07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

عشق و دوست داشتن از جمله رفتارهایی اند که از نظر علمی بسیار مورد مطالعه قرار گرفته اما کمتر درک شده اند. بیش از 20 سال پیش، هلن فیشر، دانشمندی که در زمینه انسان شناسی زیستی پژوهش می کرد در این باره مطالعات مهمی انجام داد.

او 166 جامعه مختلف را بررسی کرد و شواهدی در مورد عشق رمانتیک بدست آورد.  در 147 مورد، افراد دچار اشتیاق زیاد، تنفس تند و سرخوشی می شدند. بنابراین دانشمندان استدلال کردند که عشق با بیولوژی ما ارتباط تنگاتنگی دارد.

یک نظریه این است که افراد با عشق در واقع به خود پاداش می دهند.

در سال 2005، اولین تصاویر MRI عملکردی مغز عشاق مشاهده و به صورت علمی بررسی شد. این تیم تحقیقاتی، 2500 اسکن مغزی از دانشجویانی که در حال مشاهده تصویر فرد محبوب خود بودند، تجزیه و تحلیل کردند. نتایج این مطالعه بسیار جالب بود.

بخش های غنی از دوپامین در مغز افرادی که تصویر فرد محبوبشان را مشاهده می کردند بسیار فعال بود. این بخش ها مربوط به احساسات خوب و لذت بخش هستند. دو منطقه فعال و جالب توجه، هسته دم دار و ناحیه تگمنتوم شکمی مغز بود. هسته دم دار منطقه ای مرتبط با پاداش و ادغام تجربه های حسی در رفتارهای اجتماعی است. ناحیه تگمنتوم مغزی نیز مرتبط با لذت، توجه، تمرکز و انگیزه پیگیری کارهاست.

این نواحی بخشی از مدارهای پاداش مغز بوده و جزء بخش هایی اند که از نظر تکاملی قدیمی هستند. دو ناحیه ذکر شده با هسته اکامبنس نیز مرتبط اند. ساختارهای دیگری که به این مدار کمک می کنند آمیگدال، هیپوکمپ و قشر پیشانی اند. این بخش ها به رفتارهایی که به فرد احساس لذت می دهند مرتبط اند. رفتارهایی مانند ارتباط جنسی، مصرف غذای مورد علاقه و مصرف مواد مخدر سبب فعالیت زیادی در این بخش ها می گردد.

تحقیقات اخیر به سرپرستی دکتر اولدز در بیمارستان ماساچوست بوستون در حال انجام است. دکتر اولدز می گوید: می دانیم که مناطق ابتدایی مغز درگیر عشق رمانتیک هستند و این نواحی هنگام صحبت در مورد عزیزان فعالیت زیادی دارد. این مناطق در زوج های عاشق که در حال تجربه عشق رمانتیک هستند برای طولانی مدت فعال می مانند.

هنگامی که عاشق می شویم، مواد شیمیایی مرتبط با مدار پاداش، مغز ما را فرا می گیرد. انواع واکنش های جسمی و عاطفی در ما ایجاد می گردد. ریت ضربان قلب بالا رفته، کف دستهایمان عرق می کند، گونه ها برافروخته شده و احساس اضطراب می کنیم.

در عشق رمانتیک، سطح هورمون کورتیزول بالا می رود و سطح انتقال دهنده عصبی سروتونین کاهش می یابد. دکتر شوارتز می گوید سطح سروتونین پایین سبب رفتارهای مرتبط با شیفتگی می شود.

افکار خاص، وحشت از عشق ناگهانی، دلهره و اضطراب و رفتارهای وسواسی در نتیجه این تغییرات هورمونی اتفاق می افتد.

ترشح زیاد دوپامین و درنتیجه فعالیت زیاد مدار پاداش، منجر به یک تجربه لذت بخش می شود. دکتر اولدز می گوید تغییرات مواد شیمیایی مغز فرد عاشق، مشابه کسی است که به کوکائین یا الکل اعتیاد دارد. این شباهت در تحقیقات دیگری نیز اثبات شده و در ژورنال Science به چاپ رسیده است.

پژوهشی بسیار جالب، نشان داده است که مگس های میوه که از نظر جنسی مورد توجه جفتشان واقع نشده بودند، چهار برابر بیشتر از سایرین به خوردن الکل تمایل داشتند. دکتر شوارتز بیان می کند که این موجودات برای جبران ناکارامدی مسیر پاداش ناشی از این تجربه جنسی، به الکل تمایل بیشتری دارند.

