07136476172 - 09172030360 [email protected]

در اینجا چیز جدیدی وجود دارد که باید بابت وجود ​آن سپاسگذار بود: سفر طولانی و تکاملی که “مغز بزرگ” و “عمر طولانی” شما را به شما سپرده است.

با ادای احترام به اجداد اولیه ما که پخت و پز را بیش از یک میلیون سال پیش اختراع کردند، شما عضو یک گونه هستید که دارای تعداد زیادی نورون در قشر مغز خود می باشید. با آنها دوران کودکی طولانی و طول عمر بیش از یک قرن را می توانید داشته باشید که انسان ها را منحصر به فرد می سازد.

تمام این توفیق، قشر بزرگتر مغز شما، به معنای این است که می توانید چهار نسل را در یک وعده غذایی جمع کنید تا تبادل اطلاعات کنید، اطلاعات را به دانش تبدیل کنید.

حتی ممکن است بخواهید از یک دستاورد دیگر قشر مغز انسانی که دارای تعداد زیادی سلولهای عصبی می باشد، سپاسگزار باشید: تمام فناوریهایی که به مردم امکان می دهد تا در سراسر جهان گسترش یابند و به صورت حضوری با یکدیگر صحبت کنند، یا حتی از طریق کلماتی که مستقیماً از راه دور در گوش شما زمزمه می شوند.

 

 

 

مغزهای ساخته شده از سلولها، اما به چه تعداد؟

 

هنگام کار در علوم اعصاب و ارتباطات علمی، متوجه شدم که از هر 6 نفر، 10 نفر تحصیل کرده دانشگاه معتقدند که فقط 10٪ از مغز خود را استفاده می کنند. باید بگویم که  آنها اشتباه می کنند: ما از همه آن ها استفاده می کنیم، فقط در زمان های مختلف.

به نظر می رسید که این عقیده توسط اظهارات در کتب درسی و مقالات علمی پشتیبانی می شود که “مغز انسان از 100 میلیارد نورون و 10 برابر تعداد سلولهای گلیال حامی ساخته شده است”. آیا این عدد واقعیت است یا حدس زده شده. آیا کسی واقعاً می داند که این تعداد سلول های مغز انسان است؟

واقعیت این است که کسی نمی داند:

دانشمندان علوم اعصاب عقیده نادرستی داشتند. برخی تخمین ها 10 تا 20 میلیارد نورون را برای قشر مغز انسان پیشنهاد می کنند، برخی دیگر 60 تا 80 میلیارد را در منطقه دیگری به نام مخچه. با توجه به اینکه بقیه مغز در مقایسه با آن کاملاً پراکنده است، تعداد سلولهای عصبی در کل مغز انسان به طور قطع به 100 میلیارد نزدیک بود.

 دانشمندان علوم اعصاب برای اصلاح ژن ها و روشن کردن قسمت هایی از مغز به ابزارهای نسبتا ساده ای مسلح بودند، در حالیکه، هنوز درباره چگونگی ساختار مغزهای مختلف و مقایسه مغز انسان در مقایسه با دیگر موجودات زنده در تاریکی به سر می بردند.

 

 

 

شمارش نورون ها در سوپ مغز

 

بنابراین من راهی برای درست و سریع شمردن تعداد سلول مغز طراحی کردم. 15 سال در جمع آوری مغزها صرف شد و سپس آنها را به سوپ تبدیل کردم که توسط میکروسکوپ بررسی کردم. 

همانطور که معلوم شد، روش های زیادی برای کنار هم قرار دادن مغزها وجود دارد: پریمات ها مانند ما دارای نورون های بیشتری در قشر مغز نسبت به سایر پستانداران هستند، صرف نظر از اندازه مغز.

اگر این نورون ها مانند نورون های یک فیل بزرگ باشند، مغز می تواند بزرگ باشد اما از نورون های نسبتاً کمی ساخته شده باشد. نورونهای پریمات ها نسبتا کوچک هستند، و نورون های پرنده حتی کوچکتر نیز می باشد، بنابراین حتی کوچکترین مغز پرنده نیز می تواند تعداد زیادی از نورون ها را در خود پنهان کند. 

