و فرد معمولاً پس از جلسه میتواند به فعالیتهای روزمره بازگردد. بااینحال، «غیرتهاجمی» به معنای «کاملاً بدون عارضه» نیست.
عوارض شایعتر معمولاً خفیف و گذرا هستند و ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- احساس فشار، درد یا حساسیت در پوست سر؛
- سردرد پس از جلسه؛
- انقباض یا پرش خفیف عضلات صورت هنگام تحریک؛
- سبکی سر یا خستگی موقت.
در کارآزمایی THREE-D، سردرد شایعترین عارضه در هر دو گروه iTBS و rTMS بود و میزان قطع درمان پایین و مشابه گزارش شد.[۴]
عوارض جدی مانند تشنج بسیار نادرند، اما احتمال آنها صفر نیست. تغییرات خلقی به سمت مانیا یا هایپومانیا نیز ممکن است در افراد مستعد رخ دهد. به همین دلیل، غربالگری دقیق، تعیین آستانه حرکتی، رعایت حدود ایمنی، محافظت شنوایی و نظارت درمانی ضروری است.[۵]
وجود ایمپلنت حلزونی، برخی الکترودها و محرکهای کاشتهشده، کلیپس یا کویل آنوریسم، قطعات فلزی حساس به میدان مغناطیسی در نزدیکی سر یا سابقه برخی بیماریهای عصبی میتواند نیازمند منع درمان یا ارزیابی دقیقتر باشد. فهرست موارد احتیاط برای همه افراد یکسان نیست و باید بر اساس فاصله جسم از کویل، جنس آن، نوع دستگاه و شرایط پزشکی فرد بررسی شود.
پرسشهای متداول درباره TMS فشرده و iTBS
آیا iTBS همان TMS است؟
iTBS یکی از الگوهای اجرای rTMS است. تفاوت اصلی آن در نحوه گروهبندی و زمانبندی پالسهاست. TMS نام خانواده کلی روش است و iTBS یکی از پروتکلهای داخل این خانواده محسوب میشود.
تفاوت اصلی iTBS و rTMS معمولی چیست؟
rTMS رایج، پالسها را با یک فرکانس مشخص و در قطارهای تکراری ارائه میکند. iTBS پالسها را بهصورت بستههای سهتایی و در الگوی تتا ارائه میدهد. بسیاری از پروتکلهای استاندارد iTBS در چند دقیقه انجام میشوند، درحالیکه جلسه rTMS متداول معمولاً طولانیتر است. مدت دقیق به تعداد پالسها و تنظیمات دستگاه بستگی دارد.
آیا iTBS مؤثرتر از rTMS است؟
شواهد فعلی بیشتر از «اثربخشی قابلمقایسه» حمایت میکنند، نه برتری همیشگی یکی بر دیگری. مزیت روشن iTBS در بسیاری از پروتکلها کوتاهتر بودن زمان هر جلسه است.[۴]
آیا میتوان TMS را روزی دو بار انجام داد؟
برخی پروتکلهای پژوهشی و بالینی از دو یا چند جلسه در روز استفاده میکنند. اما فاصله میان جلسات، دوز روزانه و وضعیت بیمار باید طبق پروتکل ایمن تعیین شود. دوبرابر کردن خودسرانه جلسات، معادل اجرای TMS فشرده استاندارد نیست.
آیا TMS فشرده افسردگی را در ۱۰ روز درمان میکند؟
این عبارت دقیق نیست. مطالعه سال ۲۰۲۶ نشان داد گروهی از بیماران پس از ۲۰ جلسه طی ۱۰ روز کاهش قابلتوجه علائم داشتند، اما همه بیماران به بهبودی نرسیدند و دوام اثر نیز با این نتایج کوتاهمدت مشخص نمیشود.
