07136476172 - 09172030360 info@danabrain.ir

رفتارهای اختلال خوردن به دلیل تغییر در روند پاسخ پاداش مغز و تغییر در شبکه کنترل مصرف غذا تقویت می شود.

 

محققان دریافتند که رفتارهای بی نظمی در خوردن غذا ، مانند پرخوری ، روند پاداش مغز و مدار کنترل مصرف غذا را تغییر می دهد ، که می تواند این رفتارها را تقویت کند. درک چگونگی تعامل رفتارهای اختلال خوردن و نوروبیولوژی می تواند روشن کند که چرا این اختلالات اغلب مزمن می شوند و می توانند به پیشرفت درمان های آینده کمک کنند.

 

این مطالعه که در JAMA Psychiatry منتشر و توسط موسسه ملی بهداشت حمایت شده است.

 

جانانی پرابهاکار ، Ph.D. ، از بخش تحقیقات ترجمه در انستیتوی ملی بهداشت روان ، بخشی از NIH ، گفت: “این کار از آن جهت قابل توجه است که عوامل بیولوژیکی و رفتاری متقابل را تحت تأثیر قرار می دهد و بر رفتارهای غذایی تأثیر منفی می گذارد.”این دانش ما را در مورد علل اصلی بیولوژیکی بروز علائم رفتاری مربوط به اختلالات خوردن تعمیق می بخشد و به محققان و پزشکان اطلاعات بهتری در مورد نحوه ، زمان و تاثیری که می گذارد، می دهد.”

6 غذای که سروتونین مغزمان را بالا می برد!

اختلالات خوردن یک بیماری جدی روانی است که می تواند منجر به عوارض شدیدی از جمله مرگ شود. اختلالات شایع خوردن شامل بی اشتهایی عصبی ، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری است. رفتارهای مرتبط با اختلالات خوردن می توانند از نظر نوع و شدت متفاوت باشند و شامل اعمالی مانند پرخوری ، پاکسازی و محدود کردن مصرف غذا می شوند.

 

در این مطالعه ، گویدو فرانک ، دکتر ، از دانشگاه کالیفرنیا سان دیگو ، و همکارانش می خواستند ببینند که چگونه رفتارهای سراسر طیف اختلال خوردن بر پاسخ پاداش در مغز تأثیر می گذارد ، چگونه تغییرات در پاسخ پاداش مدار کنترل مصرف غذا را تغییر می دهد و آیا اینها تغییرات باعث تقویت رفتارهای اختلال خوردن می شود.

 

در این مطالعه 197 زن با اختلالات مختلف تغذیه ای (از جمله بی اشتهایی عصبی ، پرخوری عصبی ، اختلال پرخوری و سایر اختلالات تغذیه ای و غذایی) و شاخص های مختلف توده بدنی (BMI) مرتبط با رفتارهای اختلال خوردن و همچنین 120 زن بدون اختلالات اشتها.

محققان از تصویربرداری عملکردی مقطعی مغز برای مطالعه پاسخ های مغز در طی یک کار پاداش چشایی استفاده کردند. در طول این کار ، شرکت کنندگان یک محرک شیرین غیر منتظره و برجسته (طعم محلول قند) را دریافت کردند یا از آنها محروم شدند. محققان یک پاسخ پاداش مغزی معروف به “خطای پیش بینی” ، یک فرآیند سیگنالینگ مربوط به دوپامین را اندازه گیری می کنند که میزان انحراف از انتظار را اندازه گیری می کند ، یا اینکه چطور یک فرد محرک غیرمنتظره را متعجب می کند.

 

یک خطای پیش بینی بالاتر نشان می دهد که فرد تعجب بیشتری داشته است ، در حالی که یک خطای پیش بینی کمتر تعجب کرده است. آنها همچنین بررسی کردند که آیا این پاسخ مغزی با مدارهای شکمی – مخروطی – هیپوتالاموس مرتبط است ، یک سیستم عصبی همراه با کنترل مصرف غذا.

 

محققان دریافتند که هیچ ارتباط معنی داری بین BMI ، رفتار بی نظمی در خوردن و پاسخ پاداش مغزی در گروه زنان بدون اختلالات خوردن وجود ندارد. در گروه زنان مبتلا به اختلالات خوردن ، BMI بالاتر و رفتارهای پرخوری با پاسخ خطای پیش بینی کمتر همراه بود.

بعلاوه ، برای زنان مبتلا به اختلالات خوردن ، جهت اتصال جسم مخطط – هیپوتالاموس معکوس ،کسانی بودند که اختلالات خوردن ندارند ، با اتصال از جسم مخطط شکمی به هیپوتالاموس هدایت می شود. این اتصال به طور مثبت با پاسخ خطای پیش بینی ارتباط داشت و با احساس عدم کنترل پس از خوردن غذا ارتباط منفی داشت.

هسته شکمی هیپوتالاموس یک هسته مورفولوژیکی متمایز است که در خاتمه گرسنگی ، ترس ، تنظیم مجدد دما و فعالیت جنسی نقش دارد.”این منطقه  با تشخیص احساس سیری درگیر است. تحریک الکتریکی هیپوتالاموس شکمی هم استفاده از چربی و هم میزان متابولیسم را افزایش می دهد که مرتبط با رفتار تغذیه ای است.

 

این نتایج نشان می دهد که برای زنان مبتلا به اختلالات خوردن ، رفتارهای بی نظمی در خوردن و کاهش بیش از حد وزن یا

افزایش وزن ، واکنش مدار پاداش مربوط به دوپامین مغز را تعدیل می کند ، مدارهای مغزی را در ارتباط با کنترل مصرف غذا تغییر

می دهد و به طور بالقوه رفتارهای اختلال خوردن را تقویت می کند. به عنوان مثال ، زنان مبتلا به بی اشتهایی عصبی ، مصرف

محدود کننده مواد غذایی و BMI پایین ، پاسخ خطای پیش بینی زیادی داشتند.

 

این پاسخ ممکن است مدار کنترل مصرف مواد غذایی آنها را تقویت کند ، منجر به این می شود که این زنان نشانه های گرسنگی را کنار بگذارند. در مقابل ، به نظر می رسد که عکس این مسئله در مورد زنانی که دوره های پرخوری و BMI بالاتر دارند وجود دارد.

این مطالعه مدلی برای چگونگی ارتقا ویژگی های رفتاری در مشکلات تغذیه ای و تغییر BMI و چگونگی تعامل رفتارهای اختلال خوردن ، اضطراب ، خلق و خو و عصب شناسی مغزی فراهم می کند تا چرخه معیوب اختلالات خوردن را تقویت کند ، بهبودی را بسیار دشوار می کند. ” .

 

به طور کلی ، این مطالعه نشان می دهد که ویژگی های رفتاری ، از جمله رفتار مصرف غذا ، با تعدیل پاسخ پاداش داخلی فرد و تغییر مدار کنترل مصرف غذا ، در حفظ و پیشرفت اختلال خوردن نقش دارند. با این حال ، تحقیقات بیشتری برای بررسی روش های درمانی مورد نیاز است که می تواند رفتارهای افراد مبتلا به اختلالات خوردن را هدف قرار داده و تغییر دهد تا بهبودی پایدار حاصل شود.

بوی غذا چگونه ما را جذب می کند؟

 

تأثیر واقعیت افزوده بر طعم غذا