هنگام مقایسه مغز، ما به تعداد سلولهای عصبی در قشر اهمیت می دهیم، زیرا این ناحیه از مغز است که به ما امکان می دهد فراتر از تشخیص و پاسخ ساده به محرک ها قدم گذاشته، به ما این امکان را می دهد که از گذشته درس بگیریم و برای آینده برنامه ریزی کنیم.

از آنجا که نورون ها قطعات لگو هستند که مغز را تشکیل میدهند و اطلاعات را پردازش می کنند، هرچه سلول های عصبی قشر مغزی بیشتر باشد، آن گونه، از نظر توانایی وعملکرد شناختی انعطاف پذیر و پیچیده تر از سایر گونه ها می باشد، صرف نظر از اندازه. و نه فقط این: اخیراً دریافتم که هر چقدر نورون های قشر مغزی بیشتر باشد، طول عمر آن گونه بیشتر خواهد بود. 

بنابراین به نظر می رسد دریافت نورونهای قشر بیشتر یک معامله دو به یک است: توانایی های ذهنی بیشتری را خواهید داشت، و از طول عمر بیشتری بهره مند خواهید شد.

 

تعداد بسیار زیادی از نورونها هزینه بسیار بیشتری را صرف می کنند

 

اگر انسان ها هنوز غذاهای خام را مصرف میکردند، مانند سایر پریمات ها، آنها باید هر روز بیش از نه ساعت را صرف جستجو، جمع آوری، ومصرف غذا برای تغذیه 16 میلیارد نورون قشر مغزی خود میکردند. کشف برق یا ساخت هواپیما را فراموش کنید. دیگر نمی توانستیم به ستاره ها نگاه کنیم و از اینکه چه ماهیتی دارند تعجب کنیم.  میمون ها، که تنها تقریباً نیمی از سلولهای عصبی قشر مغز ما دارند، بیش از هشت ساعت در روز صرف پیدا کردن وخوردن غذا می کنند.

اما اجداد ما فهمیدند چگونه تقلب کنند تا با ابزارهای سنگی و بعداً با آتش، از طبیعت بیشتر بهره بگیرند. آنها آشپزی را اختراع کردند و تاریخ بشر را تغییر دادند. وقتی غذا از قبل فرآوری می شود و با آتش پخته می شود، غذا سریعتر و بسیار کارآمدتر خواهد بود.

با داشتن مقدار زیادی کالری موجود در زمان بسیار کمتر، نسلهای جدید مغزهای بزرگتر و بزرگتری کسب کردند. و هرچه نورونهای قشر مغزی آنها بیشتر باشد، بچه ها دوران کودکی طولانی تری داشتند، والدین آنها بیشتر زندگی می کردند و بیشتر می توانستند از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بیاموزند. فرهنگ ها خیلی زود رونق گرفت. در دوران دانشکده و کسب دانش، فناوری شکوفا شد و به زندگی خود ادامه داد و پیچیده تر شد.

 

 

با فرهنگ فراوان برای به اشتراک گذاشتن، آنچه ما را انسان مدرن می سازد بسیار فراتر از زیست شناسی انسانی ما شده است. متولد شدن با تعداد بسیار زیادی از نورونها پتانسیل زندگی طولانی و آهسته را به ما می دهد، مغزهای ما این شانس را دارند که با آنچه نسلهای قبل از ما آموخته اند، تربیت شویم و سایرین را نیز آموزش دهیم. ما انسانهای مدرن باقی خواهیم ماند تا زمانی که مایل به جشن گرفتن تفاوت های خود باشیم و دانش، داستانهای موفقیت و شکست، امیدها و آرزوهایمان را به اشتراک بگذاریم.

 

برای اطلاعات بیشتر به موسسه سلامت مغز دانا مراجعه کنید. 

منبع:

 The Conversation