برای TMS باید دارو را قطع کرد؟
خیر. TMS در بسیاری از پژوهشها و برنامههای بالینی در کنار دارودرمانی اجرا میشود. قطع یا تغییر دارو بدون نظر پزشک میتواند خطرناک باشد و ممکن است بر ایمنی و نتیجه تحریک نیز اثر بگذارد.
آیا EEG مشخص میکند iTBS برای من بهتر است یا rTMS؟
هنوز نه بهصورت قطعی. EEG میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره الگوهای فعالیت و ارتباطات مغزی ارائه کند، اما تغییرات مشاهدهشده در این مطالعه گروهی بودند و برای انتخاب قطعی پروتکل در یک فرد کافی نیستند.
برای افسردگی کدام کویل بهتر است؛ Figure‑8، مخروطی یا H1؟
هیچ کویلی برای همه بیماران «بهترین» نیست. Figure‑8 میدان متمرکزتری دارد؛ Double Cone میدان گستردهتر و عمیقتری ایجاد میکند؛ و H1 طراحی متفاوتی برای dTMS دارد. انتخاب کویل باید بر اساس هدف مغزی، تشخیص، شواهد مربوط به همان پروتکل و امکانات دستگاه انجام شود.
جمعبندی؛ امیدوارکننده، اما نه یک وعده ۱۰روزه
مطالعه منتشرشده در Molecular Psychiatry نشان داد انجام ۲۰ جلسه dTMS در قالب روزانه دو جلسه و طی ۱۰ روز، همراه با دارودرمانی، میتواند با کاهش چشمگیر علائم افسردگی همراه باشد. iTBS و تحریک ۱۸ هرتز هر دو نتایج بالینی مطلوبی داشتند و تغییرات متفاوتی در ارتباطات EEG ایجاد کردند.
بااینحال، مطالعه کوچک بود، گروه sham نداشت، نتایج اصلی بر اساس تکمیلکنندگان گزارش شد و از کویل H1 استفاده کرد. بنابراین این یافتهها نباید به وعده «درمان افسردگی در ۱۰ روز» یا نرخ موفقیت تضمینشده تبدیل شوند.
اگر میخواهید بدانید TMS یا iTBS برای شرایط شما مناسب است و چه تعداد جلسه، کویل و برنامه درمانی ممکن است منطقیتر باشد، قدم اول ارزیابی تخصصی است. در کلینیک سلامت مغز دانا در شیراز، درمانهای iTBS و rTMS با دستگاه MagVenture و با انتخاب کویل متناسب با هدف درمانی انجام میشوند. تصمیم نهایی پس از بررسی تشخیص، سابقه درمان، داروها، عوامل ایمنی و نیازهای هر فرد گرفته میشود.
توجه: این مطلب صرفاً برای آموزش و اطلاعرسانی است و جایگزین ارزیابی یا توصیه پزشکی فردی نیست. داروهای روانپزشکی را بدون هماهنگی با پزشک قطع یا تغییر ندهید.
منابع
- Yang L, Dai H, Zhu M, et al. Comparison of the clinical efficacy, safety and EEG functional connectivity changes between 18-Hz rTMS and iTBS of accelerated dTMS treatment for major depressive disorder: a randomized controlled trial. Molecular Psychiatry. Published May 11, 2026. مشاهده مقاله
- van Rooij SJH, Arulpragasam AR, McDonald WM, et al. Accelerated TMS—moving quickly into the future of depression treatment. Neuropsychopharmacology. 2024;49:128–137. مشاهده مقاله
- Yang L, et al. Supplementary Material. مشاهده فایل تکمیلی مقاله
- Blumberger DM, Vila-Rodriguez F, Thorpe KE, et al. Effectiveness of theta burst versus high-frequency repetitive transcranial magnetic stimulation in patients with depression: the THREE-D randomised non-inferiority trial. The Lancet. 2018;391:1683–1692. مشاهده در PubMed
- Trapp NT, et al. Consensus review and considerations on TMS to treat depression. 2025. مشاهده در PubMed