از دیگر مواد شیمیایی موجود در مغز فرد عاشق، اکسی توسین و وازوپرسین را می توان نام برد. این ها همان هورمون هایی اند که در طی بارداری و شیردهی در وابستگی مادر و نوزاد نقش دارند. اکسی توسین در حین رابطه جنسی آزاد می شود و در اثر تماس پوست با پوست افزایش می یابد. این هورمون احساس دلبستگی را عمیق تر می کند و باعث نزدیکی عاطفی بیشتری در زوجین می شود.

اکسی توسین یا هورمون عشق سبب ایجاد احساس رضایت، آرامش و امنیت می گردد. وازوپرسین با رفتارهایی مرتبط است که روابط طولانی مدت بین همسران را ایجاد می کند.

در واقع، رفتارهای مربوط به عملکرد این دو هورمون، نشان می دهد چرا یک عشق پرشور و حرارت با افزایش دلبستگی به تدریج محو می شود.

عشق علاوه بر احساسات مثبتی که ایجاد می کند، مسیر عصبی مسئول احساسات منفی مانند ترس و قضاوت اجتماعی را نیز غیرفعال می کند. این احساسات مثبت و منفی شامل دو مسیر عصبی است. احساسات مثبت مربوط به مسیر ارتباطی قشر پیشانی و هسته اکامبنس است. احساسات منفی مربوط به مسیر ارتباطی هسته اکامبنس و آمیگدال بوده که در رابطه عاشقانه خاموش می شود.

به همین دلیل گفته می شود که فرد عاشق کور است.

در مغز فردی که برای مدت طولانی عاشق می ماند چه اتفاقی می افتد؟

دکتر شوارتز می گوید در عشق های طولانی مدت، احساس اشتیاق شدید و البته اضطراب آرام می شود. فرد عاشق هنوز مشتاق است اما استرس و اضطرابش از بین رفته است. سطح کورتیزول و سروتونین نیز به حالت طبیعی بر می گردد.

عشق که به عنوان یک عامل استرس زا برای مغزمان محسوب می شد، اکنون به یک سپری در برابر استرس تبدیل می شود.

مناطق مغزی مرتبط با پاداش و لذت با ادامه روابط عاشقانه هنوز فعال اند، اما اشتیاق مداوم که در عشق عاشقانه، ذاتی است اغلب کاهش می یابد.

بسیاری از پژوهشگران معتقدند که با گذشت زمان، تغییرات اجتناب ناپذیری در عشق ایجاد می شود. عشق پرشور به یک عشق دلسوزانه تبدیل می گردد. اما این بدان معنی نیست که جرقه های عاشقانه برای زوج هایی که مدت طولانی از عشقشان می گذرد فرونشسته است.

مطالعه ای که در سال 2020 در نیویورک انجام شد، نشان داد که عشق های پرشور و دیوانه وار، پس از دهه ها نیز باقی می مانند. این تیم تحقیقاتی، اسکن مغزی زوجینی که به طور متوسط 21 سال از ازدواجشان می گذشت را بررسی کردند. همچنان فعالیت مناطق غنی از دوپامین مشاهده گردید. این مطالعه نشان می دهد درحالیکه دلهره اولیه از بین می رود، می توان هیجان عاشقانه را حفظ کرد.

دکتر شوارتز گفت: تحقیقات پیشرفته اخیر ثابت می کند وقتی زوجین بعد از سالها می گویند عاشق شریک زندگی اشان هستند، دروغ نمی گویند.

وی بیان کرد زوجینی که مدت زیادی از عشق پرشورشان گذشته است می توانند اشتیاق اولیه را احیا کنند. او این پدیده را زنگ زندگی نامید. زوجین کافیست تا به عشق پر شور و حرارت اولیه خود بیندیشند. تکرار این تفکرات سبب فعال شدن مجدد مسیرهای قبل حتی شدیدتر از گذشته می شود.

 

منبع: https://hms.harvard.edu/news-events/publications-archive/brain/love-brain

پاداش یا تنبیه! کدام جواب می دهد؟

واحد خواب (اختلالات خواب-سلامت خواب)

 

مزایا و عوارض قرص ریتالین در کودکان و بزرگسالان