07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

سوال :
من خاطرات بد زیادی در ذهنم دارم و دلم می خواهد آن ها را فراموش کنم.هر بار که اتفاقات بد دوره ی خاصی از زندگی ام را به یاد می آورم آشفته می شوم. چه طور می توانم مانع شوم که این خاطرات، بی محابا در ذهنم پدیدار نشوند؟

جواب کوتاه:
خاطرات بد می توانند روند زندگی روزانه ی ما را مختل کنند. و گاهی هر چه ما بیشتر تلاش کنیم آن ها را کنار بزنیم، بیشتر در ذهن ما جولان می دهند.خوشبختانه راهکار هایی وجود دارد که می تواند به شما در برخورد با این خاطرات و مدیریت آن ها کمک کند.

 

 

خاطراتی که بار عاطفی دارند، همیشه ردی از خود باقی می گذارند.

‏این خاطره ی بد که در سوال به آن اشاره شد می تواند یک خاطره ی پر از آسیب باشد، مثلا یک تجربه ی نزدیک به مرگ. یا می تواند خاطراتی که الزاما وحشتناک نیستند اما هنوز اذیت کننده هستند باشد. مثلا دعوت نشدن به یک مهمانی یا شنیدن یک حرف ناخوشایند از یک دوست.
در هر صورت ما می دانیم خاطرات احساسی، یک رد پا در مغز ما باقی می گذارند. ممکن است شما جزییات خاطرات کودکی خود را به یاد نیاورید یا دقیقا یادتان نباشد در مهمانی دو سال پیش همکارانتان چه حرف هایی زدند اما شما زمان هایی که طرد شده اید، ترسیده اید یا احساس شرم کرده اید را به خاطر می آورید.
معز ما نسبت به اتفاقاتی که بار احساسی زیادی دارند متفاوت واکنش نشان می دهد.آمیگدال، توجه حسی ما را افزایش می دهد و این فرایند ممکن است شیوه ی ذخیره ی خاطره را بهینه تر و قدرتمند تر کند.

 

محرک های خود را بشناسید.

ممکن است مکان ها، بو ها یا تجربیات خاصی باعث شوند شما به این خاطرات بیشتر فکر کنید.

برای مثال اگر خاطره ای از مسخره شدن در یک کافه دارید،ممکن است نسبت به بوی غذاهای خاصی حساس شوید.
یا اگر مدتی را در جنگ گذرانده اید ممکن است صداهای بلند شما را تحریک کند.
زمانی که محرک های خود را بشناسید می توانید تصمیم بگیرید چه طور به آن ها پاسخ دهید.
ممکن است تصمیم بگیرید صرفا از آن موقعیت ها اجتناب کنید. یا تصمیمات دیگری نسبت به حضور در آن موقعیت ها بگیرید.
یا ممکن است یادبگیرید که شناخت علت حضور آن خاطرات می تواند به شما در کنترل آن ها کمک کند. زمانی که متوجه می شوید آن خاطرات به طور اتفاقی در ذهن شما پرسه نمیزنند بلکه محرک هایی برای آن ها وجود دارد بیشتر احساس کنترل بر موقعیت می کنید.
گفتن اینکه ” این خاطره را به یاد آوردم چون چیزی را دیدم که آن موقعیت را به یادم آورد” می تواند به شما کمک کند حس بهتری داشته باشید.
راه دیگر آن است که آن محرک ها را با خاطرات جدید و مثبتی جایگزین کنید.برای مثال اگر نسبت به بوی غذای خاصی حساس هستید، در زمان هایی که کار های خوشایندی می کنید آن غذا را بخورید. مغز در این صورت بوی آن غذا را به موقعیت های مثبت ربط می دهد.

 

خاطرات خود را بنویسید

ممکن است متوجه شوید که هر چه بیشتر از آن خاطره اجتنباب می کنید بیشتر گرفتار آن می شوید. در این صورت بهتر است با آن موقعیت مواجه شوید.
در صورت وجود اختلال اضطراب پس از سانحه ممکن است کابوس ها، فلش بک ها و موارد مشابهی را تجربه کنید.
در این صورت درمان می تواند کمک کننده باشد.
یکی از راه ها می تواند این باشد : حرف زدن راجع به ان واقعه تا جایی که دیگر برایتان دردناک نباشد.

در نوشتن خاطرات خود تا جایی که می توانید منطقی و با اشاره به واقعیت ها بنویسید. در اینکه چه قدر اتفاق وحشتناکی افتاده و شما چه حس بدی داشته اید غرق نشوید.
این کار به شما در مرتب کردن خاطرات و کم شدن احساس ناراحتی نسبت به آنها کمک می کند.

 

با یک درمانگر صحبت کنید.

درمانگر ممکن است به شما کمک کند روایتی که از آن اتفاق برای خود دارید را تغییر دهید. برای مثال اگر خاطرات شما احساس بدی در مورد خودتان به شما می دهند، درمانگر به شما کمک می کند بپذیرید که تقصر شما نبوده است که اتفاقات ناگواری برای شما افتاده است.

منبع:

verywellmind.com

مطالب مرتبط با آنچه خواندید:

 

چرا خاطرات با احساسات رابطه بسیار قوی دارند؟

اهمیت گریه کردن در کاهش استرس و درمان

6 گام برای شناخت کودک درون

نشانه ها و تفاوت ها در مغز افراد تنها

رواندرمانی چه طور مغز ما را تغییر می دهد؟

برای کاهش استرس باید قبل از هر چیز از خود مراقبت کنیم

راه هایی مقابله با “خستگی قرنطینه”

اختلال “افسردگی فصلی” را بشناسیم