07136476172 - 09172030360 [email protected]

خلاصه مطالعه: اثرات rTMS در افسردگی

یک مطالعه جدید مکانیسم‌های تأثیر تحریک مغناطیسی جمجمه‌ای مکرر بر مغز را در درمان افسردگی نشان می‌دهد. اختلال افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات سلامت روان در حال حاضر است. با این حال، درمان‌های مبتنی بر مکانیسم برای این اختلال ناشناخته هستند. تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال مکرر (rTMS)، یک روش غیر تهاجمی است.

می تواند فعالیت الکتریکی را توسط یک میدان مغناطیسی پالسی در مغز تحریک کند. به عنوان یک درمان موثر برای افسردگی در نظر گرفته می شود. در اینجا، برخی یافته‌های اصلی تحقیقات بالینی و پایه در مورد rTMS برای افسردگی، از جمله اثربخشی ضد افسردگی، اصول اولیه، و همچنین توانایی آن در تنظیم مدارهای عصبی، انتقال‌دهنده‌های عصبی و شبکه‌های مغزی، نوروژنز در هیپوکامپ، و سیناپسی و مولکولی را مرور می‌کنیم.

افسردگی

افسردگی با شیوع سالانه 5 تا 15 درصد به یکی از شایع ترین بیماری های روانی تبدیل شده است. اگرچه استراتژی درمانی معمولی تجویز داروهای ضد افسردگی است. متاسفانه، همه بیماران به درمان های دارویی موجود پاسخ نمی دهند.

بنابراین، مداخلات عصبی زیست‌شناختی که مستقیماً فعالیت مغز را هدف قرار می‌دهند. از جمله rTMS و تحریک جریان مستقیم ترانس کرانیال (tDCS). به عنوان ابزار امیدوارکننده‌ای در زرادخانه درمان روانپزشکی ظاهر شده‌اند.

از این میان، rTMS به طور خاص به عنوان یک درمان ضد افسردگی موثر است. به خصوص برای نوجوانان مبتلا به افسردگی مقاوم به دارو شناخته شده است. هدف از بررسی حاضر بحث در مورد جنبه های اصلی rTMS به عنوان درمانی برای افسردگی برای تقویت درک بهتر مکانیسم های درمانی آن است.

تحریک به روش rTMS  در افسردگی

تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS) یک روش همه کاره است. به طور غیرتهاجمی پردازش عصبی را در مغز تعدیل می کند. درواقع با القای تخلیه کوتاه خازن جریان الکتریکی به یک سیم پیچ تحریک شده عمل می کند. متعاقباً یک میدان مغناطیسی ایجاد می کند. پس از آن باعث دپلاریزاسیون پتانسیل های غشای سلول عصبی می شود.

بافت قشر زیر سیم پیچ بر فعالیت حلقه عصبی مرتبط تاثیر می گذارد. وابسته به زمینه شامل کل پالس ها، فرکانس تحریک و شدت تحریک مغناطیسی، مدت زمان بین هر رشته، و مناطق هدف روی قشر به اثرات زیستی TMS مربوط می شود. انواع و ترکیبات مختلف تحریک و ناحیه هدف مغز می توانند اثرات بیولوژیکی متفاوتی را القا کنند. بسیاری از مدل های محرک خاص می توانند اثرات طولانی مدت بر فعالیت عصبی ایجاد کنند. حتی ممکن است پس از دوره درمان وجود داشته باشند.

منبع: دانشگاه بریتیش کلمبیا

برای اولین بار، محققان نشان دادند که وقتی یک فرد درمان افسردگی موسوم به تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال مکرر (rTMS) را دریافت می کند، چه اتفاقی برای مغز می افتد.

نتایج در مجله آمریکایی روانپزشکی منتشر شد.

rTMS یک درمان افسردگی است. معمولاً زمانی استفاده می شود که سایر رویکردها – مانند داروها – برای بیمار مؤثر نباشند. تخمین زده می شود که تقریباً 40 درصد از افراد مبتلا به افسردگی شدید به داروهای ضد افسردگی پاسخ نمی دهند.

در طول جلسه rTMS، یک دستگاه حاوی یک سیم پیچ الکترومغناطیسی در مقابل پوست سر بیمار قرار می گیرد. سپس این دستگاه بدون درد یک پالس مغناطیسی ارسال می‌کند که سلول‌های عصبی را در ناحیه‌ای از مغز که در کنترل خلق و خوی نقش دارد تحریک می‌کند. یعنی بخشی به نام قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی را تحریک می کند.

اگرچه اثربخشی آن ثابت شده است.

اما مکانیسم های نهفته در پس تاثیرگذاری rTMS بر مغز به خوبی شناخته نشده است. دکتر فیدل ویلا رودریگز، استادیار دپارتمان روانپزشکی UBC می‌گوید: «وقتی برای اولین بار این تحقیق را شروع کردیم، سؤالی که می‌پرسیدیم بسیار ساده بود. می‌خواستیم بدانیم وقتی درمان rTMS در حال انجام است چه اتفاقی برای مغز می‌افتد.

برای پاسخ به این سوال، دکتر ویلا رودریگز و تیمش یک دور rTMS را به بیماران در حالی که در داخل یک اسکنر تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) بودند، تحویل دادند. از آنجایی که MRI می‌تواند فعالیت مغز را اندازه‌گیری کند، محققان توانستند در زمان واقعی ببینند چه تغییراتی در مغز اتفاق می‌افتد.

