07136476172 - 09172030360 [email protected]

چگونه با افرادی که شما را درک نمی کنند (برای افراد درونگرا) رفتار کنیم؟ آیا شما یک درونگرا بصری هستید؟ آیا همیشه احساس می کنید که مورد سوء تفاهم مردم قرار گرفته اید؟ به نظر می رسد هر آنچه شما می گویید اشتباه تفسیر شده است. وقتی چیزی در مورد خود به اشتراک می گذارید. احساس می کنید توسط دیگران مورد قضاوت قرار می گیرید.

 

انگار هیچ کس شما را درک نمی کند.

 

وقتی جوان بودم. حتی خودم را هم نمی فهمیدم. متوجه نشدم که چرا دیگران اینقدر در گروه سرگرم می شوند در حالی که من ترجیح می دهم با کتاب هایم تنها باشم. نمی دانستم چرا اینقدر تخیلی. انتزاعی و متفاوت هستم.

 

چگونه می توانم دیگران را درک کنم. در حالی که من حتی خودم را نمی فهمم؟

 

نمی‌توانستم دیگران را به خاطر نفهمیدن سرزنش کنم زیرا در آن زمان حتی خودم را هم نمی‌فهمیدم. در بیشتر قسمت های زندگی ام به دنبال درک بهتر خودم بودم. و حالا که فهمیدم از نظر روحی و شخصیتی کیستم. دیگر از اینکه سوءتفاهم می‌شود. صدمه نمی‌بینم.

 

می‌توانستم ببینم که چرا دیگران درون‌گراها را درک نمی‌کنند (مخصوصاً آن افراد شهودی مثل من). و من با آن در صلح هستم.

 

چرا مردم افراد درونگرا را درک نمی کنند؟

 

یکی از بزرگترین مشکلاتی که افراد درونگرا با آن روبرو هستند این است که اطرافیان ما را درک نمی کنند. پس از خواندن بسیاری از کتاب ها در مورد MBTI. در نهایت ایده بهتری در مورد دلیل این امر پیدا کردم.

 

هرکسی هم جنبه های درون گرا و هم برون گرا دارد. درونگراها را درونگرا می نامند زیرا عملکرد غالب مغز آنها درونگرایی را ترجیح می دهد. اما مشکل این است که وقتی با افراد دیگر ارتباط برقرار می کنیم. به خصوص با گروه بزرگی از مردم و غریبه ها. تمایل داریم از عملکرد برون گرا خود استفاده کنیم.

 

بنابراین بیشتر مردم ما را از طریق عملکرد برون گرا می شناسند.

 

اما این به سختی بیانگر این است که ما چگونه خود را درک می کنیم و به همین دلیل است که احساس می کنیم دچار سوء تفاهم می شویم.

 

برای درونگراها. آنچه که دیگران می بینند این است که چگونه با دنیای فیزیکی کنار می آییم. من را به عنوان مثال در نظر بگیرید. من یک INFJ هستم. عملکرد غالب من شهود درونگرا و کارکرد کمکی من احساس برونگرا است. چیزی که اکثر مردم با دیدن من می بینند. عملکرد احساس برون گرا من است. مردم مرا به عنوان فردی که سازگار. صمیمی و مهربان است می دانند.

 

بله. هنوز بخشی از شخصیت من است. اما چیزی نیست که بیشتر وقتم را صرف کنم. این فقط نحوه برخورد من با دنیای بیرون است. در مقایسه با فردی مانند یک ENFJ یا ESFJ که عملکرد غالب آنها احساس برون گرا است. من واقعاً تمایل زیادی به برآوردن نیازهای دیگران مانند آنها ندارم. و عملکرد احساس برونگرای من نیز برای دیگران کمتر قابل مشاهده است.

رابطه ی عاطفی با افراد درونگرا – قسمت اول

تا آنجا که ممکن است. من هنوز هم می خواهم نیازهای دیگران را برآورده کنم. اما اگر انجام این کار مستلزم مخالفت با شهودم باشد. معمولاً این کار را نمی‌کنم. بنابراین وقتی صحبت از پیگیری رویاها و چشم انداز من می شود. مردم می توانند از سرسختی من گیج شوند.

 

همچنین کمکی به انتزاعی بودن شهود نمی کند. بدون دانستن این بینش. بینش یا چشم اندازی به دست می آورید. و هیچ واقعیت یا دلیل مشخصی برای حمایت از آن وجود ندارد. به همین دلیل همیشه چالش برانگیز است که دیگران دیدگاه من را درک کنند.

