07136476172 - 09172030360 [email protected]

تصور کنید مجبور هستید بارها و بارها بین کاری که از انجام دادن آن لذت می برید و دردی که ممکن است برای شما ایجاد کند، چه فیزیکی و چه احساسی، یکی را انتخاب کنید. اگر با شرایطی مانند افسردگی، اضطراب یا درد مزمن زندگی می کنید، احتمالاً با انجام این انتخاب های دشوار به صورت روزانه یا هفتگی آشنا هستید. اما به طور شگفت انگیزی اطلاعات کمی در مورد اینکه کدام بخش از مغز در تصمیم گیری هایی از این دست نقش دارد، وجود دارد.

نابرده رنج گنج میسر نمی شود؟ چگونه مغز بین درد و سود انتخاب می کند جسم مخطط شکمی نقش مهمی در انتخاب درد آینده در مقابل سود آینده دارد.

 

منبع: دانشگاه مک گیل

 

در مقاله اخیر در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم، محققان دانشگاه مک گیل نشان دادند که جسم مخطط شکمی نقش مهمی در انتخاب درد آینده در مقابل سود آینده دارد. جالب اینجاست که این ناحیه مغز قبلاً به عنوان درگیر انگیزه و پاداش شناسایی شده است، اما تاکنون با درد همراه نبوده است. این کشف می تواند درمان طیف وسیعی از اختلالات را که با اجتناب بیش از حد مشخص می شوند، پیشرفت دهد.

 

برای مشاهده اینکه کدام مناطق مغز در هنگام تصمیم گیری در مورد درد و سود آینده فعال می شوند، از شرکت کنندگان در مطالعه اخیر خواسته شد تا در ازای مقدار معینی (تصادفی)سود، مقدار معینی (تصادفی) درد را انتخاب کنند. – یا بالعکس

 

تماشای مغز در حال انتخاب

 

از آنجایی که از شرکت کنندگان خواسته شد تا به طور مکرر (100 آزمایش) بین پیشنهادهای موفقیت آمیز درد یا سود انتخاب کنند، محققان از اسکن مغز برای نظارت بر مناطق فعالیت مغزی استفاده کردند. آنها کشف کردند که، اگرچه بسیاری از مناطق مختلف مغز با دردهای آینده یا پیشنهادات پولی مرتبط است، یک منطقه خاص وجود دارد، مخطط شکمی، که به طور سیستماتیک به عنوان تابعی از درد یا پاداش های آینده فعال یا غیرفعال می شود.

 

با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشینی، محققان توانستند الگوهایی از فعالیت مغز را شناسایی کنند که به آنها اجازه می‌دهد نه تنها میزان درد و پاداش پیشنهادی را پیش‌بینی کنند، بلکه همچنین می‌توانند این پیشنهادات را بپذیرند یا رد کنند یا خیر. آن‌ها در واقع مراقب مغز بودند که بین درد و سود آینده تصمیم می‌گیرد.

ماتیو روی، دانشیار دپارتمان روانشناسی مک گیل و نویسنده ارشد این مقاله، می گوید: «تقریباً مانند دیدن یک سوئیچ کم نور بود که به سمت بالا یا پایین حرکت می کرد، بسته به اینکه آیا درد یا سود ارائه می شود.

 

ما متوجه شدیم که همانطور که انتظار می‌رفت وقتی پول پیشنهاد می‌شد، فعالیت در جسم مخطط شکمی افزایش یافت. اما آنچه جالب بود این بود که فعالیت در همان ناحیه مغز به نسبت درد ارائه شده کاهش می‌یابد. این نشان می‌دهد که بازنمایی مشترکی از درد و سود در جسم مخطط شکمی وجود دارد، تقریباً یک واحد پول رایج در تصمیم‌گیری که در آن باید این دو را با هم مقایسه کنید.

 

واحد علوم اعصاب رفتاری (اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات خلقی-رفتاری)

 

درد عاطفی و جسمی مناطق مشابه مغز را فعال می کند.