این تیم دریافتند:

با تحریک قشر پیش پیشانی پشتی-جانبی، چندین ناحیه دیگر از مغز نیز فعال شدند. این نواحی دیگر در عملکردهای متعددی دخیل هستند. از مدیریت پاسخ های احساسی گرفته تا کنترل حافظه و حرکت. سپس شرکت‌کنندگان چهار هفته دیگر تحت درمان rTMS قرار گرفتند. تیم ما بررسی کردند که آیا مناطق فعال شده با بیمارانی که علائم افسردگی کمتری داشتند پس از پایان درمان مرتبط است یا خیر.

دکتر ویلا رودریگز می‌گوید:

«ما دریافتیم که مناطقی از مغز که در طول rTMS-fMRI همزمان فعال می‌شوند، به طور قابل‌توجهی با نتایج خوب مرتبط هستند. دکتر ویلا رودریگز امیدوار است با این نقشه جدید از چگونگی تحریک rTMS نواحی مختلف مغز، از این یافته ها برای تعیین میزان پاسخ بیمار به درمان های rTMS استفاده شود.

او می‌گوید: «با نشان دادن این اصل و شناسایی مناطقی از مغز که توسط rTMS فعال می‌شوند، اکنون می‌توانیم درک کنیم که آیا این الگو می‌تواند به عنوان نشانگر زیستی مورد استفاده قرار گیرد یا خیر.

دکتر ویلا رودریگز اکنون در حال بررسی چگونگی استفاده از rTMS برای درمان طیف وسیعی از اختلالات عصبی روانی است.

او با بخش تحقیقاتی بیماری آلزایمر مرکز سلامت مغز همکاری می کند. تا روش rTMS را به عنوان راهی برای تقویت حافظه در بیمارانی که علائم اولیه بیماری آلزایمر را نشان می‌دهند، ارزیابی کند. او همچنین از مؤسسه تحقیقات بهداشتی کانادا (CIHR) کمک مالی دریافت کرد. تا بررسی کند که آیا الگوهای فعال سازی مغز rTMS را می توان با تغییر در ضربان قلب تشخیص داد.

دکتر Vila-Rodriguez می گوید:  این نوعی تحقیق است. امیدوار است پذیرش و دسترسی گسترده تر درمان های rTMS را در سراسر کشور تشویق کند. با وجود تایید شدن توسط Health Canada   بیست سال پیش، rTMS هنوز به طور گسترده در دسترس نیست. در بریتیش کلمبیا، برخی از کلینیک های خصوصی وجود دارد که rTMS را ارائه می دهند. اما تحت پوشش طرح بهداشت قرار نمی گیرد.

این تحقیق یک تلاش مشترک در سراسر مرکز سلامت مغز است. از جمله محققان DMCBH، دکتر سوفیا فرانگو، دکتر ربکا تاد، و دکتر ارین مک میلان، و همچنین اعضای مرکز تحقیقات UBC MRI از جمله لورا بارلو بود.

هدف 

هدف مطالعه، بررسی ارزش پیش‌بینی تغییرات اتصال عملکردی ناشی از تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال مکرر (rTMS) برای پاسخ بالینی در افسردگی مقاوم به درمان بود.

مواد و روش ها

تغییرات مقطعی در اتصال عملکردی ناشی از یک جلسه rTMS-fMRI همزمان در 38 بیمار سرپایی مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان ارزیابی شد. 26 نفر از آنها زن؛ میانگین سنی 41.87 سال بود. متعاقباً تحت یک دوره 4 هفته‌ای rTMS قرار گرفتند. rTMS با فرکانس 1 هرتز بر روی قشر پری فرونتال پشتی-جانبی راست تحویل داده شد.

تغییرات حاد اتصال عملکردی ناشی از rTMS محاسبه شد. تحت مدل‌سازی پیش‌بینی‌کننده مبتنی بر کانکتوم قرار گرفت. تا ارتباط آن‌ها با تغییرات امتیاز در مقیاس رتبه‌بندی افسردگی مونتگومری-آسبرگ (MADRS) پس از درمان rTMS آزمایش شود.

نتایج

TMS-fMRI تغییرات گسترده، حاد و گذرا را در اتصال عملکردی ایجاد کرد. تغییرات اتصال ناشی از rTMS حدود 30 درصد از واریانس بهبود در امتیاز MADRS را پیش‌بینی کرد. قوی‌ترین ارتباط‌های پیش‌بینی‌کننده شامل ارتباط بین نواحی پیش‌پیشانی و قشرهای حرکتی، جداری، و جزیره‌ای و بین مناطق دو طرفه تالاموس بود.

نتیجه گیری

تغییرات اتصال حاد ناشی از rTMS در بیماران مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان ممکن است نورپلاستی در سطح کلان را که مربوط به تنوع بین فردی در پاسخ درمانی rTMS است، نشان دهد. پدیده های شبکه در مقیاس بزرگ که در طول rTMS رخ می دهند ممکن است برای اطلاع رسانی آزمایشات بالینی آینده نگر مورد استفاده قرار گیرند.

در انستیتو سلامت مغز دانا با کمک جدیدترین روش های تعدیل کننده سیستم عصبی، به درمان انواع اختلالات عصبی می پردازیم.

منبع: How the Brain Changes During Depression Treatment – Neuroscience News

Mechanism of Repetitive Transcranial Magnetic Stimulation for Depression – PMC (nih.gov)

آیا افسردگی می تواند شما را از نظر جسمی بیمار کند؟

آیا افسردگی می تواند باعث از دست دادن حافظه شود؟