 

پس وقتی مردم شما را درک نمی کنند چه کاری می توانید انجام دهید؟

 

  1. بدانید چرا نیاز دارید که مردم شما را درک کنند.

 

زمانی که پدرم نمی توانست دیدگاه من را ببیند. احساس ناامیدی می کردم. برای من. بیش از یک راه برای انجام کارها وجود دارد و همه چیزهای یکسانی را در زندگی نمی خواهند. چرا او همیشه اصرار دارد که راه او درست است؟ و مهم نیست که چقدر سعی کردم برای او توضیح دهم. به نظر نمی رسد که او متوجه شود.

 

اما یک روز با خودم فکر کردم: «آیا واقعاً مهم است که پدرم مرا درک کند؟ چرا باید دیگران مرا بشناسند؟ من میدانم چه کار دارم میکنم. من کاملاً مسئول زندگیم هستم. حتی اگر دیگران مرا درک نکنند. من همچنان به برنامه‌هایم ادامه می‌دهم. درست است؟»

 

چرا برای کسی مهم است که شما را درک کند؟

 

فهمیدم وقتی مردم مرا نمی فهمند واقعا ناراحت نمی شوم. مشکل واقعی این است که من کمبود عشق. ارتباط و حمایت دیگران را احساس کردم. من از پدرم تأیید و تأیید می‌خواستم. اما به من ندادند. اگر او می گفت: “من نمی فهمم شما چه کار می کنید. اما من به تصمیم شما احترام می گذارم.”

 

بنابراین. نیاز خود را به درک مردم از شما بررسی کنید. آیا وقتی کسی شما را درک می کند خوشحال تر می شوید؟ آیا واقعاً نیاز دارید که همه شما را درک کنند؟

نشان دادن عشق و پذیرش بیشتر به خود ممکن است مهمتر از شناخت دیگران باشد.

 

  1. درک کنید که چگونه به سوء تفاهم کمک می کنید.

 

من واقعاً این عادت را دارم. اگر احساس کنم که طرف مقابل نمی‌فهمد یا به اندازه کافی صبور نیست که به آنچه می‌گویم گوش دهد. معمولاً چیزهای زیادی درباره خودم به اشتراک نمی‌گذارم. اما با انجام این کار. ممکن است من نیز به سوء تفاهم کمک کرده باشم.

 

آیا برای برقراری ارتباط واضح تلاش کردید؟

 

این یک وضعیت تخم مرغ و مرغ است. وقتی تصور می کنیم مردم ما را درک نمی کنند. تلاشی برای درک خودمان نمی کنیم. برعکس آن نیز صادق است. وقتی چیز زیادی درباره خودمان به اشتراک نمی گذاریم. مردم فرصت درک ما را پیدا نمی کنند.

 

من کمی پراکنده هستم. ذهن شهودی من از ایده‌ها به ایده‌ها می‌پرد و وقتی صحبت می‌کنم تمایل دارم به نظر نامنسجم برسم. می دانم اگر بخواهم به طور منسجم صحبت کنم. می توانم. اما برای آماده کردن چیزی که می‌خواهم در ذهنم ابتدا بگویم. تلاش و انرژی زیادی لازم است. بنابراین معمولاً این کار را نمی‌کنم.

به‌علاوه. با وجود اینکه در مواقعی که مردم مرا درک نمی‌کنند احساس تنهایی می‌کردم. در اعماق درونم به نوعی از آن لذت می‌برم. من عاشق این هستم که همه مرموز و خصوصی باشم. بنابراین ناخودآگاه ممکن است من باشم که این فاصله را از افراد دیگر ایجاد کنم.

 

قبل از اینکه دیگران را به خاطر اینکه شما را به اندازه کافی درک نمی کنند سرزنش کنید. شاید بتوانید ببینید که چگونه در ایجاد سوء تفاهم نقش داشته اید. اگر واقعاً می‌خواهید دیگران شما را جذب کنند. روش ارتباط خود را با دیگران تغییر دهید. صریح تر و بازتر باشید.

 

https://www.nerdycreator.com/blog/when-people-dont-understand-you/

 

آیا من درونگرا هستم یا اختلال اضطراب اجتماعی دارم؟ : تفاوت این دو را بدانید.