 

احساسات در کجای بدن صدمه می زند؟

 

هنگامی که افراد درد عاطفی را احساس می کنند، همان نواحی مغز فعال می شوند که درد فیزیکی افراد احساس می شود: اینسولای قدامی و قشر کمربندی قدامی. در یک مطالعه، این مناطق زمانی فعال شدند که افراد یک طرد اجتماعی تجربی از سوی همسالان را تجربه کردند. در یک مطالعه واقعی دیگر، همان مناطق زمانی فعال شدند که افرادی که اخیراً از شرکای عاشقانه جدا شده بودند، تصاویر شریک قبلی را مشاهده کردند.

 

بنابراین، اگر دردهای فیزیکی و احساسی علائم عصبی مشابهی دارند، چرا تایلنول (استامینوفن) را برای غم، از دست دادن یا ناامیدی

مصرف نکنید؟

 

در یک مطالعه، افرادی که اخیرا طرد اجتماعی را تجربه کرده بودند به طور تصادفی به مدت سه هفته روزانه استامینوفن در مقابل دارونما مصرف کردند. افراد مبتلا به استامینوفن احساس آسیب کمتری را در آن دوره گزارش کردند. هنگامی که مغز آنها در پایان دوره درمان اسکن شد، مصرف کنندگان استامینوفن در انسولای قدامی و قشر سینگولیت قدامی فعالیت کمتری داشتند.

 

این مطالعه به منظور معرفی استامینوفن و سایر مسکن ها به عنوان داروهای روانگردان انجام نشد. در عوض، ایده این بود که تأکید کنیم که در طول تکامل، بدن ما تصمیم گرفت مسیر اقتصادی را در پیش بگیرد و از یک سیستم عصبی واحد برای تشخیص و احساس درد، صرف نظر از اینکه درد عاطفی یا فیزیکی باشد، استفاده کند. اگرچه ممکن است مصرف مسکن در مرحله حاد درد جسمی و احساسی ایده خوبی باشد، اما هیچ کس این دارو را درمانی طولانی مدت برای مقابله با احساسات آسیب دیده و غم و اندوه پیشنهاد نمی کند.

 

درد فیزیکی و احساسی با هم

 

البته درد همیشه هم یک تجربه فیزیکی و هم احساسی است. اگر انگشت پایم را خنثی کنم، علاوه بر درد جسمانی، احتمالاً از خودم یا از شخص دیگری که راحت است سرزنش کنم، عصبانی یا ناامید خواهم شد (چرا آن جعبه را در راهرو جا گذاشتی که من آن را نمی دیدم. تا زمانی که به خودم صدمه زدم؟ حالا ببین چه کردی!).

وقتی صحبت از سرزنش شد، وقتی افرادی که این مطالعات را انجام می‌دهند (و همچنین کسانی که آن‌ها را از نظر بالینی به کار می‌برند) به اندازه کافی وارد بدن نمی‌شوند، احساس ناراحتی می‌کنم. درد عاطفی فقط از نظر روانی صدمه نمی زند.

 

این روزها، به نظر می رسد، کشف پیوند بین یک منطقه مغز و یک تجربه روانشناختی به این تجربه هاله ای از اصالت می بخشد، انگار که می گویند: “اکنون می دانیم که واقعی است.” همچنین، گاهی اوقات مردم با خواندن یا شنیدن اینکه افسردگی، اضطراب و بسیاری از بیماری‌های روان‌شناختی نشانه‌های عصبی خاصی دارند، می‌گویند: «این فقط در ذهن من نیست». خوب، موافقم، اما مغز اتفاقاً در سر قرار دارد. (شاید گفتن اینکه این فقط تخیل من نیست دقیق تر باشد؟)

 

https://neurosciencenews.com/ventral-striatum-profit-pain-21089/

https://www.psychologytoday.com/us/blog/body-sense/201204/emotional-and-physical-pain-activate-similar-brain-regions

 

احساس همدلی در هنگام ایجاد محرک درد از دیدگاه خود فرد و شخص ناظر

 

مدیتیشن مبتنی بر ذهن آگاهی، درد را کاهش می دهد!